کتاب و چای نَبات
Kanalga Telegram’da o‘tish
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Ko'proq ko'rsatish2 426
Obunachilar
-324 soatlar
-477 kun
-23430 kun
Postlar arxiv
2 427
ورود آقای مودت و داستان جن و همراهی دوستانش برای خلاصی او از شر جن، تنها روندی است که موجب می شود کاراکتر اصلی یعنی دکتر حاتم وارد صحنه شود. دکتری که تا پیش از مواجهه نزدیک، فردی متعهد و کاربلد به خواننده شناسانده می شود. اندکی بعد وجوه سورئال داستان رخ می نمایاند: آنجا که همراهان آقای مودت از دکتر در مورد مردی می شنوند که به او مراجعه کرده تا دستش را، تنها دست باقی مانده را نیز قطع کند! مرد تا پیش از این دست دیگر، پاها، گوشها و بینی خود را قطع کرده است اما از چه روی؟ در این میان، بین دوستان مودت و دکتر بحثی فلسفی در میگیرد و دکتر باز هم اصرار بر حفظ چهره دروغین خود دارد. او مدعی است آمپول هایی به مردم عرضه می کند که جوانی و باروری را به آنها بازمی گرداند و این در حالی است که خود دکتر صورتی جوان اما به واقع پیر دارد و عقیم است.پاس قدردانی از قلم زرین او و بزرگداشت مقامش در نگارش داستان کوتاه، جایزه ادبی به نام این نویسنده فقید درنظر گرفته شده است. ملکوت در همان صفحه نخست میخکوبتان می کند: «در ساعت یازده شب چهارشنبه ی آن هفته، جن در آقای مودت حلول کرد.»
#ملکوت #بهرام_صادقی #ادبیات_رئالیسم
2 427
ما چهار زنیم. وقتی دور هم جمع میشویم میتوانیم بخندیم حتی اگر غمگین باشیم.#حتی_وقتی_میخندیم
2 427
این کتاب که شامل بیست و دو داستان کوتاه است. ما چهار زنیم. وقتی دور هم جمع می شویم می توانیم بخندیم حتی اگر غمگین باشیم. حرف های ما از بچه هایمان شروع و به مردهایمان ختم می شود. همین است که صدایمان اول نرم و لطیف است و آرام آرام خشن و خشن تر می شود. همه ما به شوهرانمان خیانت می کنیم. یکی از ما زن عقب مانده ای است که با پختن غذا با آب دهان، به شوهرش خیانت می کند. دیگری مردش را از نظر مالی غارت می کند، او این کار را خیانت می داند. من سال هاست که احساسم را از شوهرم گرفتم و او را مثل یکی از اشیای خانه می بینم، این خود نوعی خیانت است. نفر چهارم هم خیانت کرده اما نه به شوهرش، به خودش، چون هرگز آن طوری که دلش خواسته زندگی نکرده و خودش حالا نمی داند چطور دلش می خواسته زندگی کند.
#حتی_وقتی_میخندیم #فریبا_وفی #رمان_داستانی
2 427
📚بریده کتاب
«بعضی زخمها را زمان درمان نمیکند؛ فقط یاد میگیریم با آنها زندگی کنیم.»-برهوت و ملکوت
2 427
2 427
📚بریده کتاب
سکوت همیشه به معنای رضایت نیست گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند ، توضیح دهم!#به_کی_سلام_کنم #سیمین_دانشور
2 427
📚بریده کتاب
تو چرا باید بسوزی و بسازی؟ مگر عمر را چند بار به آدمیزاد می دهند؟#به_کی_سلام_کنم #سیمین_دانشور
2 427
کتاب به کی سلام کنم، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی سیمین دانشور است که اولین بار در سال 1981 انتشار یافت. سیمین دانشور با استفاده از سنت چندهزار ساله ی قصه گویی در ایرانزمین و ترکیب آن با تکنیک های مدرن خلق داستان کوتاه، اثر جذاب دیگری را به مخاطبین خود هدیه می کند. داستان های کتاب به کی سلام کنم، با ارائه ی جزئیاتی غنی و طیفی گسترده و متنوع از شخصیت های آشنا و قابل باور، خواننده را به دل جامعه ی ایران در چند دهه قبل و دغدغه های موجود در آن می برد. دانشور در این داستان ها، تمرکزی ویژه بر اعتقادات و اندیشه های کاراکترهای خود دارد و علاوه بر پرداختی رضایت بخش به هر یک از آن ها، موفق می شود در فضاسازی کلی قصه ها نیز بسیار هنرمندانه و دلنشین عمل کند.
#به_کی_سلام_کنم #سیمین_دانشور #رمان
2 427
کشتن یک انسان، برای دفاع از یک آرمان،
دفاع از یک آرمان نیست،
کشتن یک انسان است.
-ژان لوک گدار
2 427
خستهام، سالهاست که خستهام، دیگر از کشیدن بار تن خودم بیمار شده ام. هنوز به خودم عادت نکردهام انگار لش آدم دیگری را به دوش دارم انگار از سرب ساخته شده باشم نمی دانم این منم یا نه؟!-کرگدن
2 427
📚بریده کتاب
با وجود این سختی های زیاد، تام کوچک از زندگیاش راضی بود. زندگی او درست مانند زندگی دوستانش بود. نمیدانست که شکل دیگری از زندگی هم وجود دارد.#شاهزاده_و_گدا
2 427
این اثر تاریخی، هجوآمیز و تحسین شده، به زندگی دو پسر می پردازد که درست در یک روز، در لندن به دنیا می آیند: ادوارد، شاهزاده ی ولز و تام کنتی، که یک گدای خیابانی است. این دو پسر در مواجهه ای اتفاقی، درمی یابند که کاملا همسان هستند و از روی بازیگوشی، تصمیم می گیرند تا لباس ها و نقش هایشان را با هم عوض کنند؛ وضعیتی که به شکلی کوتاه اما بسیار قابل توجه، زندگی آن ها را تغییر خواهد داد. شاهزاده که لباس های پاره به تن کرده، در محله های شلوغ و پر سر و صدای شهر و در میان طبقات اجتماعی پایین سرگردان می شود و سختی های متعددی را تحمل می کند. در همین حال، تام فقیر که حالا با اشراف زندگی می کند، دائما با ترس از آشکار شدن هویت واقعی اش رو به روست.
#شاهزاده_و_گدا #مارک_تواین #رمان_داستانی
