𝑀𝑎𝑟𝑦𐙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
416
Obunachilar
-724 soatlar
-297 kun
-16430 kun
Postlar arxiv
416
دیشب تو تاکسی
داشتیم برمیگشتیم خونه
مهدیس و اون اقای راننده داشتن راجب کارای جدید شهرداری و احداث بلوار نزدیک خونه صحبت میکردن خیلی بحث مردونه ای بود
تازه خانوم دستشو لاتی از پنجره بیرون انداخته بود اب و هوا رو گزارش میداد
عادی ترین ادمای دورم^ـ^
طبیعیه بپرسن دختری😔
