𝗌𝗍𝖺𝗋 (rest)
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝖶𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗌 𝗐𝗁𝗂𝗌𝗉𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗇𝖺𝗆𝖾 @nikxqlimbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
360
Obunachilar
-224 soatlar
+407 kun
+5530 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
0:43 It was just two lovers Sittin' in the car, listening to Blonde Fallin' for each other Pink and orange skies, feelin' super childish No Donald Glover Missed call from my mother Like, "Where you at tonight?" Got no alibi
Repost from N/a
+4
𝐌ade for luxury, 𝑅aised in silence.
. no permission needed, just presence
golden lights, darker nights -♛🥂 .
فدات بشممم خوشحال شدمم
سلامت باشییی ، اونکه کار شماست پست جدیدت رو دیدی چقد خوشگله و اسلیه؟؟؟
وای من اینو ندیدممممممم
وای الهی چقد خوشگله ، وای واقعا قشنگترین مودبردی بود که تا به الان دیدم خیلی خوشگله کمککک
اسلی کردییی
Repost from N/a
📜🕯 هیرائِث؛ تڪـہ ڪاغذ سوختـہے
صفحـہ 𝟨𝟢𝟩 ,
‘ ڪـلمات سوختـہ ‘
روزے را بخاطر دارم ڪـہ براے اولین بار دیده بودمت. ثانیه بـہ ثانیه آن لحظـہهاے شیرین اما ڪوتاه رو بـہ خوبے بخاطر دارم. تو ایستاده بودے با خطوطے ڪشیده و استوار، همانند شاخـہ جوانے ڪـہ آرامآرام و بـہ خوبی رشد ڪرده است تا همواره بوسـہهاے گرم خورشید را بهتر درڪ ڪند. تو ایستاده بودے با ریشـہهاے ڪوتاه فندقے رنگ ڪـہ همواره بـہ دست نسیم خنڪ پاییزے بـہ نوازش گرفتـہ شده بودند. تو ایستاده بودے با عطرے تلخ اما شیرین از شڪلات، همانند همان عطر تلخ شڪلاتداغ صبح آنروز ڪـہ سرتاسر خانـہ را محاصره ڪرده بود. هنوز آن نگاه گرم را بخاطر دارم… همان نگاه ڪوتاه و گذرا ڪافے بود ڪـہ تنها پلڪ هایم را بـہ روے هم بزارم و بـہ امید دیدن دوباره روے تو آنها را از هم باز ڪنم. اینبار تو بـہ من لبخند زدے، از همان لبخندهای گرم و دلنشین همیشگےات ڪـہ هر قلب تاریڪ و یخ زدهاے را گرم و امیدوار میڪند. بارے دیگر چشمانم را بـہ روے هم گذاشتم و عطر تلخ پیچیده شدهات را استشمام کردم و اینبار بـہ امید آغوش گرم و امیدوار تو، پلکهایم را ازهم باز کردم. اما دیگر تویے وجود نداشتے… ڪمے بالاتر همانجا ڪـہ لبخند شیرینت دفن شده است، همانجا را دوباره تماشا ڪردم و تنها برگهاے خشڪ شده روے زمین را بـہ چشم دیدم. تو رفتـہ بودے٫ و هیچوقت متوجـہ نشدے ڪـہ هرسال بـه امید دیدن دوباره روے تو، همین موقع بـہ ڪنار مزار دفن شده از لبخند تو میآیم تا شاید بارے دیگر بتوانم تنها عطر تلخ شڪلاتت را استشمام ڪنم.
