uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

' Yalda '

' Yalda '

Kanalga Telegram’da o‘tish

ˢᵗᵃʳᵗ ¹⁴⁰⁵-³-¹⁷

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
236
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-157 kun
-130 kun
Postlar arxiv
تورا جان صدا کردم ولیکن برتر از جانی؛ مگر جان بی‌تو می ماند، در این تندیس انسانی؟

کرده ام عادت به زود گریستن، اما دگر در تلاشم که به روی کسی نیاورم..زیرا برای بسیاری مهم نیست؛ اصلا بگم که چه؟! شاید حتی جوابی دهد که بیشتر ناراحت شوم.. نمیدانم..در هر جمعی حس اضافی بودن را دارم..حس ناکافی بودن را.. برای خانواده،برای دوستان،برای رابطه و...

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
حافظ شیرازی

نمیدونم داستان چیه ولی بعضی وقتا وقتی میشینم به این فکر میکنم که همیشه آدمای مهم زندگیم که واقعا دوستشون داشتم من رو فقط برای سواستفاده میخواستن، آنقدری آسیب‌پذیر میشم که میتونم همون لحظه بشکنم و بریزم رو زمین.

Unknown Artist - Royaye Boosidanat - 320.mp33.32 MB

+++++++

انقد خودتونو نزنید به خریت😊

به پات میفتادم چه عاجزانه، اشکای من می‌ریخت چه کودکانه🙃

Ovozli xabar00:37

مشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوه‌ی بیرون زده از باغ حق عابر است
- شیخی

بحبح

خدمت اون متعصبایی که میگن اسلام زن ستیزه: امام باقر(ع): اگر مردی به خانه ات وارد شد و قصد تجاوز به زن را داشت، اگر توانستی در ضربه زدن به او پیشدستی کن زیرا چنین دزدی محارب با خدا و پیامبر اوست، پس او را بکش و اگر پیامدی برایت داشت, به عهده من!
[قرب الأسناد: ص ۱۵۸-ح ۵۷۷.]

photo content

من واقعا تو نشون دادن احساساتم عاجزم پس اگه حتی یک بار حس کردی دارم بهت علاقه نشون میدم بدون دوست داشتنت به گوشت و پوست و استخونم رسیده.

یادآوری: آدمِ عاشق، پیگیره. اگه پیگیرت نیس، عاشقت نیست؛

‌‌‌ هیچوقت کسي رو قضاوت نكنيد سرنوشت انقدر دنبالتون ميكنه تا تو يه كوچه بن بست شمارو تو همون شرایط قرار بده..! ‌            

برس به داد این دل نفس بریده:)

خواهشاً هیچوقت جلوی دوستتون اسم کسی رو که با هزاران بدبختی سعی کرده فراموشش کنه رو نیارین..مثل این میمونه که یه خنجر تو قلبش کنید.

در دل من جز تو کسی نیست، حال چه باشی و چه نباشی!

اما بی‌گمان روزی در تاریخ می‌نویسند: درد آنقدری گسترده بود که اشک ها نمی‌دانستند بر کدام نام، بر کدام شهر و بر کدام زخم ایران سرازیر شوند؛