یادداشتهاییکجادوگـر
Kanalga Telegram’da o‘tish
به دنبالِ نقشه هایِ گمشده،ماجراجویی،حلِ معما،داستان های ترسناک و جادو🕯. @FaFaomabot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
706
Obunachilar
-224 soatlar
-127 kun
+13530 kun
Postlar arxiv
شمع هایِ روشن،بویِ چای دارچین،آن کتابِ همیشگی،کیکِ هویج،تابستانِ بارانی و جایی که زندگی هنوز جریان دارد🕰..
بعضی روزها از کنارِ خانه ی آقا و خانم واتسیت میگذرم،اما دیگر هیچ چیز شبیه گذشته نیست !
دیگر از چند قدمی خانه بویِ پایِ سیب به مشام نمیرسد،دیگر آقای واتسیت نیست که هر عصر رویِ صندلی چوبیاش بنشیند عینکش را کمی پایین بکشد و روزنامه بخواند.دیگر خانم واتسیت نیست که با همان وسواس همیشگی فنجان هایِ قهوه را از رویِ میز جمع کند و وقتی من و لوسین برایِ آخرین تکهی کیک با هم جر و بحث میکنیم آرام بخندد.روی همان میز نقشهی گنج مانده است...کلاه قهوه ای آقای واتسیت هم همان جاست،انگار منتظر است دستی بیاید و دوباره آن را بردارد. اما هیچکس برنمیگردد !
از آن دو فقط خانه ای خاموش،چند فنجان خالی و هزاران خاطره باقی مانده است.
آقا و خانمِ واتسیت...دلم برایِ خانه تان تنگ نشده است،دلم برایِ روزهایی تنگ شده که شما در آن خانه زندگی میکردید.🕯
اونور دیلبر عزیز لطفا عکس های کمتری از خودت استوری کن،قلبِ من طاقت این حجم از زیبایی تو رو نداره😭🫱🏽🫲🏻
