•دلاچایی•
Kanalga Telegram’da o‘tish
💆🏻♀️🐈☕
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
209
Obunachilar
+224 soatlar
+37 kun
+730 kun
Postlar arxiv
210
ماییم و نیمجانی،آن هم به لب رسیده.
در فکر روی ماهت دل شده تیکه تیکه.
ماییم و بی قراری ای یار، وفا نداری!
بگو چه شد که رفتی، مگر تو دل نداری؟
هر شب به یادِ چشمَت، اشکم شده روانه
این بغضِ بیصدایم، در سینه زد جوانه
رفتی و بعدِ تو هم، دل بیقرار مانده
این خانه بیصدایت، ویرانهوار مانده
ماییم و داغِ هجران، دل شده خون باران
یادِ تو هر نفس را بسیار کرده سوزان
از بس تو دور ماندی، این دل نفس ندارد
بیتو درونِ سینه، جز درد هوس ندارد
من ماندهام و شبها، با حسرت و ترانه
یاد قول و قرارت مرا برد به می خانه
گفتی که عشقِ ما را، پایان نمیرسد زود
حالا بدونِ تو من، ماندم میانِ نبود
گفتی که باز گردی اما خبر نیامد
من درپی تو گشتم چیزی به چنگ نیامد
دال.کاف
@MYHONYA🕊
210
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هروقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی
دستِ یاری چیست؟ سودایِ غنیمت داشتی
خانهای از جنسِ دلتنگی بنا کردم، ولی
چون پرستوها به ترکِ خانه عادت داشتی
زخم خوردم، گاهی از ایشان و گاه از چشمِ تو
با رقیبان بر سرِ جانم رقابت داشتی
ای که ابرویت به خونریزی کمر بستهست، کاش
اندکی در مهربانی نیز همت داشتی
-سجاد سامانی.
@MYHONYA🌬
