𝐬𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰 ⋆
Kanalga Telegram’da o‘tish
759
Obunachilar
+6424 soatlar
+1287 kun
+29630 kun
Postlar arxiv
752
داشت حسی رو توی وجودم زنده میکرد که یه عمر ازش فراری بودم، به گمونم دوست داشتن باید یچیزی شبیه این حس باشه.
752
الان که نه، صبر کن نوبتت میرسه، وقتی که قلبت از ریشه سوخت، وقتی که بهت خیانت کرد، وقتی که تو دو دوتا چهارتاهاتون صفرت کرد، وقتی اون همه عشق رو زیر پا له کرد، حسابمون با هم صاف میشه، تا حسی که بهم دادی رو تجربه نکنی نمیمیری، اون آدمی که الان باهاشی کارمای من رو ازت پس میگیره، اون موقع نیای سمت من چون دیگه بخششی نداریم، حالا حالاها باید دریده شی، اون که نه، بعدیها هم باهات همین کار رو میکنن.
752
تو اگه واقعا یه نفر رو دوست داشته باشی نه با کسی جایگزینش میکنی نه فراموشش میکنی و نه ذرهای حست با گذشت زمان عوض میشه.
752
اگه تلاشت رو کردی ولی نشد و باختی، بهت تبریک میگم از صمیم قلبم، این روزها خیلیها جسارت امتحان کردن هم ندارن، شروع کردن و ثابت قدم بودن دست ما هست اما نتیجه به خیلی چیزهایی که تحت کنترل ما نیست بستگی داره پس تمرکزت رو بزار فقط روی قسمتی که کنترل داری.
752
بیا یبار هم ازین زاویه نگاه کنیم، اگه چیزی داره فرسودهات میکنه، بدون برای تو نیست، عشق، کار، خانواده و رابطههایی که واقعا مال تو باشن تو رو تغذیه میکنن و بهت نیرو میبخشن، نه اینکه خالی و خستهات کنن.
752
عزیزم، یک روزی باید مسئولیت این زندگی کوفتی رو به عهده بگیری، بابام فلان بوده، مامانم فلان بوده، جامعه فلان بوده، به هیچ جای هیچکس نیست، چند سال هستی توی این دنیای کوفتی، پس مسئولیت رو بپذیر، دنبال مقصر نباش و از این لعنتی یک چیزی بساز که کسی باورش نشه از کجا اومدی و به کجا رسیدی.
752
آدمها بهت قول میدن تو سختترین لحظهها کنارت باشن، اما یهو میبینی که همونها سختترین لحظهها رو خودشون برات رقم زدن.
752
گی نخور زنیکه من باید برم تو کما بعد تو بیای بالا سرم اشک بریزی اشکت بیوفته رو صورتم زنده شم
752
امیدوارم این آخرین دلشکستگی تو باشد، و آخرین باری باشد که با کسی که در مورد تو مطمعن نیست رو به رو میشوی.
752
از من میپرسی چرا ناگهان دست کشیدم و رفتم؟ ناگهان نبود عزیزم، من در سرم مدتها بود که راه افتاده بودم.
