Meeras
Kanalga Telegram’da o‘tish
میراث بلوچ آرشیوی از تاریخ، فرهنگ، هنر، زبان، موسیقی و زندگی مردم بلوچستان روایتهایی مستند از میراثی که باید دیده، شناخته و حفظ شود. Balouch art, culture and language 📍بلوچستان https://t.me/meeras_balouch ارتباط با مدیر کانال : @Cyrusdavoudiart
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
305
Obunachilar
-124 soatlar
+17 kun
+830 kun
Postlar arxiv
305
راج وتکار نہ بیت اِنت اگاں، شرکار نہ بیت
آ کہ شرکار نہ بیت، آئی ءَ سرکار نہ بیت
چوشیں وتکاری ءِ گَنجانی دوار جاہ اِنت زُبان
پہ تو اے گنج نہ مان اِیت اگاں ندکار نہ بیت
#سید_ظهور_ھاشمی
305
🏺 ظروف در فرهنگ مادی بلوچستان
از خاکِ هزارانساله تا نخل و مس
ظرف در بلوچستان فقط یک وسیلهٔ روزمره نبود؛ بخشی از فرهنگ مادی، معیشت و سازگاری انسان با محیط بود.
سه ماده در این میراث اهمیت ویژهای دارند:
خاک رس، الیاف و برگ نخل، و فلزاتی مانند مس.
🏺 میراثی که به هزارههای پیش از میلاد میرسد
قدیمیترین شواهد مهم سفال در بلوچستان به محوطهٔ باستانی مهرگره در بلوچستان پاکستان مربوط است.
مهرگره توالی باستانشناختی گستردهای از هزارهٔ هفتم تا سوم پیش از میلاد دارد. در این محوطه، دورهٔ سفالی از حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد در گاهشماری پیشنهادی یونسکو ثبت شده است؛ هرچند پژوهشهای جدید دربارهٔ تاریخگذاری دقیق برخی مراحل مهرگره بحثهایی را مطرح کردهاند.
در هزارههای بعد، سفالگری پیشرفتهتر شد و کاسه، کوزه، ظروف ذخیرهسازی و ظروف تزئینی با نقوش هندسی و جانوری ساخته میشدند.
یک نمونهٔ سفالی از بلوچستان که در مجموعهٔ موزهٔ متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود، متعلق به حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد و از سبک مهرگره است.
🎨 نال و سنت سفالِ نقشدار
بلوچستان تنها به مهرگره محدود نبود.
سفالهای نال (Nal) نیز از مشهورترین نمونههای سفال پیشاتاریخی منطقهاند. در موزهٔ بریتانیا نمونهای از یک کاسهٔ سفالیِ نال با نقوش جانوری ثبت شده که تاریخ تولید آن حدود ۳۰۰۰ تا ۲۰۰۱ پیش از میلاد ذکر شده است.
این ظروف نشان میدهند که سفال در بلوچستان علاوه بر کاربرد روزمره، به عرصهای برای هنر، نمادپردازی و بیان تصویری نیز تبدیل شده بود.
🌴 نخل؛ مادهای برای زندگی
در بلوچستان، بهویژه در مناطق خشک و مکران، گیاهان و نخل منبع مهمی برای ساخت وسایل زندگی بودند.
برگها و الیاف گیاهی برای ساخت:
حصیر، سبد، طناب، بادبزن و دیگر ابزارهای روزمره به کار میرفتند.
منابع مردمشناختی همچنین استفاده از ساقه و برگ نخل و حصیر را در ساخت برخی سرپناههای سنتی مکران و کَپَر ثبت کردهاند.
اهمیت این هنر فقط در زیبایی نبود؛ این وسایل سبک، قابلدسترس و متناسب با اقلیم خشک بلوچستان بودند.
🧺 حصیر؛ ظرفِ سبکِ زندگی
بافتههای گیاهی برای حمل و نگهداری مواد غذایی و وسایل روزمره اهمیت داشتند.
در مناطق خشک غرب پاکستان و بلوچستان، استفاده از برگهای گیاه مَزری (Mazri) برای ساخت حصیر، سبد و انواع وسایل سنتی مستند شده است؛ پژوهشها نشان میدهند این گیاه در مناطق خشک، از جمله نواحی ساحلی بلوچستان، منبع مهمی برای صنایع دستی و معیشت محلی بوده است.
🥣 مس؛ از فلزکاری باستان تا ظروف سنتی
شناخت و استفاده از مس در منطقه نیز سابقهای بسیار کهن دارد.
در محوطههای باستانی مرتبط با بلوچستان، شواهد فلزکاری و اشیای مسی به دورههای پیش از تاریخ بازمیگردد. حتی در مجموعههای موزهای، نمونههایی از ظروف مسیِ مربوط به عصر مفرغ در ارتباط با حوزهٔ فرهنگی بلوچستان و درهٔ سند ثبت شدهاند.
اما یک نکتهٔ مهم:
نمیتوان بدون سند مستقیم، شکل امروزی کاسههای مسی بلوچ را به چند هزار سال پیش نسبت داد.
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که فناوری کار با مس در این حوزه بسیار کهن است و ظروف فلزی در دورههای تاریخی و متأخر نیز بخشی از فرهنگ مادی منطقه بودهاند.
⏳ خط زمانی کوتاه
هزارهٔ هفتم پیش از میلاد:
مهرگره؛ آغاز استقرارهای نوسنگی و مراحل پیشاسفال و سپس سفالی.
هزارهٔ ششم تا چهارم پیش از میلاد:
گسترش و تخصصیتر شدن سفالگری و پیدایش انواع متنوع ظروف.
هزارهٔ چهارم تا سوم پیش از میلاد:
رواج گستردهٔ سفالهای نقشدار در بلوچستان؛ نمونههایی از سنتهای مهرگره و نال در این دوره دیده میشود.
دورههای بعدی تا روزگار معاصر:
سفال در کنار ظروف فلزی و بافتههای گیاهی ادامه یافت و در مناطق مختلف بلوچستان، استفاده از مواد بومی مانند برگ و الیاف گیاهی همچنان بخشی از زندگی سنتی باقی ماند.
میراثی ساختهشده از طبیعت
در فرهنگ مادی بلوچستان، خاک به ظرف تبدیل شد، نخل به حصیر و سبد، و فلز به کاسه و ابزار.
این ظروف فقط اشیای قدیمی نیستند؛ آنها بخشی از تاریخ فناوری، معیشت، هنر و سازگاری انسان بلوچ با طبیعت هستند.
از کاسههای سفالی چند هزار سالهٔ مهرگره و نال تا سفال سنتی کلپورگان و بافتههای نخل و الیاف در بلوچستان امروز، میتوان ردّ یک فرهنگ دیرپا را دید:
«زندگی از آنچه سرزمین در اختیار انسان میگذاشت.»
میراث بلوچ | پژوهش فرهنگ و تاریخ بلوچستان
#ظرف
#مس
#سفال
#حصیر
#فلز
#طبیعت
#بلوچ
#بلوچستان
https://t.me/meeras_balouch
305
🏺 ظروف در فرهنگ مادی بلوچستان
از خاکِ هزارانساله تا نخل و مس
ظرف در بلوچستان فقط یک وسیلهٔ روزمره نبود؛ بخشی از فرهنگ مادی، معیشت و سازگاری انسان با محیط بود.
سه ماده در این میراث اهمیت ویژهای دارند:
خاک رس، الیاف و برگ نخل، و فلزاتی مانند مس.
🏺 میراثی که به هزارههای پیش از میلاد میرسد
قدیمیترین شواهد مهم سفال در بلوچستان به محوطهٔ باستانی مهرگره در بلوچستان پاکستان مربوط است.
مهرگره توالی باستانشناختی گستردهای از هزارهٔ هفتم تا سوم پیش از میلاد دارد. در این محوطه، دورهٔ سفالی از حدود ۶۰۰۰ پیش از میلاد در گاهشماری پیشنهادی یونسکو ثبت شده است؛ هرچند پژوهشهای جدید دربارهٔ تاریخگذاری دقیق برخی مراحل مهرگره بحثهایی را مطرح کردهاند.
در هزارههای بعد، سفالگری پیشرفتهتر شد و کاسه، کوزه، ظروف ذخیرهسازی و ظروف تزئینی با نقوش هندسی و جانوری ساخته میشدند.
یک نمونهٔ سفالی از بلوچستان که در مجموعهٔ موزهٔ متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود، متعلق به حدود ۳۰۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد و از سبک مهرگره است.
🎨 نال و سنت سفالِ نقشدار
بلوچستان تنها به مهرگره محدود نبود.
سفالهای نال (Nal) نیز از مشهورترین نمونههای سفال پیشاتاریخی منطقهاند. در موزهٔ بریتانیا نمونهای از یک کاسهٔ سفالیِ نال با نقوش جانوری ثبت شده که تاریخ تولید آن حدود ۳۰۰۰ تا ۲۰۰۱ پیش از میلاد ذکر شده است.
این ظروف نشان میدهند که سفال در بلوچستان علاوه بر کاربرد روزمره، به عرصهای برای هنر، نمادپردازی و بیان تصویری نیز تبدیل شده بود.
🌴 نخل؛ مادهای برای زندگی
در بلوچستان، بهویژه در مناطق خشک و مکران، گیاهان و نخل منبع مهمی برای ساخت وسایل زندگی بودند.
برگها و الیاف گیاهی برای ساخت:
حصیر، سبد، طناب، بادبزن و دیگر ابزارهای روزمره به کار میرفتند.
منابع مردمشناختی همچنین استفاده از ساقه و برگ نخل و حصیر را در ساخت برخی سرپناههای سنتی مکران و کَپَر ثبت کردهاند.
اهمیت این هنر فقط در زیبایی نبود؛ این وسایل سبک، قابلدسترس و متناسب با اقلیم خشک بلوچستان بودند.
🧺 حصیر؛ ظرفِ سبکِ زندگی
بافتههای گیاهی برای حمل و نگهداری مواد غذایی و وسایل روزمره اهمیت داشتند.
در مناطق خشک غرب پاکستان و بلوچستان، استفاده از برگهای گیاه مَزری (Mazri) برای ساخت حصیر، سبد و انواع وسایل سنتی مستند شده است؛ پژوهشها نشان میدهند این گیاه در مناطق خشک، از جمله نواحی ساحلی بلوچستان، منبع مهمی برای صنایع دستی و معیشت محلی بوده است.
🥣 مس؛ از فلزکاری باستان تا ظروف سنتی
شناخت و استفاده از مس در منطقه نیز سابقهای بسیار کهن دارد.
در محوطههای باستانی مرتبط با بلوچستان، شواهد فلزکاری و اشیای مسی به دورههای پیش از تاریخ بازمیگردد. حتی در مجموعههای موزهای، نمونههایی از ظروف مسیِ مربوط به عصر مفرغ در ارتباط با حوزهٔ فرهنگی بلوچستان و درهٔ سند ثبت شدهاند.
اما یک نکتهٔ مهم:
نمیتوان بدون سند مستقیم، شکل امروزی کاسههای مسی بلوچ را به چند هزار سال پیش نسبت داد.
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که فناوری کار با مس در این حوزه بسیار کهن است و ظروف فلزی در دورههای تاریخی و متأخر نیز بخشی از فرهنگ مادی منطقه بودهاند.
⏳ خط زمانی کوتاه
هزارهٔ هفتم پیش از میلاد:
مهرگره؛ آغاز استقرارهای نوسنگی و مراحل پیشاسفال و سپس سفالی.
هزارهٔ ششم تا چهارم پیش از میلاد:
گسترش و تخصصیتر شدن سفالگری و پیدایش انواع متنوع ظروف.
هزارهٔ چهارم تا سوم پیش از میلاد:
رواج گستردهٔ سفالهای نقشدار در بلوچستان؛ نمونههایی از سنتهای مهرگره و نال در این دوره دیده میشود.
دورههای بعدی تا روزگار معاصر:
سفال در کنار ظروف فلزی و بافتههای گیاهی ادامه یافت و در مناطق مختلف بلوچستان، استفاده از مواد بومی مانند برگ و الیاف گیاهی همچنان بخشی از زندگی سنتی باقی ماند.
میراثی ساختهشده از طبیعت
در فرهنگ مادی بلوچستان، خاک به ظرف تبدیل شد، نخل به حصیر و سبد، و فلز به کاسه و ابزار.
این ظروف فقط اشیای قدیمی نیستند؛ آنها بخشی از تاریخ فناوری، معیشت، هنر و سازگاری انسان بلوچ با طبیعت هستند.
از کاسههای سفالی چند هزار سالهٔ مهرگره و نال تا سفال سنتی کلپورگان و بافتههای نخل و الیاف در بلوچستان امروز، میتوان ردّ یک فرهنگ دیرپا را دید:
«زندگی از آنچه سرزمین در اختیار انسان میگذاشت.»
میراث بلوچ | پژوهش فرهنگ و تاریخ بلوچستان
#ظرف
#مس
#سفال
#حصیر
#فلز
#طبیعت
#بلوچ
#بلوچستان
https://t.me/meeras_balouch
305
Repost from VAYIM | ویم
اَے هدا اَے مُنصفیں پروردگار اَے هستی ءِ ساز ءِ سورانی راز دار📍سوراب بلوچستان 🖤🥹 🗣️ جاود مولابکش ✍️ مبارک کازی 📲 @VAYIM
305
آس
بگند کہ آس جنزان اِنت چو کَؤر ءَ
پہ مئے دُردانگیں هلک ءُ ڈگاراں
لپاشان اِنت مئے گُلگرکیں کشاراں
اِے وت سر هُشک ءُ تر هچ مان نیار اِیت
اِے رستر شِرّ ءُ شَر هچ مان نیار اِیت
نہ اِے بدواه زانت نہ سنگت ءَ زانت
نہ اِے ساهانی کدر ءُ کیمت ءَ زانت
نہ کنت اِے رَهم پہ مات ءُ گُهاراں
ءُ نئے پہ تنگهیں همراه ءُ یاراں
اِے انچیں آسے گوک ءُ پس نہ چار اِیت
اے انچیں آسے راج ءُ کَس نہ چار اِیت
اِے بس سوچان کنت سوچان کنت رؤت
بهشتیں ملکتاں ویران کنت رؤت
داں واب ءَ پچ بہ بنت مئے بستگیں چم
بگر شگرب داں مگرب زیان کنت رؤت
چہ انوں پہ وتا توجیلے بہ ساز اِت
چد ءُ ساری کہ هنکین مئے بہ بنت پُر
چد ءُ ساری کہ دنیا مئےبِہ کُٹ اِیت
#مبارک_قاضی
#شعر
#شاعر
#بلوچ
#بلوچستان
https://t.me/meeras_balouch
305
نمیرانیں استاد آبد آسکانی گپءُ تران، زبانءُ سیاھگءِ باروءَ
ماشما بایدانت وتی ماتی زبانءَ شری سرءَ بزان اں
#زبان_مادری
#زبان_بلوچی
#سیاهگ
#رسم_الخط
#بلوچ
#بلوچستان
#آبد_آسکانی
305
«دانه په دانه» یک ترانه قدیمی و فولکلور بلوچی است؛ در ظاهر عاشقانه، اما در عمقش عشق به یار و عشق به سرزمین به هم گره خوردهاند.
ترانه با حالوهوای زندگی چوپانی و کوچنشینی آغاز میشود؛ صبح شده، خورشید بالا آمده و گوینده همراهش را برای حرکت صدا میکند:
«صبح شده، خورشید بالا آمده؛ بیدار شوید و راه بیفتید.»
بعد به «دانه په دانه» میرسد؛ تصویری از یک پایگاه در میان هزاران چیز دیگر:
«در میان همه دانهها، این دانه مال من است؛ تو انتخاب و سهم منی.»
و مضمونش این است: حالا که با هم دوست و همراه شدهایم، دیگر چیزی از دنیا نمیخواهم؛ برای این یار، آرزوی زندگی و عمر طولانی دارم.
اما کمکم «یار» تبدیل به خود بلوچستان میشود. شاعر از کلات، کوهها، درهها، رودها و سرزمینهای مختلف نام میبرد و وطنش را مثل یک معشوق توصیف میکند:
«این سرزمین، سرزمین من است؛ بیا کوهها و آبها و زیباییهایش را ببین؛ اینجا جایی است که برایش جان میدهیم.»
در بخش شاعرانهتر میگوید:
«درهبهدره در تو میگردم، کوهبهکوه با تو میروم.»
«تو مثل نسیم خوشبویی، سخت مثل شهد شیرین است.»
«تو مثل رود و موج و ساحلی؛ مثل گل نیلوفری، مثل شعر و غزلی.»
در پایان دیگر معلوم نیست «تو» یک انسان است یا خود بلوچستان؛ و شاید زیبایی ترانه دقیقاً همینجاست. محبوب و سرزمین آنقدر در هم آمیختهاند که عشق به یکی از عشق به دیگری جدا نمیشود.
https://t.me/meeras_balouch
