نَهانْخانهیِ دل..
Kanalga Telegram’da o‘tish
غمَش در نَهانْخانهیِ دل نشیند!
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
216
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
-230 kun
Postlar arxiv
#روضه_خانگي
حاجاقا وحید خراسانی میفرمودن:
این مصیبتها که برای این دختر خوانده میشود در برابر مصیبتهایی که بر سر او آمد نمی دربرابر دریاست.
از ویرانه به خاک سپردن او بر همه عالم معلوم میشود که رقیه (سلاماللهعلیها) گنج سیدالشهداست.
#هزار_و_سه_شب
#ربنالاتحرمنامنذکراباعبدالله
#وصیت ؛ زنده و مردهی ما را برسانید حرم!
#روضه_خانگي
حاج آقا مجتبی تهرانی :
حاجت های بزرگ خودتان را از آقازاده های کوچک امام حسین(علیهالسلام)
حضرت علی اصغر و حضرت رقیه بگیرید.
#هزار_و_سه_شب
#ربنالاتحرمنامنذکراباعبدالله
-یکیبودویکینبود...
پ.ن؛
به احترام ذکر مصائب حتما با حال مناسب بشنوید
#هزار_و_سه_شب
هزار و سه شبها...
بُریده-بُریده است...
حسین...
من بُریدهم از همه!
هزار و سه شبها...
کلماتم لکنت گرفتهاند!
ح/سین... حس/ین... ح/س/ی/ن!
هزار و سه شبها
بویِ آه میدهد و آتش!
هزار و سه شب مانده...
تو را به دلتنگیِ هزارسالهی سهسالهت...
آبروداری کن و...
مرا به مُحرّمت برسان!
#به_قلم_غریب
#ربنالاتحرمنامنذکراباعبدالله
#هبلیدموعاللبکاءعلیكیااباعبدالله
#روضه_خانگی
آسیداحمدآقانجفی رحمةاللهعلیه :
تثبیت رسالت و ولایت با خون امام مظلوم سیدالشهدا(علیهالسلام)است و بابِ عنایت حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) بی بی حضرت رقیه(سلاماللهعلیها)است.اگر حاجتی از رسول الله،از امیرالمومنین، از خودِ امام حسین(علیهمالسلام)دارید بروید متوسل شوید به ساحت مقدس حضرت رقیه (سلاماللهعلیها)...
#هزار_و_سه_شب
#ربنالاتحرمنامنذکراباعبدالله
-حسینآقابختیاریرحمةاللهعلیه
-باباجانمنوباخودتببر
پ.ن؛
به احترام ذکر مصائب حتما با حال مناسب بشنوید
#زیر_سایه_پرچم
#نگران
دارم فکر میکنم این دستها..
این چرخ خیاطی؛ این سوزن..
حتی این نخِ سرخ...
که همرنگ چشمهایما و اشکهای توست
چه خوشبختاند که...
تو انتخابشان کردهای!
حتی این میز چوبی که...
تنش به تنهی پرچمت خورده
باید خیلی حسابی باشد که نگاهت را گرفته..
چه حال خوبی دارند که سوا شدهاند..
برای میزبانیِ نگاه عُشّاقَ
برای درد و دلهایی که...
به زبان نمیآیند و ...
به اشارات نظر ختم میشوند!
راستش را بخواهی..
این شبها قلمم را غلاف کردهام
نشستهم اشك اشك که ببینیَم..
که نگاه بریزی...
در کاسهی خالی نوشتههایم
اما دیدن این چند ثانیه همانا و...
یادآوری اینکه این منِ غریب...
حتی سر سوزنی
- به قدر همین نخ و سوزنی...
که به پرچمت گره خورده-
نمیارزم که تو نگاهم کنی همانا..
حسینجان!
امشب فقط خواستم همین را بگویم..
که بدون هیچ استعاره و تشبیه و آرایهای..
من نمیارزم!
به کاری هم نمیآیم که بخواهی...
سرِ لیاقت و این حرفها...
انتخابم کنی
اما تو...
بامعرفتتر از این حرفهایی
سیاهی لشکرت؛ مرا هم بخر ..!
نمیدانم کِی و کجا
دلم گره خورد به تار یکی از همین نخها..
نمیدانم چه زمانی و چه کسی..
مرا #غریب_تو دید و...
تو شدی #حسین_من
من فقط همین یکی را میدانم
که نگرانم..
برای مُحرّمت..
برای اربعینت..
نگرانم به پرچم تو ..
تو هم نگرانم¹ میشوی..؟!
#به_قلم_غریب
1.نگران. [ ن ِ گ َ ] :
۱ - نگاه کننده ۲- منتظر ۳ - مشوش
پ.ن:
هر کدام را دوست داری جایگزین کن؛
معنی میدهد؛ آخری بیشتر..
#به_قلم_غریب
#روایت_روضه
-باباحسین- به مثابه -اباعبدالله- باشد اگر
یك خط ما .. یك خاتون سهسالهت !
ما را به شبِ سوّم مُحرّم برسان و
به جان و جوانیمان رحم نکن!
-حسین-
روضه نه...
آتشِ نامِ تو
مرا خواهد سوخت!
-آخرش؟!-
دستِ ما و مددِ علی!
علیِ اصغر و علیِ اکبر ...
ما را به شبِ هشتم مُحرّم برسان و
به جان و جوانیمان رحم نکن!
#به_قلم_غریب
پ.ن؛
به احترام نام مبارك اباعبدالله و ذکر مصائب حتما با حال مناسب بشنوید .
#روایت_روضه
همهی حرف این شبها
همین اضطرارِ تو صدایِ روضهخونتـه ...
بیا ما رو به مُحرّم برسون #یااباعبدالله
پ.ن؛
یهچندشبدیگه
تابهمُحرّممونده ...
#یااباعبدالله
ما رو سیاهیلشکرت حساب کن
وگرنه که روی سیاه ما کجا و...
سیاهی عزای تو؛ عزیزم!
#به_قلم_غریب
