uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

𝖢𝗁𝖾𝗈𝗅 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅(fic)🏳️‍🌈

𝖢𝗁𝖾𝗈𝗅 𝖬𝗈𝗍𝖾𝗅(fic)🏳️‍🌈

Kanalga Telegram’da o‘tish

سلام سلام ورود افراد متعصب به اینجا ممنوع ددی الفا https://t.me/XBCHATBot?start=sec-ifbcgcgdi @cherrycheoli_bot Bahar http://t.me/BluChtBot?start=6ea7ab05bbd4ae8d8f45 عسل @Mingoabot. نکو جونم

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
224
Obunachilar
-224 soatlar
+17 kun
+130 kun
Postlar arxiv
من خیلی ریلکس زنگ خونه هم خورده بود رفیقام کیفم رو آوردن رفتیم خونه

هیچی دیگه تهش دو روز اونا اخراج شدن

بهار هر لحظه ممکن بود حمله کنه

ک گردنم نمیگیرین

نفس عمیق بکش و فلان تهشش با یه زر نزن بابا دعوای منو این تموم شد یکی دیگه گفت بچه دوازدهمی سر تکون دادم گفت واقعا اندازه یه بچه کلاس اول عقل نداری حالا نن وسط دفتر داد میزدم نه تو خوبی با اون الدنگا

من رفتم برم سمتش اون معاونی ک قبلا مدیر پیش دبستانیم بود منو گرفت دم گوشم یک سره میگفت آروم باش ارزشش رو نداره

اینا اومد یکی از اون دختره ک اومده بود در کلاس رو باز کرد اون هیچ کاری نکرده بود اومد تو دفتر داد سر من ک تو گوه خوردی گفتی من بودم

من ایستاده بودم دور برم کلا معاون

دوباره گله ای اومدن دم در دفتر

فیلم رو گذاشتم دید رفت اونا رو اورد

اینم بچه های شما

گفتم ببینین شمایی ک تهش برگشتی بهمون گفتی بچه های من نبودن

گفتم یکی از معاونا زنگ زد معاون یازدهم اومد

ویدیوش در اومد اونی ک گفت به قرآن من نبودم همون زد رو در همون بادکنک پرت کرده بود

فیلم رو گذاشتیم

خب به هر طریقی بود من گفتم باید ببینیم رفتم یکی دیگه رو آوردم و اینا

تقریبا هفت تا معاون پرورشی و کوفت و زهرمار داشتیم