uz
Feedback
𝐌𝐎𝐊𝐀𝐅𝐀𝐓

𝐌𝐎𝐊𝐀𝐅𝐀𝐓

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 019
Obunachilar
+224 soatlar
+167 kunlar
+13930 kunlar
Postlar arxiv
‏دلم برات تنگ میشه اما کافی نیست، دیگه پذیرفتم که برای من نیستی.

‏لیوان مارو زدن شکوندن شما از نیمه ی پرش حرف می‌زنی؟

یه‌بار زندگی کردیم، اونم که این‌جوری شد.

غم واقعی اشکت رو در نمیاره، ساکتت میکنه.

بله در رو من بستم. ولی خودمم نشستم پشت اون در گریه کردم، چون امیدی به آدمِ پشت اون در نداشتم.

از اینکه منو نخواستی ناراحت نیستم از این ناراحتم، جوری وانمود کردی منو میخوای بعد رفتی.

تو باعث شدی من به کسایی که درحدم نیستن حسادت کنم.

‏من هیچوقت نمیگم ناراحت شدم، ولی کم حرف میشم.

من تمومم رو دادم، واسه کسی که حتی باور نکرد دوست داشتنِ من واقعی بود.

اعتمادم به همه آدما در این حده که همش حس میکنم همه چیز یه نقشه‌ست.

کاش یه شکارچی اون لک‌لکی که منو آورد ایران با تیر زده بود.

یک صبر برایم مانده، و همه‌ی دنیا می‌خواهد من را با آن امتحان کند.

بی حس بودنو از کسی یاد میگیری که یه روز قشنگ ترین حسو بهش داشتی.

تا آدم مورد علاقت قلبتو جر نده، نمیفهمی به آدما هیچ اعتباری نیست.

چند تا زخم رو نادیده گرفتی فقط برای اینکه چاقو دست کسی بود که دوسش داشتی؟

پنج انگشت میشود یک مشت بر دهان آن که زور گفت و کشت
مادر جاوید نام قلی پور🖤

بدنا میشه سرد با تیر‌ِ سِلاح گرم

بعضی وقتا با خودم حرف می‌زنم و جفتمون باهم عصبی تر میشیم.

هیچ وقت به این‌ فکر نکردی بد اخلاقیام شاید از رو دلتنگی باشه

شبتون ب زیبایی این موزیک✨💔