Faded Memories
Kanalga Telegram’da o‘tish
a place for the memories we were never ready to forget
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
928
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+537 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
تهش قرار بمیریم؟
پس بیا نترسیم،
به ته هیچی فکر نکنیم،
ریسک کنیم، وقتی
ناراحتیم گریه کنیم،
موزیکامونو گوش بدیم،
قهقهه بزنیم،
زمین بخوریم
زیر بارون خیس خیس
بشیم
شب گردی کنیم
دیوونگی کنیم،
بیا زندگی کنیم.
من safeترین، مهربونترین و دلسوزترین آدمی بودم که میتونستی تو زندگیت داشته باشی و از دستش دادی، تو بد باختی.
داری تو گالریت میچرخی یهو میزنی رو یه عکس کاملا بیربط و انگار کلا میری تو حال و هوای اون موقع و هی یادت میاد، هی یادت میاد، هی یادت میاد.
زخم هایش را بوسید و از خودش بابت تمام آنها عذرخواهی کرد. زندگیاش را در آغوش گرفت و از میان تاریکی جوانه زد.
پاییز عزیزم
من برای
اومدنت
خیلی
صبر کردم
لطفا
پر از
روزای
بارونی و
اتفاقای
خوب باش.
اره تتلوی عزیز
با اینکه با اون انگار من تو بهشتم ولی نمیخوامش،
تا وقتی که خب حرکات اون زشتن.
🙅🏿♀️
تو هیچوقت قرار نیست بفهمی من برای اینکه تورو ناراحت نکنم، چقدر خودم رو ناراحت کردم.
