🪽
Kanalga Telegram’da o‘tish
267
Obunachilar
-124 soatlar
+127 kun
+3430 kun
Postlar arxiv
267
مثل ساید افکتخ مواده میاد مثل سگ میزننت تو ام براش غذا درست میکنی و با کبودی رو دستت میخوابی فردا میبینی زیر وام و قسطو بدهیه ولی سر اون کیری کاری کلی چیز برات خریده که یادت بره و تو هنوز قهری
267
Repost from متناقضنما
۴سال پیش، ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ژینا امینی توسط گشتارشاد تهران دستگیر شد. برادرش به مامورین حکومت میگفت «خواهرم رو نبرید، ما غریبیم توی این شهر». بعدها تصاویر منتشر شده از ژینا درلحظهی دستگیری نشان میدهد که ژینا شال و مانتوی بلند داشت و احتمالا بهخاطر عقب بودن شال یا کمی تنگ بودن شلوار دستگیر شده بود. مامورین گفتند ژینا پس از برگزاری یک “کلاس توجیهی” در مقر نیروی انتظامی آزاد میشود اما بعد از چندساعت ژینا با علائم ضربوشتم شدید به بیمارستان کسری منتقل شد و پس از سه روز به تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ برای همیشه چشم از جهان فروبست. ۲۲ شهریور نقطهی آغازی بود برای پایانهایی که هنوز هم داریم میبینیم. ۲۲ شهریور لحظهای بود که فرزندی دیگر به خانه بازنگشت و از آن روز به بعد، فرزندان زیادی هرگز به خانه بازنگشتند. ۲۲ شهریور آغازِ زنجیرهای از پایانها بود؛ پایانِ اطمینان به فردایی که قرار بود بیتفاوت از راه برسد، پایانِ سکوتی که گمان میرفت میتواند برای همیشه ادامه پیدا کند و پایانِ روزهایی که تصور میکردیم گذشته، الزاماً پشت سر ما باقی میماند. ۲۲ شهریور تاریخی بود که زندگیِ زنی بهعلت عدمِ وجودِ آزادی، قربانی خشونت شد و از آن روز به بعد، روایت او، تبدیل به فریاد شد؛
زن، زندگی، آزادی.
