آشوبِ نہان
Kanalga Telegram’da o‘tish
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
467
Obunachilar
-324 soatlar
-77 kun
-730 kun
Postlar arxiv
467
یه وکیلی یه چاه آب میفروشه به یه معلم و بعد از چند وقت میره پیش معلم میگه:
من این چاه به شما فروختم!
آب داخلش رو که به شما نفروختم!
اگه میخوای استفاده کنی باید پولش بدی
معلم میگه اتفاقا منم دنبالت میگشتم
من هم این اب نمیخوام!
اگه میخوای نگهش دارم باید پولش بدی
وکیله جا میخوره، یه لبخند تلخ میزنه میگه داشتم شوخی میکردم
معلمه میگه اگه تو وکیل شدی من بهت درس دادم.
خلاصه این که
برای کسی که بهتون درس داده زرنگ بازی در نیارید این اسمش زرنگ بازی نیست؛ نمک نشناسیه!
467
به جهنم که مرا دوست نداری
از بهر تو هرگز نکنم گریه وزاری
اگر روزی بجز من یار بگیری
الهی تب کنی فرداش بمیری
467
ما سکوت کردیم بلکه شرمسار شوند
اما وقیح تر شدند
حالا دیگر سکوت ما از نجابت نیست
از بی اعتنایی است
467
چقد چیز که دلم میخواست بشم و نشدم
چقد چیز که دلم میخواد بشم و نمیشم
چقد چیز که دلم میخواست نشم و شدم
467
دختر بودن، قصهے عجیبیست؛
قصهے روحهایے که با تمام خستگیهایشان، هنوز گوشهاے از دلشان را براے امید نگه میدارند. آدمهایے که گاهے سهمشان از زندگے، قوے بودن بوده، حتے وقتے دلشان فقط کمے آرامش میخواسته.
دخترهااز جنس نورند؛ نه چون زخم نخوردهاند، بلکه چون بلدند از میان تمام تاریکیها، راهے به سمت روشنایے پیدا کنند.
گاهے تکیهگاه میشوند، بیآنکه کسے بپرسد خودشان کجا خسته میشوند و شاید زیباترین بخش دختر بودن، همین باشد؛ اینکه با وجود تمام ناتمام ماندنها، هنوز چیزے در وجودشان به فردا ایمان دارد.
نیمچه تبریکے از طرف یکے از جنس خودتون؛ براے تمام دخترهایے که بیهیاهو جنگیدند، بیآنکه دیده شوند، روییدند و با تمام زخمهایشان،سهمے از نور شدند.روزتون مبارڪ، دخترهاے قشنگ جهان؛ 🩶
467
من درونگرا نیستم،من انتخاب میکنم کجا برونمو بگرام ولے لطفا یهویے با کسے که نمیشناسین،نگرایین؛ بنده میگرخم.
467
در نامه اش پرسيده بود: بى من خوشبختى؟
دردم تازه شد!
بال و پرم را چيده بود و از پرواز مى پرسيد...
