uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

کاش بلوبری ای روی کیک بودم.

کاش بلوبری ای روی کیک بودم.

Kanalga Telegram’da o‘tish

Remember,you will die anyway Do anything you want:3 Talk(don’t be shy,I won’t bite you!): @lilaurorasbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
319
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-3347 kun
-32430 kun
Postlar arxiv
و زن مرموز تصمیم میگیره یجوری بهش نزدیک تر بشه

یه روز میشینه کنار یکی از درختای جنگل که کتاب بخونه

اون آدمه که نظر زن مرموزو جلب کرده همش از جنگل رد میشه

ولی بعد از اون روز

عهههه ساعت

پس همچنان نگاهش میکنه تا رد بشه بره پی کارش

خب امممم اون زن مرموز وقتی نظرش به یه نفر جلب میشه،سعی میکنه نزدیکش بشه اما از سرنوشتش میترسه از طرفی نمیخواد بهش آسیب برسونه یا خودش آسیب ببینه

هرچی اومد بگوو

یچیزی اومد تو ذهنم ولی خب نمیدونم بگم نگ-

بذار فکر کنم

وای سختهههه

ادامشو تو بگوو

منم همینجوریم تقریبا

و یکی بود اونجا که اصلا نمیشناختمش ولی اشنا بود

منم دیشب پریشب حس میکنم یه ادمیو دیدم که باهاش حرف زدم ولی قیافشو ندیدم

وای من دیشب حس کردم خواب خالمو دیدم-

اخییییی:)))