𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
Kanalga Telegram’da o‘tish
Svt fiction:) آخرین دلنوشتههای دلتنگی روی گلبرگهای رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
Ko'proq ko'rsatish250
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+2530 kun
Postlar arxiv
+1
و تا حالا شده عاشق تصویر خودتون توی چشمهای یکی دیگه بشین؟
سونگچول میتونست قسم بخوره اون چشمها و دنیایی که درون خودشون داشتن با همه آدمهای دورش، با تمام دنیا فرق داشتن.
سونگچول میتونست و میخواست توی اون چشمها غرق بشه ولی یه مانع بزرگ وجود داشت.
چوی سونگچول پسر آروم و ساکت سال چهارم پزشکی کجا و یون جونگهان، مشهورترین پسر دانشکده پزشکی کجا؟ یون جونگهان دست نیافتنیترین خواسته قلب سونگچول بود
+1
و اون دو نفر هر شب قبل از خواب، پوسته سالم و رنگینشون رو برمیداشتن و به روح زخمی و در حال مرگشون لحظهای کوتاه اجازه نفس کشیدن میدادن.
Met you at the dawn
داستان دو پسریه که برخلاف زندگیهای مجلل و مقامی که آرزوی هرکسیه، هیچ آرزویی جز مرگ ندارن و چی میشه زمانی که جونگهان تصمیم میگیره این آرزو رو با رفتن به ساحل و سپردن خودش به دریا به حقیقت برسونه، هونگ جیسویی رو توی یه غروب دلگیر ببینه که جسم بیهوش و بیحرکتش روی آب دریا شناوره؟
+1
شاید بقیه عشقشون رو تاکسیک میخوندن ولی مینگیو هنوز هم توی یخبندان رابطهاش خودش رو حبس کرده بود.
چشمهای ونوو چیزی رو جز نفرت نشون نمیدادن ولی چرا مینگیو دوست داشت کور باشه و هنوز هم عشق پسر رو به خودش تجسم کنه؟
سونگچول پدر مجرد که یه آدم عادیه، یه کارگاه چوب توی ججو داره و زندگی آروم خودشو داره
جونگهانی که یه بازیگر معروفه و برای فیلم جدیدش باید بره ججو
And what if they meet each other in their lowest days?
امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال میشم نظرتون رو راجع به کاراکترها بدونم
http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
+1
یو جیمین
۲۹ ساله
• رزیدنت سال دوم زنان و زایمان.
• دوست صمیمی جونگهان که با اون از طریق همگروهی شدن توی کارهای آزمایشگاه دانشگاه آشنا شده.
• بخاطر رفتار اغواگرانه و صمیمی که با آدمها داره، تقریبا هر روز با دوست دخترش، مینجونگ بحث داره.
+1
لی جیهون
۳۰ ساله.
• آهنگسازی که آهنگهاش رو خیلیها شنیدن ولی نمیشناسنش.
• برادر بزرگتر لی سوکمین که از بچگی با فوت کردن پدر و مادرشون توی یک سانحه، مسئولیت بزرگ کردن سوکمین رو به عهده می گیره.
• نامزد کوآن سونیونگ که چند ماه قبل ازش خاستگاری میکنه و رابطه شش سالهاشون رو رسمی میکنه.
• دوست صمیمی جونگهان که اگر از جفتشون بپرسن چطور باهم صمیمی شدن، خودشون هم باورشون نمیشه که چطور این اتفاق افتاد.
+1
کیم مینجونگ
۲۸ ساله.
• آهنگساز و دوست صمیمی جیهون.
• دوست دختر کارینا که با اون توی بیمارستان وقتی که دستش شکسته بود و دختر دستش رو گچ میگیره آشنا میشه.
• دوست سوکمین و سونیونگ که تقریبا تمام دردسرهای اون دو نفر رو مجبوره به تنهایی حل کنه و به واسطه اون دو با سونگچول و گروه دوستیشون آشنا شده.
+1
کوآن سونیونگ.
۲۹ ساله
•دانشجوی ارشد مهندسی کامپيوتر.
• سال پایینی و رفیق پایه دردسر سونگچول که مثل بنزین برای چول عمل میکنه.
• نامزد لی جیهون که با اون توی یه خونه زندگی میکنه و بخاطر علاقه زیادی که به سوکمین داره؛ هر روز پسر رو به خونهاشون دعوت میکنه.
+1
بو سونگکوآن.
۲۸ ساله.
• دانشجوی سال آخر رشته هنرهای تجسمی.
• دوست صمیمی سونگچول که مثل برادر کوچیکتر پسر میمونه.
• با تلاش های سونگچول تونسته توی باری که پسر اونجا مسابقه میده، بارتندر اون بار باشه و اونجا کار کنه تا بتونه پول در بیاره.
+1
چه هانسول.
۲۸ ساله.
• دانشجوی سال اول ارشد پرستاری.
• همراه با خانوادهاش از بچگی از کره به میشیگان مهاجرت کرده.
• بخاطر بوکسور بودن پدرش، اون هم به این رشته علاقهمند شده و وقت های تفریحش، به بارهای زیرزمینی سر میزنه و شرطبندی میکنه و مسابقه میده و از اونجا تونسته با سونگچول آشنا بشه.
+1
هونگ جیسو
۲۹ ساله
•کارآموز سال آخر وکالت.
• دوست صمیمی جونگهان و نوه مدیرعامل شرکت سامسونگ.
•عاشق گیتار زدن و ریسک کردن و آدرنالینه ک هر از گاهی میره که مسابقات بوکس غیرقانونی رو ببینه.
• بخاطر علاقهاش به حل کردن معماهای جنایی وارد این رشته شده و توی یوتوب یه کانال داره که هر از گاهی اونجا ویدیو از تحلیل یه پرونده قتل میذاره.
