furcy . پكمیآ
Kanalga Telegram’da o‘tish
⎯⎯⎯⎯ hellooo⎯⎯⎯⎯ ㄔ ִ 𝗅𝗈︩︪𝗈𝗄 ɑ𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗌𝗄𝗒 𝗍★𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 ᰋ
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
294
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Repost from N/a
التیرا، الههٔ پناه و خرد✖️
میگویند التیرا در کلبهای کوچک، میان جنگلی آرام زندگی میکرد؛ جایی دور از هیاهوی دنیا، که صدای باران از پنجرههایش میآمد و همیشه چراغی برای رهگذران روشن بود. او الههی پناه، خرد و شادیهای کوچک بود. آدمهای خسته به کلبهاش میآمدند تا برای مدتی از آشوب دنیا فاصله بگیرند، کتاب بخوانند، ساز بزنند یا فقط نفس راحتی بکشند. التیرا باور داشت شادی چیزی کوچک و بیاهمیت نیست؛ گاهی یک لبخند، یک آهنگ یا چند دقیقه آرامش میتواند آدمی را دوباره به زندگی برگرداند. از دعوا، نفرت و آشوب دوری میکرد و ترجیح میداد انرژیاش را صرف ساختن چیزهای زیبا و مفید کند. میگویند درِ کلبهی التیرا همیشه برای آدمهایی باز بود که دنبال جایی امن برای یاد گرفتن، ساختن و شریک شدن شادیشان با دیگران بودند. و روی درِ کلبه نوشته بود: «اینجا لازم نیست چیزی جز خودت باشی؛ کمی بمان، نفس بکش، و دوباره به دنیا برگرد.»https://t.me/fuwcy ✖️
