پژواك𓋜
Kanalga Telegram’da o‘tish
Iɴᴀʟʟᴀʜᴀ Mᴀᴀ`s Sᴀʙɪʀᴇᴇɴ.. 🦢 ㅤㅤ
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
214
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
مه نمیتوانم با کسی بخندم و در همان دل، از او کینه داشته باشم؛ نمیتوانم با کسی صمیمی باشم و در نبودش، حرفی بزنم که اگر خودش میشنید، دلش میشکست.
اگر کسی را نخواهم، فاصله میگیرم؛ اگر دوستش داشته باشم، پشت سرش هم حرمتش را نگه میدارم. نمیفهمم بعضیها چطور میتوانند روبهروی یک نفر با لبخند بنشینند و پشت سرش، همهچیز را قسمی دیگری تعریف کنند.
شاید مه بلد نیستم دو روی یک آدم باشم؛ هرچه در پیشرو هستم همو رفتار ره در غایب بودن اشخاص زندگیم دارم..
اما قسمی که بودم همراه م نبودن و هی خیلی دردناك و تاسف آور است
_هیله_
او ترا کشته بود؛
ولی تو انگار طوری هستی
که اگر بر مزارت دسته گلی میگذاشت،
او را می بخشیدی....
بنظرم هیچ چیز بدتر از هی نیست که بعد از یک مدت که فکر میکدی همه چیز درست شده
دوباره برگردی به خانه اول!
Repost from چـکـامـهـ زار 🌘📜
«هرگاه در دعا الله را با صفت ربوبیت خواندی، بگو : "ربي" و مگو: "يا رب" برای این که "يا" در خطاب به کسی گفته میشود که دور است و الله عز و جل به تو از رگ گردن نزدیکتر است».
اے بنـــده اے مـــن
آنگـــاه کـــه به نمـــاز مے ایستـــے من آنچنـــان بـــه سخنانـــت گـــوش می دهـــم کـــه گویـــے همیـــن یک بنـــده را دارم ولے تـــو آنچنـــان از من غافلـــی که گویـــے چندیـــن خـــدا دارے ...
ʀᴀʙɪᴍ 🥺
انٰان که دوست های زیادِ دارن
با همه میخندن و زود گرم میگیرن
هیچوقت برایم قابل اعتماد نبودن!
دختر نزار قبانى در مورد باباش ميگه:
«تو گند زدى به زندگی من!
هر مردى اومد تو مسيرم،
باتو مقايسهش كردم و
(سقط من عينى)، از چشمم افتاد.»
قرار است یکبار زندگی کنم.
و توقع داری برت ثابت بسازم مه آدم خراب نیستم؟
خیر شیطانم
دور بمان عزیزمن!
عمیقاً از پدرم سپاسگزارم.
به لطفِ او، هیچ مردی نتوانست مرا با دارایی و مادیات تحت تأثیر قرار بدهد.🤍🙂↔️
