شایان آبروشن | شاعر
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
503
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+197 kun
+8830 kun
Postlar arxiv
محوِ چشمان تو بودم
که به دام افتـــادم
صید را زنده گرفتی و
به کشتــــن دادی:)
#مولانا
گُفتَمَش عاشِقِتَم، گفت مُحِبَت دارید
اِی به گورِ پِدَرِ آنکه اَدَب یادَش داد...
#احمد_جم
💞
خیالِ تو
بر کنجِ دلم
کوک می شود...
تا من
قشنگ ترین شعرِ دنیا را
عاشقانه
بنویسم...
#سایه_هاتفی
از پریشانی ما یاد کجا خواهد کرد؟
دل که بر کوچه آن زلف پریشان زد و رفت..
#صائب_تبریزی
شب و دلتنگی و این چشمِ پر از حسرتِ خواب؛
منم و شوقِ وصالِ تو و دریای سراب.
#جمهور _سمیعی
قافیه های شعرم
در انبوهی از
غزل های بی معشوق
گم شده اند،
مادامی که نبودنت سطر به سطر
ردیف شد در دفتر روزگارم
به بلندای یک مثنوی درد
#ناشناس
Repost from عباس تافته
من تعارفم
که تکهپارۀ تو ام؟
یا جواب خیر استخارۀ تو ام؟
من...
چه کارۀ تو ام؟
#عباس_تافته
. گاهی عاشقها برای بوسیدن، فقط یک بهانه لازم دارند... «پس گرفتنش» هم بهانهی بدی نیست ❤️🔥
.
لااقل صدها غزل
در وصف چشمت گفتهام
خاکِ عالم بر سرت!
یک ذره با احساس باش🦦
#محمود_احمدوند
