"عزمین"
Kanalga Telegram’da o‘tish
در حال ساختن بهترین نسخهی خودم:)) لینک ناشناسم🤍: @Azmin_porobot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
380
Obunachilar
+6124 soatlar
+517 kun
-130 kun
Postlar arxiv
378
#پیام_ناشناس
هشمهری قشنگم
خدایش تو فقط ویس بده وگرنه حلالت نمیکنم😂😂😂
مبیناااا حرف روزمرتم ویس بده🫠🥺🫠🫠🫠🫠
صداتتتتتتتتتتتت🧘♀️✨️✨️
378
#پیام_ناشناس
سلام یه سوال داشتم چجوری خوبگاه داشتین برای دبیرستان؟ یعنی خود مدرسه خوابگاه داشت؟ یا یه حالت کمپ طوری درس خوندن بود واسه سه سال تحصیلی ؟
378
خب دیگه خاطره بازی بسه بعد کنکور میام انقدر واستون خاطره های دوران خوابگاه دبیرستانی تعریف میکنم که دیگه خسته بشین😂🦦
378
اینجا دی ماه بود امتحان نوبت اول زبان داشتیم و تو نمازخونه درس میخوندیم که یهو برف زیادی بارید و اعلام کردن مدارس تعطیله و ریختیم حیاط😂💃🏻
منو دارن میکشن🦦
378
با اینکه خیلی سختی کشیدیم ولی حقیقتا دلم برا خوابگاه و بچه ها و زمستونایی که برف میبارید مدارس تعطیل میشد و امتحان کنسل میشد و یهو کل خوابگاه صدای جیغ ذوق بلند میشد و میرفتیم حیاط برف بازی و آهنگ میزاشتیم و میرقصیدیم تنگ شده🫠🥲
378
پس دیگه تعجب نکنین که چرا با پتو میخونم🤓😂
اینجا هم یکی از همون صبحاییه که برا امتحان میخوندیم؛ هر کسی یه گوشهای رو پیدا میکرد بشینه بخونه:))
378
یدونه هم شوفاژ داشت از اون قدیمیا و هی فرت و فرت خراب میشد و سرایداری باید از موتور خونه تنظیم میکرد و از اونجایی که اعصاب نداشت ما خیلی نمیتونستیم اعتراض کنیم مجبور بودیم با پتو زندگی کنیم دیگه کاپشن و پالتو اثر نمیکرد🦦
تو سیبری بودیم رسماً😂🌚
378
سال آخر اون اتاقی میخواستیم که کوچیکتر باشه و ما چند نفری که دوازدهم بودیم بتونیم باهم باشیم و فقط یه اتاق نسبت به بقیه کوچیک تر بود که اونم نورگیر نبود از اونجایی که منطقه ما(خلخال) همیشه خدا هوا سرده اون اتاق همیشه یخبندون بود بدون پتو زندگی ممکن نبود🥲😂
