𝐓𝐲𝐩𝐢𝐧𝐠...
Kanalga Telegram’da o‘tish
"𝐍𝐨 𝐜𝐚𝐩𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐜𝐚𝐧 𝐞𝐱𝐩𝐥𝐚𝐢𝐧 𝐦𝐞."
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
398
Obunachilar
-124 soatlar
-117 kun
-10130 kun
Postlar arxiv
397
میخوای بری؟ پاشو برو، کیه که بخواد جلوت رو بگیره، واسه من داستان سر هم نکن، تو اینکار رو کردی، تو درک نکردی، تو فلانی، پاشو برو تو مال رفتنی، امروز نگهات دارم فردا میری، هر روز چمدون به دست منتظر یه اتفاقی که بری، پاشو برو اعصاب من هم به هم نریز، الکی من رو مقصر جلوه نده، از من خجالت نمیکشی از خودت خجالت بکش، از تلاشهایی که واست کردم، وقتی داشتی گورم رو میکندی من نگران خسته شدنت بودم، وقتی داشتی من رو بدبخت میکردی و من داشتم درکت میکردم، گمشو بی لیاقت.
397
آن روز سختی بزرگی بود، ای بسا دشوارتر از صعود اما به شرفی که امروز در وجود من تابیده، میارزد. همانگونه که در کتاب ارمیا آمده است: «کسی که به رنج میآید، در نهایت به آرامش میرسد.»
397
تا حالا یه لحظه به این دنیا با دقت نگاه کردید؟ انگار هر گوشهش یه نقاشیه که هیچوقت تکرار نمیشه🪄🤍
