آهنگو این داستانا
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا یه پیرمرد داره آهنگ گوش میده شایدم نوشتم، نمیدونم
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
583
Obunachilar
+424 soatlar
+87 kun
+4930 kun
Postlar arxiv
آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود، معتقد بود اگه خودش رو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و باز هم میشه زندگی کرد، بیاحساس یا بیرحم نبود،فقط رو کسی حساب نمیکرد، ته داستان رو خوب میدونست؛ دیگه امیدش فقط به خودش بود.
آخر هرشب دوباره با خودم مواجه میشم و میبینم این بارِ روی دوشم برای تنهایی جلو رفتن خیلی سنگینه.
