Red eyes
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 693
Obunachilar
+7124 soatlar
-1357 kun
+1 61330 kun
Postlar arxiv
3 689
من در فاجعه ای زنده ماندم
که گلوله ای به تنم نخورده؛
اما زخم تماشای این ویرانی
حیاتم را روزی صدبار مصادره میکند.🫠
3 689
Repost from N/a
یکی دستت سیگار میده، یکی از دستت میگیره، یکی مهمونی میبرتت مستت میکنه، یکی دنبال اینه تو مهمونی لباست اوکی باشه، یکی دنبال اینه خونهشون خالی شه، یکی فقط میخواد پیش هم آرامش داشته باشین، یکی فقط میگه و میخنده به هیچ کاریت هم کاری نداره، یکی روت حساسه چون واسهاش مهمی، آدمها با هم فرق دارن.
3 689
دختر دلت اومد آخر چطوری… کل دشمنام رو بردم باختم به تو… یا تهش میدم کار دسته تو یا خودمو میزنم با کاردم یهو…
