کتاب و چای نَبات
Kanalga Telegram’da o‘tish
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
Ko'proq ko'rsatish2 451
Obunachilar
-624 soatlar
-417 kun
-23530 kun
Postlar arxiv
2 450
کارسن مک کالرز _ قلب، شکارچی تنها«گاهی انسان تمام عمرش را صرف پیدا کردن کسی میکند که بتواند حرفهای نگفتهاش را بشنود.»
2 450
📚بریده کتاب
«ما هنوز زندهایم؛ و همین خودش یک پیروزی است.»#خالکوب_آشووتیس #هدر_موریس
2 450
📚بریده کتاب
«اگر این کار را نکنی، کسی خواهد کرد که روح کمتری دارد.»#خالکوب_آشووتیس #هدر_موریس
2 450
کتاب خالکوب آشویتس، رمانی نوشته ی هدر موریس است که نخستین بار در سال 2018 به انتشار رسید. مردی یهودی و اهل اسلواکی به نام لالی سوکولوف در آپریل سال 1942 به کمپ های کار اجباری در آشویتس برده می شود. نازی ها می فهمند که لالی قادر است به چندین زبان صحبت کند و او را به عنوان خالکوب کمپ به کار می گیرند. وظیفه ی لالی این است که با خالکوبی، نشانه هایی دائمی روی بدن همبندان خود به وجود آورد. لالی که بیش از دو سال و نیم از اسارتش می گذرد، شاهد بی رحمی ها و وحشی گری های ترسناکی بوده، اما همچنین، شجاعت ها و مهربانی هایی فراموش نشدنی را نیز دیده است. او با به خطر انداختن جان خود، پول ها و اشیای ارزشمند کشته شدگان را به هر طریق ممکن با غذا معاوضه می کند تا همبندان خود را زنده نگه دارد. روزی لالی با زنی جوان به نام گیتا آشنا می شود و در همان نگاه اول، تصمیم می گیرد تا از کمپ جان سالم به در ببرد و با او ازدواج کند.
#خالکوب_آشووتیس #هدر_موریس #رمان_تاریخی_عاشقانه
2 450
فئودور داستایفسکی — یادداشتهای زیرزمینی«گاهی انسان حتی از رنج خودش هم لذت میبرد، چون دستکم میداند چیزی در درونش هنوز زنده است.»
2 450
📚بریده کتاب
«مثل این بود که ته دریا راه میروم، در تاریکی خیس اعماق!»#مسافر_نامه #شاهرخ_مسکوب
2 450
مسافرنامه»ی شاهرخ مسکوب یک اثر داستانی نیست، اما اثری است که چنان داستانی نوشته شده که خواننده نمیداند دارد خاطرهای را مرور میکند یا داستانی میخواند که راویِ آن با ضمیر «من» شرح حال مسافری را میگوید که در صبحی تاریک به سفری کوتاه میرود، سفری که هر هفته تکرار میشود تا مسافر، راوی این تکرار باشد. «مسافرنامه» در مهاجرت نوشته شده و شرح حال مسافری مهاجر است. اگر ادبیات مهاجرت را آثاری بدانیم که به زندگی در مهاجرت ارجاع میدهند این اثر یکی از اولینها در این مهاجرت بزرگ سی و چندساله و شاید یکی از بهترینهاست. مسکوب در این کتاب کوتاه از سفر میگذرد و به مسافر میپردازد. شاید هم درست همین است تا نگذاریم مسافر در سفری بیسرانجام در مکان و زمانی غریب نفی شود.
«مسافرنامه» کتاب کوچکی است و داستان سادهای دارد: مردی با ساکی سنگین، صبح تاریک از «خانه» بیرون میآید. تاکسی میگیرد. بعد از تاکسی پیاده میشود، سوار اتوبوس میشود و به فرودگاه میرود...
#مسافر_نامه #شاهرخ_مسکوب #رمان
2 450
📚بریده کتاب
«قلبی که چیزی برای دوست داشتن ندارد، آرام نمیگیرد.»#قلب_شکارچی_تنها #کارسن_مک_کالرز
2 450
📚بریده کتاب
روحش تازه شد. ولی فقط برای لحظه ای زودگذر احساس خطر کرد و در دلش موجی از ترس جاری شد. بین دو جهان میان ماندن و رفتن معلق مانده بود.#قلب_شکارچی_تنها #کارسن_مک_کالرز
2 450
📚بریده کتاب
«من از تغییر میترسم؛ از اینکه چیزی که هستم، دیگر همان چیزی نباشد که بودهام.»#موجها #ویرجینیا_وولف
2 450
📚بریده کتاب
«من و تو، ما نیستیم؛ ما موجهایی هستیم که لحظهای به هم میرسیم و دوباره از هم جدا میشویم.»#موجها #ویرجینیا_وولف
