˚.⋆𝖮𝗇𝖾 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆༉
Kanalga Telegram’da o‘tish
Let's dream TOGETHER🦋 Unknown💫 @OneTXTdreaMbot Here you can talk with our team☆ https://t.me/+FNsFBfaqxxg0ODFk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
540
Obunachilar
+324 soatlar
+237 kun
+7830 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
+4
I'm a lil' vanilla (get me, get me, get me right) Shawty, get me right (get me, get me, get me right) I'm a lil' vanilla (get me, get me, get me right) Get right, get right I'm a lil' vanilla (get me, get me, get me right) Shawty, get me right (get me, get me, get me right) Oh, lil' vanilla (gеt me, get me, gеt me right) Get right, get right, get right, right, right
Repost from N/a
One shot:Open the door
Genre:Horror • Mystery • Psychological • Supernatural
Couple:yeongyu
شب، خموشانه بر شانههای خانه نشسته بود. آخرین رگههای روشنایی آسمان زیر بار ابر های سربی میشکست و پیش از رسیدن به اتاق در ظلمت و سواد فرو میمرد. سرما میان شکاف ظریف پنجرهها میخزید و دژمگی از شیشههای خانه میگریخت. ناگهان آوازی خشک؛ یک طنین کم جان.. گوش سپرد.. حتما وهم بود؟ با نوایی دور چشم هایش را به پنجره و قطرات باران دوخت که خود را بر شیشه میکوبیدند، نخست با پژواک ضعیف و سپس با خشمی فزاینده که گویی آسمان میخواست چیزی را به درون براند. جهان پشت پنجره در سیاهی حل شد و با اولین نشان از رعد و برق، انعکاسی ناخوانده آن پشت نمايان شد؛ چیزی مکتوم در پس ظلام. آن حضور ناگشودنی؛ چیزی آنقدر بی حرکت که به غیاب یک انسان میماند تا حضورش. سایهی مبهم فردی با قدی بلند و لبخندی غریب و محو که با یک چشم به هم زدن، تمام شد.
Repost from ㅤ^᪲ vanılla ʙᴏʏs
ㅤㅤ𝑂𝑢𝑟 𝑈𝑛𝑡𝑜𝑙𝑑 𝐵𝑙𝑜𝑜𝑚
در گوشهای خاموش از یورک، عمارتی قدیمی سالهاست رازی را در خود پنهان کرده؛ رازی که هیچکس جرئت نزدیک شدن به آن را ندارد. بومگیو، پسری که برای گذراندن روزهای سخت زندگی در کنار برادر کوچکش تلاش میکند، هر روز از نزدیکی همان عمارت میگذرد. تا اینکه میان بارانهای یورک، سکوت باغ و حضوری که همیشه از آن عمارت حس میشود، مسیر دو غریبه به هم گره میخورد.
و گاهی، یک دیدار کوتاه میتواند آغاز قصهای باشد که هیچکدامشان انتظارش را نداشتند. قصهای زیبا که هرچه بیشتر به آن دل بستند، بهای سنگینتری از آنها گرفت.Couple: Yeongyuㅤㅤㅤ Genre: Historical, Romanc, Drama, Angst, Mystery, Tragedy
Repost from N/a
𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌷 ִֶָ☁️ ࣪˖ ִֶָ𓂃
𝓦𝓮𝓵𝓬𝓸𝓶𝓮 𝓽𝓸
˚₊‧꒰ა 𝑽𝒆𝒓𝒏𝒋𝒖𝒏'𝒔 𝑮𝒂𝒓𝒅𝒆𝒏 ໒꒱ ‧₊˚
جایی دور از شلوغیِ دنیا،
میان عطر گلها و صدای آرامِ باد،
باغ کوچکی هست که هر گوشهش
ردی از لبخندهای 𝐘𝐞𝐨𝐧𝐣𝐮𝐧 به جا مونده. 🦋
𓆩♡𓆪
اینجا، آسمون همیشه کمی آبیتره،
ابرها آرامتر حرکت میکنن
و هر روز با یک تکهی تازه
از دنیای یونجون شروع میشه.
🌿 𝒅𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒑𝒉𝒐𝒕𝒐𝒔
🌷 𝒅𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒎𝒐𝒎𝒆𝒏𝒕𝒔
☁️ 𝒖𝒑𝒅𝒂𝒕𝒆𝒔 & 𝒆𝒅𝒊𝒕𝒔
🦋 و کلی لحظهی کوچیک برای پروانههای این باغ
˚₊‧꒰ა 🌱 ໒꒱ ‧₊˚
اگر دلت یه گوشهی آروم برای
دوست داشتنِ یونجون میخواد،
درِ این باغ همیشه به روت بازه. ♡
꒰ 🌷 ꒱
𝓥𝓮𝓻𝓷𝓳𝓾𝓷 — 𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝒀𝒆𝒐𝒏𝒋𝒖𝒏
«اینجا هر روز،
یک گل تازه برای یونجون شکوفه میزنه.»
𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ִֶָ🌿 ִֶָ𓂃
Repost from N/a
┈ Chapter Six: Prison Fight
"داری قلدر بازی درمیاری؟ نظرت چیه که توی دستشویی باهام قرار بذاری؟ اونوقت میتونیم یه کم با هم خوش بگذرونیم"
