uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

Rêverie

Rêverie

Kanalga Telegram’da o‘tish

متن ها همه دلنوشته های شخصی هستند محبت کنید و کپی نکنین🤍 @LaMmusebot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 342
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-677 kun
+49630 kun
Postlar arxiv
مشق شب عباس کیارستمی

Ferdi – SERENADE.m4a2.67 MB

photo content

Cigare Sooraty And Daro Baz Kon And Bache Mahal Live(1).mp314.55 MB

+1
Stick Season.mp32.52 MB

ای روزگار، چه بر سر این دیار آورده‌ای؟ خاکستر نشسته بر چهره‌ی آرزوها، و سکوت فریادمان را بلعیده. مردگانی که زنده‌تر از زندگان نفس می‌کشند، با امیدی واهی در دل، به فردایی که شاید هرگز طلوع نکند. در کوچه‌های تنگ و تاریک، سایه‌هایی لرزان می‌خزند، هر کدام بار سنگین قصه‌ای ناگفته بر دوش. چشم‌ها، دریچه‌هایی به سوی جهنمی از حسرت، اشک‌ها، رودهایی خشکیده از بغض‌های فروخورده. اینجا، زندگان در زندان خویش اسیرند، و مردگان، رها از قید و بندهای دنیا، در عالم رویاهایشان، پرواز می‌کنند. امید، واژه‌ای غریب در قاموس این روزها، اما در دل همین مردگان، شعله‌ای کوچک فروزان است، شاید کورسویی از نوری که راه گم کرده. این سرزمین، لالایی غمگین سکوت را سر می‌دهد، و ما، در این خلسه‌ی دردناک، منتظر معجزه‌ایم، معجزه‌ی رهایی، معجزه‌ی بازگشت به خویشتن. تا شاید، مردگان نیز، آرام گیرند، و زندگان، طعم واقعی زندگی را بچشند.

در ستایش تنهایی.m4a2.89 MB

photo content

سلام فک نکنین من رفتم من هنوزم هستم

Junior_WellsSonny_LandrethDerek.mp33.60 MB

photo content

گاهی فکر می‌کنم از همان لحظه‌ای که انسان چشم باز کرد محکوم به زیستن زیر سایه‌ی چیزی بزرگ‌تر از خودش بوده. گاهی در قالب پادشاه، گاهی حکومت، گاهی مذهب، گاهی پول، و گاهی حتی افکار جمعی جامعه ای که خودشان هم اسیرند. عجیب این است که ما با توهم آزادی بزرگ می‌شویم نه خودش. به ما یاد می‌دهند انتخاب کنیم، تصمیم بگیریم،خودمان باشیم… اما وقتی دقیق‌تر نگاه می‌کنی، می‌فهمی بیشتر انتخاب‌ها از قبل چیده شده‌اند. ما فقط میان گزینه‌هایی که قدرت برایمان گذاشته‌ است انتخاب میکنیم. کوچک‌ترین حرکت‌هایمان به تصمیم کسانی گره خورده که حتی اسم مارا نمی‌دانند قیمت نان، سرعت اینترنت، کتابی که اجازه‌ی چاپ دارد، موسیقی‌ای که شنیده می‌شود، مرزی که می‌توانی از آن عبور کنی، حتی ترسی که شب‌ها در ذهن آدم‌ها کاشته می‌شود همه‌چیز به گونه ای به اراده‌ی قدرت‌های بزرگ‌تر وصل است. و تلخ‌تر اینجاست که انسان‌ها کم‌کم به این سلطه عادت می‌کنند. نسل‌ها پشت سر هم می‌آیند و یاد می‌گیرند چگونه سر خم کنند، چگونه سکوت را با عقلانیت اشتباه بگیرند، چگونه درد را عادی ببینند. حکومت فقط با زور موفق نمیشود؛ وقتی موفق می‌شود که انسان‌ها دیگر حتی آزادی را تصور هم نکنند. گاهی فکر می‌کنم شاید دلیل این همه آشوب در تاریخ همین باشد؛ این کشمکش ابدی میان کنترل شدن و رها بودن. انسان موجودی‌ست که روحش آزادی می‌خواهد، اما جهان همیشه ساختاری می‌سازد که او را محدود کند. انگار تمدن، با تمام پیشرفتش، هنوز بر پایه‌ همان قانون قدیمی بنا شده: عده‌ای تصمیم می‌گیرند، و بقیه فقط با نتایج تصمیمات انها زندگی میکنند. بیشتر خنده‌دار است؛ ما برای زنده ماندن باید از قوانینی پیروی کنیم که خودمان ننوشته‌ایم، در سیستم‌هایی کار کنیم که خودمان نساخته‌ایم، و برای آینده‌ای تلاش کنیم که شاید هر لحظه با تصمیم چند آدم پشت میز تغییر کند. شاید به همین دلیل است که انسان این‌قدر خسته است. نه فقط از کار، نه فقط از مشکلات، بلکه از حس دائمی بی‌اختیار بودن. از اینکه بفهمد زندگی‌اش بیشتر از آنچه فکر می‌کرده، در دست خودش نیست. اما با تمام این‌ها، عجیب‌ترین بخش ماجرا این است که انسان هنوز مقاومت می‌کند. هنوز می‌نویسد، اعتراض می‌کند، عاشق می‌شود، فکر می‌کند، سوال می‌پرسد. انگار درون هر آدمی چیزی وجود دارد که حاضر نیست کاملاً تسلیم شود. چیزی که حتی زیر سنگین‌ترین سایه‌های قدرت هم خاموش نمیشود. شاید آزادی واقعی هیچ‌وقت مطلق نباشد. شاید انسان همیشه تا حدی زیر سلطه بماند. اما شاید ارزشمندترین کار این باشد که وسط تمام این کنترل‌ها، هنوز بتوانی حقیقت را ببینی، و جرئت اعتراض داشته باشی.

+1
AUD-20250603-WA0088.mp33.99 MB

زیبا ترین دماغ دنیا

Just me and tala
Just me and tala

The Show Must Go On (Remastered 2011).mp33.67 MB

Focus on the lyrics when I share a song, it’s my way of saying things.

Daste Taghdir Abdi Moheb.mp32.63 MB