uz
Feedback
یادداشت‌های‌یک‌جادوگـر

یادداشت‌های‌یک‌جادوگـر

Kanalga Telegram’da o‘tish

به دنبالِ نقشه هایِ گمشده،ماجراجویی،حلِ معما،داستان های ترسناک و جادو🕯. @FaFaomabot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
602
Obunachilar
+924 soatlar
+367 kun
+3130 kun
Postlar arxiv
این پیامو فوروارد کنید من رندوم بهتون از پلی لیستم اهنگ بدم🧘‍♀️

دلم برایِ هاپر تنگ شده🫩

من دوست داشتم یه خونه نزدیکِ ساحل داشتم تا غروب به غروب رویِ ماسه ها می‌نشستم تا آبِ یخِ دریا پاهام رو نوازش می‌کردن،اون آفتابی که در حالِ محو شدن از آسمون بود رویِ تنم سایه می‌انداخت و پوستم رو می‌سوزوند. دوست داشتم صدایِ پرنده هارو درحالی که کنارِ دریا آواز می‌خوندن بشنوم،من فقط یه خونه‌ی کوچیک و زندگی کنارِ دریا رو می‌خوام.

sticker.webp0.05 KB

بعد از مدت ها یه فیلمِ عاشقانه قشنگ دیدم که آخرش پسره نمرد و بهم رسیدن😭،فیلمِ جالبی بود،بازیگراشو دوست داشتم هردوشون بازیگرای موردعلاقه ام بودن،دختره رو از فیلمِ سال اکسفورد من می‌شناختم و پسره رو هم تو فیلم سیندرلا2021 دیده بودم،فیلمش ده از ده نبود ولی واقعا ارزش دیدن رو داره.

قلب های ارغوانی رو دیدم✔️

یک روز صبح درحالی که زندگی برام حس و حالِ تازه ای داره،من دوباره به زندگی برمی‌گردم و پایینِ دفتر خاطراتم می‌نویسم " Amrose is back". اون موهایِ نارنجی و فر رو که بلندی شون تا پایینِ کمرم می‌رسه می‌بافم و با ربانِ آبی رنگ می‌بندمش،چایی دم می‌کنم و مثلِ قدیم ها با الف هایِ عزیزم مهمونی چای می‌گیرم،پیراهنِ آبی رنگِ آستین کوتاهم رو که همیشه تو قلعه‌ی آقای مگوریوم می‌پوشیدم از ته کمدم بیرون میارم و می‌پوشم. پا برهنه رویِ چمن ها قدم می‌زنم و برام مهم نیست که اون بارونِ شدیدِ لعنتی خیسم می‌کنه،گل های بنفش رنگی که پیدا می‌کنم و می‌چینم و لا به لایِ موهام می‌ذارم. وقتی بینِ درخت ها می‌دوام و آوازِ همیشگی رو زیرِ لبم زمزمه می‌کنم خوشحالم و می‌دونم که زندگی هنوز جریان داره. وقتی هم که خورشید از تویِ آسمون محو می‌شه و جاش رو به ماه می‌ده زیرِ سایه‌ی ماه بینِ چمن های آمازون دراز می‌کشم و ستاره هایی که کم کم پدیدار می‌شن رو می‌شمارم.🍄‍🟫

این پیام + یکی از پست‌های اخیرو فور کنید یه پیام کوتاه مشخص کنید فور کنم🧙‍♂🌟