uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

جبهه رزمندگان ایران آزاد

جبهه رزمندگان ایران آزاد

Kanalga Telegram’da o‘tish

حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
305
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
مسعود پزشکیان در سازمان ملل خبر مهمی برای جهان داشت: جمهوری اسلامی «مردم» زیاد دارد؛ البته فقط تا وقتی موافقش باشند. خلاصه‌ی حرفش ساده بود: موافقان، مردمِ ما؛ مخالفان، عواملِ شما. امروز جلوی نمایندگان ملت‌ها که همه برای دفاع از حقوق مردم‌شان آنجا بودند، درباره‌ی «خیابان» و «مردم» با گلایه از حرف زد. گفت در خیابان‌های دی‌ماه، ایرانیانی که علیه حکومت به خیابان آمدند از سوی آمریکا و اسرائیل تحریک شده بودند و امنیت کشور را بر هم زده بودند! اما الان هفت ماه است که در «خیابان» حامیان جمهوری اسلامی،ما را حمایت می‌کنند. آنها را «مردم» نامید در تقابل با مردم در خیابان‌های دی‌خون ١۴٠۴ طنز ماجرا اینجاست: رئیس‌جمهور یک کشور تا سازمان ملل رفته تا جلوی غریبه‌های عالم از مردم خودش شکایت کند؛ اما حتی موقع شکایت هم حاضر نیست قبول کند آن‌ها مردم خودش‌اند! مردم من به خیابان آمدند، اما لطفاً اشتباه نکنید؛ کار خودشان نبود، کار شما بود! واقعاً صحنه‌ای از این غریب‌تر می‌شود؟ آدم انتظار دارد رئیس یک کشور در برابر جهان از مردمش دفاع کند؛ اما امروز مردم باید از خودشان دفاع کنند و توضیح بدهند برای مخالفت با حکومتشان احتیاج به قیّم خارجی ندارند. این چه درجه از وقاحتی است که به شما اختیار داده ایرانیان را با چند هزار سال تمدن و ملیت، از «مردم‌بودن» اخراج کنید؟ اینجا مسئله دیگر فقط وقاحتِ یک استاندارد دوگانه در خطاب «مردم» نیست. ما با سازوکاری وقیح‌تر روبه‌رو هستیم: مصادره‌ی مفهوم «مردم» آن هم جلوی چشم جهانیان! در این دستگاه سیاسی مضحک و در حال زوال، «مردم» عنوانی مشروط است و نام همه‌ی کسانی نیست که در یک سرزمین زندگی می‌کنند! پس تا وقتی اراده‌ات با اراده‌ی رژیم همسوست، صاحب اراده‌ای، تحریک نشدی و ایرانی هستی و «مردم» محسوب می‌شوی. اما کافی است مقابل حکومت بایستی. از همان لحظه، حتا اراده‌ات دیگر مال خودت نیست. از نظر این زوال‌عقلان، ایرانیِ مخالف رژیم باید به جایی بیرون از «ما» تعلق پیدا کند. حالا کافی است همان معیاری را که پزشکیان برای معترضان به کار می‌برد، مقابل خودش بگذاریم. اگر حضور در خیابان به‌تنهایی نشانه‌ی اراده‌ی مستقل نیست، چرا این پرسش فقط درباره‌ی مخالف حکومت مطرح می‌شود؟ اگر باید پرسید چه کسی فراخوان داده، چه کسی سازمان‌دهی کرده و چه نهادی امکانات فراهم کرده، چرا درباره‌ی تجمعات حامی حکومت ناگهان این پرسش‌ها بی‌اهمیت می‌شوند؟ چرا سازمان‌دهیِ موافق از تامین غذا تا صیغه و مکان، کوچک‌ترین خدشه‌ای به مردم‌بودنشان وارد نمی‌کند؟ همین چند روز پیش، خود پزشکیان در تجمع سازمان‌یافته «جان‌فدا» در حمایت از حکومت حضور داشت. اما سازمان‌یافتگی این خیابان مانع اطلاق «مردم» به حاضران نشد. پس مسئله سازمان‌یافتگی نیست. مسئله جهتِ «اراده» است؛ همان چیزی که «مردم» را از یک واقعیت اجتماعی به یک امتیاز سیاسی بدل می‌کند. چون تا وقتی معترض «مردم» باشد، حکومت ناچار است به یک سؤال پاسخ دهد: چرا مردم علیه شما به خیابان آمده‌اند؟ راه فرار ساده است: اول او را از مردم اخراج کن، بعد به‌جای پاسخ‌گویی به اعتراضش، درباره‌ی توطئه حرف بزن: آمریکا. اسرائیل. دشمن. شما از پذیرفتن این حقیقت که آن‌ها هم مردم‌اند، زهره ترک می‌شوید چون روزی که این یک جمله را بپذیرید، باید به پرسشی پاسخ بدهید که چهل‌وهفت سال است از آن فرار کردید: اگر این‌ها هم مردم‌اند، شما نماینده‌ی کدام مردمید؟؟ ✍#زهرا_عبدی #نویسنده_منتقد_سینما_ادبیات @isargaran_pahlavi

Repost from Morakabian
« بگویید این جمله در گوش باد چون ایران نباشد، تن من مباد » جاویدنام امیرپارسا اشکبوس اگر آجرهای آن کوچه‌ی باریک، پشت بیمارستا
+2
« بگویید این جمله در گوش باد چون ایران نباشد، تن من مباد » جاویدنام امیرپارسا اشکبوس اگر آجرهای آن کوچه‌ی باریک، پشت بیمارستانِ الغدیر دهان داشتند، کدام شانه توان تحمل شنیدن روایت هجدهم و نوزدهم دی را داشت؟ روایت آن پیکرهای جوان، پیچیده در پتو، با صورت‌هایی که قرار است تا ابد در قاب عکس بمانند، بی‌آنکه سن‌شان بالا برود. فاجعه‌ی دی آن‌قدر وسیع است که اگر هر ایرانی دست به نوشتن ببرد، باز کلمه کم خواهیم آورد. هجدهم دی‌ماه، امیرپارسا اشکبوس، بیست‌ویک‌ساله، در میدان هفت‌حوض نارمک هدف گلوله قرار می‌گیرد. امیرپارسا دانشجوی رشته‌ی میکروبیولوژی و علاقه‌مند به ورزش بود. گلوله گردن جوان امیرپارسا را شکافت. دوستانش او را به بیمارستان الغدیر رساندند، اما فردای آن روز، مادرش پیکر فرزند عزیزش را در کوچه‌ی پشت بیمارستان، میان پیکرهای رهاشده و پیچیده در پتو، پیدا کرد. #محمد_مرکبیان @morakabian

مهم‼️ بریتانیا محدودیت مالی پنج بانک جمهوری اسلامی را تشدید کرد وزارت خزانه‌داری بریتانیا اعلام کرد از این پس اصل بر رد درخوا
مهم‼️ بریتانیا محدودیت مالی پنج بانک جمهوری اسلامی را تشدید کرد وزارت خزانه‌داری بریتانیا اعلام کرد از این پس اصل بر رد درخواست‌های مجوز مالی پنج بانک و نهاد بانکی جمهوری اسلامی خواهد بود و تنها در موارد استثنایی یا الزامات قانونی امکان صدور مجوز وجود دارد. این تصمیم شامل بانک سپه، بانک ملی، بانک صادرات، بانک تجارت و بانک بین‌المللی پرشیا می‌شود؛ نهادهایی که پیش‌تر در چارچوب تحریم‌های هسته‌ای بریتانیا قرار گرفته بودند. دفتر اجرای تحریم‌های مالی بریتانیا همچنین اعلام کرد مجوز عمومی فعلی برای برخی تراکنش‌های این بانک‌ها پس از ۲۲ اکتبر، برابر با ۳۰ مهر، تمدید نخواهد شد. بر اساس دستورالعمل تازه، پس از آن تاریخ انجام تراکنش‌های مشمول تحریم تنها با مجوزهای خاص یا در موارد استثنایی امکان‌پذیر خواهد بود. #نزدیکی_اجماع_جهانی_علیه #فرقه_تبهکار_جمهوری_اسلامی @isargaran_pahlavi

Repost from DEJ
🚨⭕️ بر اساس گزارش‌های دریافتی، پروازی که قرار بود صبح پنجشنبه سوم مهرماه ۱۴۰۵، از مبداء ایران به مقصد تاجیکستان برود، پس از برخاستن به دلیل عدم دریافت مجوز عبور از حریم هوایی ترکمنستان و آذربایجان، از ادامه مسیر بازماند. به گفته خلبان این پرواز، در پی ممانعت از عبور در این حریم‌های هوایی، هواپیما در نهایت مجبور به بازگشت به ایران شد. #حریم_هوایی #ترکمنستان #آذربایجان #جنگ #IRGCterrorists @DEJradio

دعوت به تسلیم و واگذاری قدرت ازرژیم نامشروع جمهوری اسلامی و تحلیلی کوتاه از زبان بدن پرزیدنت ترامپ در سخنانش در مجمع عمومی سازمان ملل در مورد مواجهه با جمهوری اسلامی @isargaran_pahlavi

Repost from DEJ
👑🎤 شاهزاده رضا پهلوی در نشست سالانه کنکوردیا: مردم ایران آزادی می‌خواهند؛ جهان باید کنار آن‌ها بایستد شاهزاده رضا پهلوی در نشست سالانه کنکوردیا در نیویورک، در گفت‌وگو با متیو سوئیفت، ‌بنیان‌گذار و مدیرعامل این سازمان، پرسشی را درباره سیاست بین‌المللی در قبال جمهوری اسلامی مطرح کرد: چرا مردم ایران در مرکز گفت‌وگوها و تصمیم‌گیری‌ها قرار ندارند؟ او با مطرح کردن نام علی زارعی، توجه مخاطبان بین‌المللی را به سرنوشت این جوان ۲۷ ساله جلب کرد؛ جوانی که به گفته شاهزاده رضا پهلوی، در خیزش «زن، زندگی، آزادی» از ناحیه چشم هدف گلوله قرار گرفت، اما برای ادامه مبارزه به ایران بازگشت و اکنون در سلول انفرادی با خطر اعدام روبه‌روست. شاهزاده رضا پهلوی تأکید کرد که دموکراسی‌های غربی وظیفه‌ای اخلاقی دارند کنار مردم ایران بایستند و فریب مذاکراتی را نخورند که جمهوری اسلامی برای خریدن زمان دنبال می‌کند. او گفت ایرانیانی که به دست حکومت قتل‌عام شدند، خواهان آزادی بودند، نه توافق هسته‌ای یا کنترل تنگه هرمز. او مردم ایران را شرکای طبیعی جهان آزاد برای ساختن آینده‌ای همراه با صلح، امنیت و فرصت‌های اقتصادی بی‌سابقه دانست و انتخاب پیش روی جهان را ادامه سرمایه‌گذاری بر حکومتی توصیف کرد که بی‌ثباتی و تروریسم می‌آفریند، یا ایستادن در کنار مردم ایران. شاهزاده رضا پهلوی همچنین با مرور ۴۶ سال تعهد خود به ایران، از آمادگی‌اش برای بازگشت و جنگیدن با ارتش صدام حسین در سال ۱۹۸۰ سخن گفت؛ تصمیمی که پس از پایان آموزش خلبانی در آمریکا و با آگاهی از خطر جانی بازگشت گرفته بود. او تأکید کرد که همراهی خود و خانواده‌اش برخاسته از وظیفه‌ای میهنی است و این مبارزه تا آزادی نهایی ایران ادامه خواهد یافت. #شاهزاده_رضا_پهلوی #کنکوردیا #گفتگو @DEJradio

در جمهوری اسلامی، بازگشت به وطن یک راه نیست؛ دو راه است. یکی به خانه می‌رسد، یکی به زندان. برای یکی فرش پهن می‌کنند؛ برای دیگری حکم مرگ. بازگشت به وطن باید و باید ساده‌ترین حق یک انسان باشد. آدم از خانه‌اش اجازه‌ی ورود نمی‌گیرد. اما در جمهوری اسلامی، «بازگشت» برای همه یک «فعل» با یک کارکرد معنایی نیست؛ یک فعل است با دو پایان. یک ایرانی برمی‌گردد، سر مزار مادرش می‌رود و از پایان غربت می‌گوید. ایرانی دیگری برمی‌گردد و مسیرش از همان لب مرز به بازداشتگاه و زندان می‌رسد. پس دعوتی که سخنگوی دولت با آب‌وتاب از آن حرف زد، به یک دو راهی ختم می‌شود: یک‌سو فرش ؛ سوی دیگری طناب دار . علی زارعی یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این شکاف است. جوانی که در اعتراضات ۱۴۰۱ بینایی چشم راستش را بر اثر شلیک ساچمه از دست داد، از ایران خارج شد و مدتی در آلمان زندگی کرد. با پهن کردن دام و تله، او را به ایران برگرداندند. حاصل بازگشت او هیچ «آغوش وطنی» نبود، فوری بازداشت شد و اکنون با حکم اعدام روبه‌روست.!!! مجریان دلقک حکومتی ٢۴ ساعته در تلویزیون می‌گویند «برگردید»  اما با دغل در عمل نشان دادند بازگشتِ چه کسی «بازگشت به وطن» است و بازگشتِ چه کسی «بازگشتِ متهم»؟ محسن نامجو در مصاحبه دو روز پیش‌اش، دوساعت حرف زد که  همه‌اش بی کم و کاست در دو کلمه‌ی مفصل، خلاصه می‌شود:  «گُه خوردم»  پس هر کس با رغبت این فعل را انجام دهد، حتا اگر مادر خدا را به آرایش نشانده باشد، می‌تواند به راحتی برگردد. پس «برگردید» هرگز برای همه یک «وعده‌ی یکسان» نیست. ما برای همین پیمان بستیم به پایان این رژیم زیرا نمی‌خواهیم وطن برای یکی خانه باشد و برای دیگری تله. هر جا شنیدید کسی برگشته از خود بپرسید: بازگشت برای چه کاری؟ با کدام تضمین؟ و به کدام ایران؟ چون پشت واژه‌ی بازگشت، دو سرنوشت ایستاده است: فرش قرمز و طناب دار.  اولی برای نامجوها و بهنودها و دومی برای علی زارعی‌ها. ✍#زهرا_عبدی #نویسنده_منتقد @isargaran_pahlavi

این فقط سرکوب نیست؛ پرونده‌ای برای عدالت بین‌المللی است ✍رضا استاد - وکیل بین الملل و فعال حقوق‌بشر به‌عنوان یک حقوقدان و مدافع حقوق بشر، کشتار سازمان‌یافته معترضان، استفاده غیرقانونی از نیروی مرگبار، قطع اینترنت برای پنهان‌کردن جنایات، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی اجباری، شکنجه، تهدید خانواده‌های قربانیان و تلاش برای نابودی مدارک را با شدیدترین عبارات محکوم می‌کنم. گزارش‌اخیر عفو بین‌الملل نشان می‌دهد که نیروهای جمهوری اسلامی در اعتراضات دی‌ماه، هزاران معترض و رهگذر را در مقیاسی بی‌سابقه به‌طور غیرقانونی کشتند و پس از آن، با ایجاد فضای نظامی و امنیتی، بازداشت گسترده، ناپدیدسازی اجباری و ارعاب خانواده‌ها، برای پنهان‌کردن حقیقت و جلوگیری از مستندسازی جنایات اقدام کردند.! این یافته‌ها باید در کنار سایر شواهد، به‌عنوان مبنایی جدی برای تحقیق مستقل درباره احتمال ارتکاب جنایت علیه بشریت بررسی شوند. مصونیت عاملان و آمران این جنایات، راه را برای تکرار خشونت‌های گسترده‌تر هموار می‌کند. از سازمان ملل متحد، دولت‌های دموکراتیک، اتحادیه اروپا و نهادهای قضایی صالح می‌خواهیم: • سازوکار مستقل جمع‌آوری و حفظ شواهد را تقویت کنند؛ • علیه آمران و عاملان جنایات، تحریم‌های هدفمند و ممنوعیت سفر اعمال کنند؛ • اصل صلاحیت جهانی را برای تحقیق و تعقیب مظنونان به کار گیرند؛ • از قربانیان، شاهدان، خانواده‌ها و مدافعان حقوق بشر حمایت کنند؛ • و مسئولان این جنایات را در برابر یک دادگاه مستقل و عادلانه پاسخ‌گو سازند. عدالت نباید قربانی ملاحظات سیاسی شود. سکوت جامعه جهانی، مصونیت مجرمان را تقویت می‌کند. آمران و عاملان این جنایات باید شناسایی، تعقیب, محاکمه و مجازات شوند. #جنایت_علیه_بشریت #عدالت_برای_ایران #حقوق_بشر #سربازان_شیروخورشید @isargaran_pahlavi

آرشیوها سخن میگویند! در عصر دوربین و رسانه، این آرشیوها و مستندات هستند که سخن میگویند!. این فیلم، سندِ سخنانی است که برخی حامیان پنهان یا خجالتی نظام از آقایان حشمت طبرزدی گرفته تا تاجزاده ودیگران، در لباس منتقد ومخالف نظام، با اطمینان می‌گفتند رضا پهلوی حتی قادر نیست چندصد یا چند هزار نفر را به خیابان بیاورد؛ و با صراحت وعده می‌دادند: اگر ایشان توانست ده‌هزار نفر را به خیابان بیاورد، از موضع خود بازگشته و پشت سر ایشان خواهند ایستاد! حال که حتی بنا بر روایت رسمی جمهوری اسلامی، در فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی، مردم در بیش از ۴۰۰ شهر و حدود ۴۰۰۰ نقطه با فراخوان شاهزاده رضاپهلوی به خیابان آمدند و مامورین با آنها مقابله کردند ، گویی برای این حضرات مشکل نه کمبودِ جمعیت است، نه کمبودِ سند؛ مشکل، تعصب کور ضد پهلویسم و ندیدن واقعیات است بایدگفت ملتی که برخاسته است هرگزمنتظر تغییر موضع این جماعت نمی‌ماند؛اما این انتظار منطقی وجود دارد که آدمی، وقتی سندِ سخن دیروزش را در برابر چشم خود می‌بیند، لااقل اندکی شرم کند و بابت آنچه با آن همه قاطعیت گفته بود، پوزش بطلبد!😔 ✍م.حسن زاده رزمنده جنگ ایران وعراق @isargaran_pahlavi

+1
خبرنگار: از هیئت ایرانی، با کسی دیدار کرده‌اید یا برنامه‌ای برای دیدار دارید؟ می‌گویید با چه کسی؟ ترامپ: بله. امروز. خبرنگار: گفت‌وگو چطور بود، آقای رئیس‌جمهور؟ ترامپ: خیلی خوب پیش رفت. یک ساعت پیش تمام شد. جلسه‌ای بود که سه ساعت طول کشید و یک ساعت پیش به پایان رسید. خبرنگار: چه گفته شد؟ ترامپ: جلسه بسیار خوبی بود. واقعاً باید بگویم، خیلی خوب بود. نمی‌توانم تصور کنم چرا نخواهند این کار را انجام دهند. دو انتخاب وجود دارد: عظمت — ظرفیت رسیدن به عظمت — یا نابودی. خبرنگار: منظورتان از «ظرفیت رسیدن به عظمت» چیست؟ ترامپ: منظورم این است که… در یک حالت، نابودی است؛ و گزینه دیگر، امکان رسیدن به عظمت است. می‌تواند کشور بزرگی باشد. خبرنگار: در دیدار با ایرانی‌ها، آقای کوشنر و آقای ویتکاف هم حضور داشتند؟ آیا می‌توانید این موضوع را تأیید کنید؟ ترامپ: خب، همین‌قدر بگویم که آن‌ها جلسه بسیار خوب و بسیار پرباری داشتند و قرار است در آینده‌ای بسیار نزدیک جلسه دیگری هم داشته باشند. استیو، اگر می‌خواهی… جرد، تو هم اگر می‌خواهی چیزی بگویی؟ اما بله، جلسه بسیار پرباری داشتند. @Garajetadayoni | گاراژ

مصاحبه‌ای فراتر از یک مصاحبه! به نظر می‌رسد درباره مصاحبه خانم نرگس محمدی با CNN کم گفته شده است. خود CNN رسماً گفته توافق شد
مصاحبه‌ای فراتر از یک مصاحبه! به نظر می‌رسد درباره مصاحبه خانم نرگس محمدی با CNN کم گفته شده است. خود CNN رسماً گفته توافق شده درباره حوادث اخیر ایران صحبت نشود؛ یعنی گفت‌وگو عمدتاً به خاطرات و تجربه‌های شخصی او محدود شود.! اکنون پرسش اینجاست: چرا درباره مهم‌ترین کشتارهای اخیر مردم ایران سکوت، اما درباره «زن، زندگی، آزادی» تریبون و دکور فراهم می‌شود؟ چرا می‌توان درباره شکنجه و رنج یک فرد گفت، اما درباره شعارها و مطالبات بخش دیگری از معترضان نه؟ اگر هر دو می‌توانست پیامد سیاسی داشته باشد، انتخابِ یکی و سکوت درباره دیگری، خود یک انتخاب سیاسی است. خانم نرگس محمدی ، دریافت جایزه نوبل از سوی یک ایرانی آن هم یک بانو مایه مباهات همه ایرانیان وطن پرست است ، اما اجازه دهید یادآوری کنیم که جایزه نوبل و تریبون جهانی زمانی معنای «صدای مردم ایران» دارد که همه مردم و همه قربانیان دیده شوند، نه فقط آن بخش که بزعم بیان کننده با روایت سیاسی اش سازگار است...وقتی مردم و فعالان سیاسی وطن پرست وایرانگرا ، قیام دی ماه را در ادامه و تکمیل جنبش ۴۰۱ میدانند ، اینگونه مواجهه گزینشی روا نیست! @isargaran_pahlavi

به مناسبت مرخصی دو روزه آقای تاجزاده از زندان ،بد نیست مناظره ایشان با آقای ویسی در سال ۱۴۰۱ را دوباره به یاد بیاوریم؛ که در آن، خطاب به آقای پهلوی گفته شد: اگر فکر می‌کند مردم حامی او هستند، «این گوی و این میدان»؛ فراخوان بدهد و ببیند چند نفر به دعوت او به خیابان می‌آیند. اکنون ۴ سال از آن مناظره گذشته است و در دی‌ماه ۱۴۰۴، همان شخصی که آن روز از او خواسته شد میزان حمایت مردمی خود را در میدان نشان دهد، فراخوان داد و میلیون‌ها تن از مردم به خیابان آمدند و با صدایی رسا مطالبه خود را فریاد زدند. اکنون پرسش ساده اما جدی از آقای تاجزاده این است: آنچه در این چند سال گذشت و به‌ویژه آنچه در دی‌ماه ۱۴۰۴ در جامعه و خیابان‌های ایران رخ داد، آیا برای بازنگری در تحلیل‌های سال ۱۴۰۱ کافی نیست؟ جناب تاجزاده : شایسته وبایسته خود شماست که به گفته‌ها و وعده‌های آن روزخود وفادار بمانید؛ و اگر واقعیت امروز جامعه با تحلیل‌های دیروزتان سازگار نیست، شجاعت در پذیرش این واقعیت، بسیار ارزشمندتر از اصرار بر یک خطای سیاسی است.وگرنه اکثریت مردم که مدتهاست انتخابشان را کرده اند . ✍م.حسن زاده،رزمنده جنگ ایران وعراق @isargaran_pahlavi

❌برای همگان مناسب نیست! ساعاتی قبل، در زندان دستگرد اصفهان، جمهوری اسلامی یک ایرانی دیگر، #حسین_پدران با طناب دار به اتهام وا
❌برای همگان مناسب نیست! ساعاتی قبل، در زندان دستگرد اصفهان، جمهوری اسلامی یک ایرانی دیگر، #حسین_پدران با طناب دار به اتهام واهی همکاری با اسراییل کشت! 🟡برای هرکسی تصور اعدام سخت است، بنظرم ناشناس بودنِ نحوه و نوع اعدام، مراسم قبل و بعد اون و خلاصه چیزی که با م*رگ اینچنین توسط رژیم اعمال میشه، به وحشت این رفتار مجرمانه ی رژیم افزون میکنه، اما اعدام در «زندان دستگرد اصفهان» برای من و هرکسی که تجربه ی حبس در این ترسناک قتلگاه رژیم را دارم، نوعی دیگر است. ابتدا فرد زندانی محکوم به اعدم رو بعدازظهر صدا میکنند و برای اجرا به انفرادی میبرن و وحشت و استرس در بند حاکم میشه تا صبح قبل طلوع خورشید که صدای اذان به وقت اعدام، در هر دو واحد، در تمام بندها، راهرو ها و سلولها انگار که جور دیگه میپیچه، بچه هایی که مشرف هستند به حیاط های زندان، این صدا رو بیشتر متوجه میشن، اون «الله اکبر» لعنتی مثل مته توی اعصاب ها نفوذ میکنه، مثل زهری دردناک در رگها به جریان میوفته و این صدا در بند هاییکه بچه های اعدامی ها ا‌ونجا هستند، یه جور دیگه شوم و درداور و مشمئزه و برخی افراد سعی میکنن دستشونو، بالش و یا... روی گوشاشون بگیرن تا این اعلام کشتار به زبان عرب را نشنوند، این موضوع در لحظه رخ نمیده، از لحظه ی خوندن اسم، بردن به انفرادی(اگر قبلش در انفرادی نباشه) و بی اطلاعی خانواده هاییکه بهشون خبر داده نشده، جو و حال و هوای بند رو بهم میریزه، اوناییکه شماره تلفن خانواده ی فرد مورد نظر رو دارند، سعی میکنند که به خانواده هاشون اطلاع بدن، اگر تلفن های بند باز باشن وگرنه با موبایل های مخفی که اونم ریسکش خیلیه! ...و غم و تشویش و ماتم که گاهی اوقات تا صبح و با شنیدن اون صدای زجر آور اذان ادامه داره و اما نکته ی خیلی مهم اینکه: اگر شاکی خصوصی باشه، همیشه امیدی هست تا حکم لعنتی اجرا نشه و این امید به وضوح در گفتار و رفتار بچه های بند، مشهوده، اما اگر شاکی جمهوری اسلامی باشه، هیچ مطلق امیدی نیست به بازگشت اسیر در دست این رژیم! بعد مراسم و اجرای حکم قتل افرادر هم بندها با پارچه های مشکی، پیراهن های مشکی، پخش خرما و خوندن فاتحه( اجباری) در مسجد بند، مراسمی اجرا میکنند تا نوبت به نفر بعدی برسه! دو نکته: ۱-گاهی اوقات افرادی رو میارن تو زندان که به روز نرسیده منتقل و فردا صبحش اعدام میکنند، آدمهایی که کسی خبری ازشون نداره، نمیشناسه و فقط میان قرنطینه یا داخل بند و یکی دو روز بعد اعدامشون میکنن! ۲-قبلا فقط دو روز در هفته احکام قتل اجرا میشد، دو و چهارشنبه ها(اگر اشتباه نکنم) و در ماه های حرام اجرای حکم غیر ممکن بود، اما ‌پس از احساس سقوط جمهوری شنیع اسلامی، نه دیگه ایام هفته اهمیت دارند و نه ماه های حرام چراکه بقای رژیم طوریه که اگر لازم باشه، تک تک امامان شیعه به ویژه مهدی موهوم رو درست در ظهر عاشورا وسط حیاط زندان دستگرد سنگسار هم میکنند! پ ن: به گواه تمامی درازنای تاریخ: تمام این احساسات، خشم و غم و نفرت از صداها و ناقوس های مر*گ، روزی که دور نیست، توسط مردمان سرزمین های مورد ظلم و ستم و وارثین خونهای بسیار جبران خواهد شد که: دریایی از خون بین ما و شماست. (تقدیم به فرزندان میهن به ویژه حسین پدران) 🖊️درد نوشته ای از #پسرعاقل_نوح جلال جنتی

دو دقیقه کلیپ وتصاویر و روایتی بسیار جذاب و زیبا از اتفاقاتی که ظرف این ۴۸ ساله ( از ۱۳۵۶ تا ۱۴۰۵) توسط حاکمیت وحاکمان ناشایست جمهوری اسلامی بر سر اقتصاد ومعیشت و انسانیت در ایران اشغالی آمده است !👆👆 در روزهایی که حقیقت زیر سایه ی پروپاگاندا پنهان می‌شود، دل‌هایمان نباید از هم جدا شود. ما فرزندان یک خاکیم؛ خاکی که قرن‌ها ایستاده، زخم خورده و باز هم مانده. #ما_ملت_کبیریم #ایران_را_پس_میگیریم @isargaran_pahlavi

🔺 به گزارش برخی منابع ، گروهبان یکم امید ططری جمعی فرماندهی انتظامی بندرعباس به زندگی خود پایان داد. ستوان رضا تمیزکار از پر
🔺 به گزارش برخی منابع ، گروهبان یکم امید ططری جمعی فرماندهی انتظامی بندرعباس به زندگی خود پایان داد. ستوان رضا تمیزکار از پرسنل پیشین انتظامی، خبر داد که علت این اقدام «مشکلات معیشتی» و «فشارهای فرماندهان و نهادهای نظارتی» بود. پس از جنگ ۴۰ روزه تعداد مواردی که پرسنل نظامی و انتظامی به زندگی خود پایان دادند به شدت افزایش پیدا کرده است. نارضایتی از وضعیت بد معیشتی، فشار روحی و روانی و شرایط جنگی زندگی پرسنل نظامی را مختل کرده است. #تنها_راه_نجات #سقوط_جمهوری_اسلامی @isargaran_pahlavi

مثل این است که حسینیه بسازی بعد در روز عاشورا به مناسبت شهادت امام حسین تعطیلش کنی! @Nejatbahrami
مثل این است که حسینیه بسازی بعد در روز عاشورا به مناسبت شهادت امام حسین تعطیلش کنی! @Nejatbahrami

📚 مرثیه‌ای برای جریان چپ 🔖 بعضی از دوستان چپ چنان عاشق مردم‌اند که طاقت شنیدن صدای خود مردم را ندارند؛ مردم تا وقتی محترمند که همان شعاری را بدهند که از پیش برایشان پسندیده شده، اما همین که جماعتی در خیابان نام پهلوی را فریاد بزند یا از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کند، ناگهان معلوم می‌شود اینها دیگر آن «مردم» معروف نیستند، بلکه مشتی فریب‌خورده‌اند که تبلیغات ذهنشان را ربوده و هنوز نفهمیده‌اند حقیقتاً چه می‌خواهند، البته بعد از اینکه مشخص شد که شعارها واقعی بوده و کسی صداگذاری نکرده است. در اینجا البته وظیفه‌ی روشنفکر چپ سنگین‌تر می‌شود، چون باید به مردمی که گلوله می‌خورند توضیح دهد شعار درست چیست، دشمن اصلی کیست و حتی هنگام مردن نیز بهتر است زیر کدام پرچم جان بدهند. 🔖این جماعت در دفاع از آزادی انتخاب هم بسیار پشتکار دارند، به شرط آنکه مردم انتخاب درستی بکنند. اگر رأی و شعارشان مطابق کتاب باشد، صدای اصیل جامعه‌اند و باید جهان در برابر اراده‌شان سر فرود بیاورد، اما اگر همان مردم از خاندان پهلوی نام ببرند، ناگهان معلوم می‌شود جامعه تحت تأثیر نوستالژی، رسانه، تبلیغات، هیجان جمعی و هزار بیماری ناشناخته قرار گرفته است. خلاصه مردم حق دارند سرنوشت خودشان را تعیین کنند، منتها بعد از آنکه این دوستان نتیجه را بررسی و تأیید کرده باشند. 🔖 از همه شیرین‌تر آنجاست که حکومتی هزاران نفر را می‌کشد و بعضی از همین مفسران، که در روزهای عادی برای هر بی‌عدالتی در آن سوی دنیا واژه‌ای بزرگ و نظریه‌ای مفصل در آستین دارند، ناگهان در برابر خون ایرانیان به دقت علمی خارق‌العاده‌ای مبتلا می‌شوند: «عدد دقیق معلوم نیست»، «شرایط پیچیده است»، «نباید هیجانی شد»، «باید زمینه را دید»، «احتمال نفوذ هست»؛ چنان احتیاطی که آدم گمان می‌کند اگر جلاد پیش چشمشان شمشیرش را پاک کند، نخست باید کمیته‌ای تشکیل دهند تا مشخص  شود آیا خون روی تیغه واقعاً متعلق به مقتول بوده یا نه؟ تازه  اگر موساد و سی آی ای را بخواهیم فاکتور بگیریم. 🔖 البته این احتیاط علمی همیشه یکسان توزیع نمی‌شود. برای محکوم کردن دشمن ایدئولوژیک، گاهی یک ویدئوی ده‌ثانیه‌ای، یک توییت یا یک نقل‌قول بی‌منبع هم برای صدور حکم تاریخی کفایت می‌کند.  اما وقتی جمهوری اسلامی مردم را به گلوله می‌بندد، ناگهان روح شک‌گرایی دیوید هیوم در کالبدشان حلول می‌کند تا جایی که در وجود جهان خارج نیز به  شک می‌افتند. جسد را می‌بینند، اما درباره‌ی مفهوم «جسد» خواهان تعریف دقیق‌اند؛ صدای تیر را می‌شنوند، ولی می‌پرسند آیا می‌توان رابطه‌ی عِلّی ضروری میان شلیک و سوراخ سینه را با اطمینان اثبات کرد. حتی اگر مقتول پیش از مرگ «جاوید شاه» هم گفته باشد، احتیاط فلسفی‌شان دو برابر می‌شود. 🔖  البته چپ‌ها هرگز جنایت را توجیه نمی‌کنند؛ فقط آن‌قدر «اما و اگر » پشت سر محکومان می‌گذارند که وقتی جمله تمام می‌شود، آدم دیگر یادش نمی‌آید چه کسی به چه کسی شلیک کرده بود. می‌گویند «کشتار بد است، اما باید نقش اپوزیسیون را هم دید»، «سرکوب قابل دفاع نیست، اما شعارهای سلطنت‌طلبان فاسیستی‌اند»، «جمهوری اسلامی مسئول است، اما رضا پهلوی هم...»؛ و بدین ترتیب مقتولی که با گلوله‌ی حکومت افتاده، کم‌کم خودش تبدیل می‌شود به پاورقی بحثی درباره‌ی خطر بازگشت سلطنت ارتجاعی.! 🔖 جای سرگشتگی در اینجاست که بسیاری از این دوستان سالها از «عاملیت مردم» سخن گفته‌اند، اما همین که مردم عاملیت خود را در جهتی خرج کنند که ایشان نمی‌پسندند، عاملیت فوراً پس گرفته می‌شود. آن وقت مردم دیگر عامل سیاسی نیستند؛ توده‌ای‌اند که باید برایشان توضیح داد چرا شعاری که از دهان خودشان بیرون آمده در حقیقت متعلق به خودشان نیست. چپ از پشت میز می‌فهمد مردم داخل خیابان واقعاً چه می‌خواهند. اگر کسی بپرسد چرا وقتی انسان‌هایی زیر گلوله‌اند، نخستین نگرانی شما این است که مبادا از دل این اعتراض چیزی بیرون بیاید که با سلیقه‌ی سیاسی شما جور نباشد، پاسخ آماده است:
ما نگران آینده‌ایم. و چه فضیلتی بالاتر از اینکه آدم برای نجات آینده، اندکی از دیدن حال صرف‌نظر کند؟ مرده‌های امروز که دیگر رأی نمی‌دهند؛ مهم این است که مبادا زنده‌های فردا انتخاب نامناسبی بکنند.
🔖 چپ‌ها در حال حاضر از استبداد بیزارند، اما از مردم نیز توقع دارند مطابق نقشه‌ای که برای رهایی‌شان کشیده شده رفتار کنند، از قیم‌مآبی نفرت دارند، ولی اگر مردم شعار غلط بدهند فوراً قیمشان می‌شوند. از تحریف تاریخ متنفرند، اما اگر واقعیت روز با روایت تاریخی‌شان ناسازگار باشد، ترجیح می‌دهند کمی واقعیت را بتراشند تا راحت‌تر داخل نظریه جا شود. #نابود_باد_۳فاسد #ملا_چپی_مجاهد @isargaran_pahlavi

🔹 بمب خبری 🔴اورشلیم پست امروز: "شاهزاده رضا پهلوی با بیان اینکه اعضای بدنه‌ی نظامی و غیرنظامی جمهوری اسلامی در سکوت در حال
🔹 بمب خبری 🔴اورشلیم پست امروز: "شاهزاده رضا پهلوی با بیان اینکه اعضای بدنه‌ی نظامی و غیرنظامی جمهوری اسلامی در سکوت در حال جدایی از رژیم هستند، اعلام کرد ایران در مسیر مبارزه‌ی اپوزیسیون وارد مرحله‌ی «ریزش فعال» [نیروهای نظامی و حکومتی] شده است." #پایان_فرقه_تبهکار @isargaran_pahlavi

پاسخ دقیق وقاطع شاهزاده رضاپهلوی در کنفرانس اخیر کانادا به اشخاصی که میگویند، ایشان سازماندهی ندارد 👆 #پاینده_ایران #جاوید_شاه @isargaran_pahlavi

می‌بینید فرقهٔ «ززآ» چقدر از اینکه ایرانگرایان جنبشِ ۱۴۰۱ را به‌درستی متعلق به خودشان می‌دانند خشمگین است؟ خیال می‌کردند بعد از سه سال پروژهٔ روانی و رسانه‌ای دیگر هیچ ایرانگرایی از نزدیکیِ آن جنبشِ ملّی و میهنی رد نمی‌شود و اعضای این فرقه می‌توانند بی‌اینکه تبار و هویت و مواضع و ایده‌هایشان هیچ ربطی به آن جنبش داشته باشد شش‌دانگ تصرفِ عدوانی‌اش کنند. باید این موضعِ درست و راستین را تقویت کرد و دائماً توی چشمشان فرو کرد: جنبشِ ۱۴۰۱ ادامهٔ طبیعیِ ۹۶ و ۹۸ بود و دی‌ماه ادامهٔ طبیعیِ همهٔ آن خیزش‌های میهنی. از اول تا آخرِ این خیزش‌ها متعلق به ملّتِ کبیرِ ایران است. اکثریتِ بدنهٔ جنبشِ ۴۰۱ به انقلابِ شیروخورشید پیوسته و هیچ تضادی میانِ این خیزش‌های ملّیِ ایران در کار نیست. اگر تضادی هست تنها با پنجاهفتی‌ها و ازجمله یکی از زیرشاخه‌هایشان است: فرقهٔ ززآ. #آزاد_عندلیبی @isargaran_pahlavi