آشوبِ نہان
Kanalga Telegram’da o‘tish
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
467
Obunachilar
-324 soatlar
-77 kun
-730 kun
Postlar arxiv
467
من تازگیها متوجه شدم دانشجوهای دکتری دانشگاه آزاد بهجای پرداخت یا برای کسر شهریه میتونن در دانشگاهِ آزاد تدریس کنن. معمای این همه آدم فوقالعاده بیسوادی که اسم «استاد دانشگاه» رو در جهان کوچك خودشون به بدك میکشن، برام حل شد. :))
467
نه تو میمانی نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به آن لحظهٔ شادی که گذشت...
غصه هم میگذرد...
بر تن لحظهی خود
جامهٔ اندوه مپوشان هرگز...
467
امروز یه متن خوندم که میگفت
داشتم تو رو دلداری میدادم، در حالیکه خون از بازوهام میچکید و چشمهام از شدت اشک و خستگی سرخ شده بود، وفاداریم رو هیچوقت زیر سوال نبر.
467
وقتی کسی میگه نباشی می ميرم منظورش این نیست که واقعا می میره؛ منظورش اینه که دیگه اون آدم سابق نمیشه، مثل قبل نمی خنده، شبا دیگه راحت خوابش نمی بره، دیگه پیتزا ها براش خوشمزه نیستن، دیگه هیچی قشنگ نیست و هرجا می ره بهش خوش نمی گذره، دیگه صبحا با انگیزه بیدار نمی شه و گوشیشو چک نمیکنه، دیگه قوی با مشکلاتش رو به رو نمی شه و امیدی برای ادامه دادن نداره. اون داره می گه نباشی همه چیز زهر مارم می شه و این از صد تا مردن بدتره.
467
حال خوبت را به هیچکس گره نزن
یاد بگیر، بدون نیاز به دیگران شاد باشی، بخندی و امیدوار باشی.
باور کن این مردم حوصلهی خودشان را هم ندارند.
تو باید خودت دلیل شادی خودت باشی.
467
نام و نام خانوادگی مهمه
ولی نان و نان خانوادگی مهم تره!
واسه همینه میگن:
تعليم نده کم ذات را
كم ذات اگر بالا رود
گردن زند استاد را...
