uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

Rêverie

Rêverie

Kanalga Telegram’da o‘tish

متن ها همه دلنوشته های شخصی هستند محبت کنید و کپی نکنین🤍 @LaMmusebot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 342
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-677 kun
+49630 kun
Postlar arxiv
I love spending time with people who make you forget all your problems instead of adding to the chaos in your mind.
I love spending time with people who make you forget all your problems instead of adding to the chaos in your mind.

He's My Man (The Anniversary).mp33.03 MB

Ali Azimi - Pishdaramad (128).mp34.61 MB

Bang Bang Alireza JJ.m4a3.58 MB

Second Waltz.mp32.93 MB

One of the greatest blessings in my life is having a brother who plays the piano like this🙂‍↕️✨️ (Thanks to moalemi for recording it because he never lets me film.)

Repost from N/a
Video xabar01:00

بنظرم بزرگ‌ترین فاجعه‌ی زندگی ما انسان ها عادت کردن است. ما عادت کرده‌ایم به سکوت به تحقیر به رنج به نادیده گرفته شدن، به زندگی‌ای که هر روز توسط معیار های انسان خوب بودن تنگ‌تر شده است. البته ما ذاتا سازگار هستیم آن‌قدر توان سازگاری داشته و داریم که از عصر یخبندان و عصر تاریکی و طاعون و تمام مشکلات از ابتدای خلقت نجات پیدا کرده‌ایم تا به اینجا برسیم. اما امروزه سازگار شدن، بیشتر نام محترمانه‌ی تسلیم شدن است. چون جهان امروز مارا مطیع و متین میخواهد. میخواهد ما کسانی باشیم سرشان پایین باشد، سؤال نپرسند، اعتراض نکنند و فقط دستور هارا انجام دهند. متین بودن بیشتر شبیه به نشستن در خانه‌ای است که سقفش آرام آرام فرو می‌ریزد. هر روز تکه‌ای روی شانه‌هایت می‌افتد و تو فقط گرد و غبارش را می‌تکانی و می‌گویی: مهم نیست. تا روزی که دیگر سقفی باقی نمی‌ماند و انموقع تازه یادت میاید از خودت بپرسی چرا. انسان نباید به هر چیزی عادت کند. نباید آن‌قدر با درد کنار بیاید که دیگر وجودش حس نشود. نباید آن‌قدر با ظلم کنار بیاید که عدالت برایش به رویایی شبانه تبدیل شود. بنظرم طغیان هیچوقت فریاد کشیدن نبوده و نیست. گاهی یک نه گفتن است، وقتی همه انتظار بله دارند. گاهی انتخاب کردن خودت است، بعد از سال‌ها زندگی کردن برای خواسته‌های دیگران. زندگی ما دقیقا مثل یه رودخانه‌ست اگر روزی تصمیم می‌گرفت با هر سنگی سازگار شود، هرگز به دریا نمی‌رسید. مسیرش را پیچیدن، عبور کردن و خروشان شدن ساخته است. مقصدهایی که پایان زیبا دارند سهم کسانی است که جرئت کرده‌اند نظم مسیر را به هم بزنند. شجاعت این نیست که سال‌ها دوام بیاوریم؛ این است که درست در لحظه‌ای که همه به سازگاری‌ات افتخار می‌کنند، برخیزی، غبار های سکوت را از شانه‌هایت بتکانی و با تمام ترس‌هایت بگویی:من برای زنده ماندن نیامده‌ام، آمده‌ام زندگی کنم. و گاهی، زندگی کردن، با یک طغیان آغاز می‌شود.

02 Jeff Buckley - Everybody Here Wants You.mp311.04 MB

71963052.mp34.96 MB

خرد چشم جانست چون بنگری تو بی‌چشم شادان جهان نسپری نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جانست و آن سه پاس سه پاس تو چشم است وگوش و زبان کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان خرد را و جان را که یارد ستود و گر من ستایم که یارد شنود حکیما چو کس نیست گفتن چه سود ازین پس بگو کافرینش چه بود تویی کردهٔ کردگار جهان ببینی همی آشکار و نهان به گفتار دانندگان راه جوی به گیتی بپوی و به هر کس بگوی ز هر دانشی چون سخن بشنوی از آموختن یک زمان نغنوی چو دیدار یابی به شاخ سخن بدانی که دانش نیاید به بن

photo content
+2

Kiarostami's films make me feel alive.

Sharghie Ghamgin.mp31.80 MB

81211186.mp33.33 MB