uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌ ‌ ‌معجون شناسݷ‌ ( 🔒 )

‌ ‌ ‌ ‌معجون شناسݷ‌ ( 🔒 )

Kanalga Telegram’da o‘tish

‌ ‌ ‌ ‌   ˒  ‌‌ ‌رازِ جادو ‌ @Mag1icbot ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌  ‌‌ ‌ ‌

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
195
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-3630 kun
Postlar arxiv
کسی میخواد ببینه همون هری پاترو ببینه این چی میگه

چرا زحمت کشیدن براش🫪🫪

خیلی مزخرف اصلا هیچوقت نمیشه اسمشو گذاشت دنیای جادو یا هری پاتر حیف این کلمه ها

واقعا مطمئنم یه کپی بی‌ارزش قراره باشه🥀

nothing is better than the original.
+1
nothing is better than the original.

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
همه از یک‌جا شروع نمی‌کنند، 🌟 یکی با خیال فردا، و دیگری با نگرانی همین امروز.
همه از یک‌جا شروع نمی‌کنند، 🌟   یکی با خیال فردا،     و دیگری با نگرانی همین امروز.

Repost from N/a
برای بعضی آدم‌ها، آزادی از یک خط شروع نمی‌شود؛ چون ظاهراً حتی خط شروع هم بین آدم‌ها پارتی‌بازی دارد.

sticker.webp0.00 KB

غروب‌های ماه آخر تابستون همیشه حس خاصی رو روی دل آدم می‌نشونن؛ خورشید هنوز رد بوسه‌های گرم روزانه‌اش رو روی دیوارهای شهر جا گذاشته، اما باد دیگه بوی تابستون نمی‌ده. هوایی که کمی سرد شده باعث می‌شه آدم دلش بخواد دست‌هاشو بیشتر توی جیب‌هاش فرو ببره و قدم‌هاشو آهسته‌تر کنه تا بیشتر و بیشتر از تضاد خوشایند گرمای خورشید و خنکی باد لذت ببره.
اون روز یکی از همین روزها بود. قرار خاصی نداشتن و فقط به پیشنهاد چان"حاضر شو بریم بیرون"برای قدم زدن اومده بودن تا از خیابان‌های شلوغ رد بشن و ویترین‌ها رو نگاه کنن؛ از همون لحظاتی که هیچ اتفاق بزرگی نمی‌افته اما بعدها تبدیل می‌شه به یکی از شیرین‌ترین خاطره‌ها. لینو دوربینشو بالا آورد و پشت لنز، چان رو پیدا کرد؛ بین نورهای محو مغازه‌ها و سایه‌های کش‌اومده‌ی غروب، چان حواسش به لینو نبود، و شاید همین باعث می‌شد عکس زیباتر بشه. لبخند کوچکی گوشه‌ی لب لینو نشست؛ انگار می‌خواست اون لحظه رو از گذر زمان بدزده.. چیک. عکس گرفته شد. شاید سال‌ها بعد هیچ‌ کدوم یادشون نیاد اون عصر دقیقاً درباره‌ی چه چیزهایی حرف زده بودن، کجا رفته بودن یا هوا چند درجه بود. اما لینو اون عکسو نگه می‌داشت؛ تصویری از کسی که عاشقش بود در آخرین روزهای تابستون، وقتی خورشید آروم‌آروم پایین می‌رفت و هوا کم‌کم خبر رسیدن پاییز رو می‌داد. بعضی لحظه‌ها قرار نیست اتفاق بزرگی باشن؛ فقط باید یک نفرو انقدر دوست داشته باشی که دلت بخواهد همون لحظه‌ی ساده رو برای همیشه داشته باشی.

sticker.webp0.00 KB

خیلی ناز و مرتب شده یه سالگیتم مبارکک😭

(🛒) خرید جونگ‌ چه‌یون . . . ! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
مـیـانِ کوچه‌های سَنگ‌فَرش‌شُده، جایـی کـه فانوس‌ها بَعدِ غُـروب روشَـن می‌شوند و هَـر دَرِ قَدیـمی، رَازی بَرایِ گُفتن دارد.
مـیـانِ کوچه‌های سَنگ‌فَرش‌شُده، جایـی کـه فانوس‌ها بَعدِ غُـروب روشَـن می‌شوند و هَـر دَرِ قَدیـمی، رَازی بَرایِ گُفتن دارد...

sticker.webp0.00 KB

ㅤ۫ㅤ ㅤׅㅤׁㅤ‎ ᥴ⃘ᦱ 𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 400+13 .
+1
ㅤ۫ㅤ ㅤׅㅤׁㅤ‎ ᥴ⃘ᦱ 𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 400+13 .

Repost from N/a
اینجام چندنفر میان؟:(