ﺣﺳﺭﺗ|𝑯𝒂𝒔𝒓𝒂𝒕❤️🩹
Kanalga Telegram’da o‘tish
244
Obunachilar
-324 soatlar
-107 kun
-4130 kun
Postlar arxiv
خودم دست دارم میستونم اصلن زنگ میزنم فروشگاه میارع دمسرا
دگع بازی نمیخورم کلون شدم🫠😂😂😂
خورد بودم خوو. بخو. یک کیکسی خریدم به ده روپه😂😂
قرار. هی ته راه میرفتم خنه. ماما. خدا ناترس مه به جلو مه خوردن بمه گفتن کجا میری ماماجو گفتم خونه🥲🥺
گفتن ای چیع کو ببینم نشون دادم. گفتم کو بده بدادم دستینا. گفتن ای بتو شتری تیار کنم !؟
مم دگ. کودک خوش خبر گفتم ها😃😃
لقمه زدن بخوردن مم منتظیر که چیوقت شتری میشع 🫠
میخوردن میگفتن انی حالی شتری تیار میکنم. خلاصه. بخوردن کیکسه خلاص شد. پوش پرتاودادن گفتن. انی بدیدی شتری تیارکدم. گفتم کووووو. گفتن. باشه تیارمیشه خلاصه تا حالی محتلم شتری تیارشه🫠
😭😂😆😂😆😂😂😆😂😆😂🤣🤣🤣😭😭نمیبخشمت ماماااااا
