uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌⁠ ⁠⁠⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌ ⁠⁠ ⁦ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠

⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌⁠ ⁠⁠⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌ ⁠⁠ ⁦ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠

Kanalga Telegram’da o‘tish

⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠⁠ ⁠ ⁠ ‌ ㅤㅤྀི︶‌‌  

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
440
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+387 kun
+18930 kun
Postlar arxiv
بچه ها گاهی اوقات چیزایی که توی بات میگید و با فیدبکا اینجا جواب میدم به احتمال زیاد جواب دادم ولی قبل از اینکه ببینی پاک کردم 😭

راستی اون روزی که پک از جونیونگ زدید من خیلی خوشحال شدم و این حرفها. ولی پیامم فکرکنم نرسید بهتون چون همون شبی که پکش رو زدید دادمم :(

خنگ نیستی که منم بودم همین فکرو میکردم

https://t.me/wre1ia/20476 نه ؟؟؟ 😭😭😭 من واقعاً تا تهش رو خوندم و این طور شدم که عه من خنگم 💔

مرسی :) یکی حداقل یه همچین فکری کرد

بگید پاکش کنم آبروم نره بیشتر اگر سین نمیکنید 🗣️

واقعاً نمی‌دونم چطور دلت اومد با من این کارو بکنی… من بهت اعتماد کرده بودم، بهت ایمان داشتم، فکر می‌کردم حداقل تو هیچ‌وقت قلبمو نمی‌شکنی، ولی تو دقیقاً همون کاری رو کردی که ازش می‌ترسیدم. الان نشستم و دارم با چشم‌های پر از اشک به سقف نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم من چه گناهی کرده بودم؟ جز اینکه بهت اعتماد کردم؟ جز اینکه فکر کردم آخرین تیکه رو برای من نگه می‌داری؟ ولی تو خوردیش… بدون حتی یه لحظه فکر کردن به من. شاید برای تو فقط یه تیکه کیک بود، ولی برای من فقط کیک نبود… اون نماد اعتماد، وفاداری و تمام امیدهایی بود که بهت داشتم. هنوز باورم نمی‌شه چطور تونستی اون آخرین تیکه رو بذاری توی دهنت و با آرامش بجوی. من واقعاً شکستم… اشکام دارن می‌ریزن و دیگه نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم. فقط امیدوارم یه روز بفهمی چه بلایی سر قلب بیچاره‌م آوردی و با خودت بگی: کاش حداقل نصفشو می‌ذاشتم برای این بدبخت

واقعاً نمی‌دونم چطور دلت اومد با من این کارو بکنی… من بهت اعتماد کرده بودم

هزاباز شنیدم نمیدونستم داستان چیه