دَسْــتــی کِـہ مویــتـ را نَبــافتــ
Kanalga Telegram’da o‘tish
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» حرفی سخنی: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
337
Obunachilar
+124 soatlar
+137 kunlar
+6530 kunlar
Postlar arxiv
صبح من خیرے ندارد بـےطلوع چشم تو
ذره اے چشمان خود را بازڪن خورشید من
#محمود_احمدوند
دلخوش نشسته ام که تو شاید گذر کنی
لعنت به شایدی که مهیا نمیشود
#شمس_لنگرودی
بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد من از جهان سهمم را گرفته بودم.#احمدرضا_احمدی
سرم در لاک خود میماند و عاشق نخواهم شد
به جز درد از محبت ها که فرجامی ندیدم من
#شایان_آبروشن
Repost from مهدیه آزاد (آزاده)
ببین نبودِ تو پژمرده کرد یاسم را
بغل گرفته غمت.. جایِ تو لباسم را
نشد که بعد تو دیگر، حواس و فکرم پرت..
اگرچه.. نه.. چه کنم؟ بردهای حواسم را
سیاه بختیام از مادرم به ارث رسید
شبی که از گِلِ غم، آفرید اساسم را
من از خودم متنفر شدم عزیزدلم
بگیر از دلِ آیینه انعکاسم را
چگونه شرح دهم حس آشنایی را؟
بیا و پس بده آنی.. که میشناسم را
بیا که بغضِ زمان در گلو شکسته مرا
مگر خدا،نشنیدهست التماسم را؟
نشستهام به تماشا،رقیب میانداخت
برای بردنِ تو روی میز تاسم را
#مهدیه_آزاد
@mahdiyehazad19
در آرزوی جلوهی مهتاب جمالش
یا رب! گذراندیم چه شبهای سیاهی...
#شهریار
کاش ایرج میرزا زنده بود ی هجو برای نیکولُو مینوشت دلمون خنک میشد حداقل
Repost from N/a
کاش دنیا طور دیگری بود عزیز من
کاش عصر جمعه دلگیر نبود،کاش بیمارستانها جز برای زایمان بیماری نداشتند،کاش علاقه به زجر منتهی نمیشد.
و تو همانطور که گفته بودی مرا دوست داری،
واقعاً داشتی.
@Lines_nava🌱
دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق
وگرنه از تو نیاید که دلشکن باشی
#هوشنگ_ابتهاج
قانون من ای عشق! همان بود که گفتم:
در بند کسی باش که در بند کسی نیست
#محمدحسنجمشیدی
این اواخر بودِ دشوار نوشتن، تو دلیلِ
جوششِ چشمهٕ این شعر و غزل های منی
#شایان_آبروشنگفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
نازِ چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
#فریدون_مشیری
شب ها نمیخوابم بیا چشمان من کارون شده
از حال و احوالم نگو این وقت شب داغون شده
سرشار غم غلتیدی و اشکی شدی بر بالشم
ماهر شنا کردی در این دریای پر از خون شده
یاداوری کردم تو را در ذهن خود هر بامداد
فرجام آن آوازهات در هر غزل مضمون شده
با فکر تو سر میکند شب های خود را این پسر
بویی که از لیلی نبردی پس چرا مجنون شده
از ابتدا این ذات شیدایی شده گویی که یک
برگی ضعیف از مهرگان دلداده ی بارون شده
پیشینیان آشوب جان در قلب من خواندن که دل
بر کس نبندم منتها... انگار دل افسون شده
من نیستم همچون فلانی لایقت اما بدان
ساقی شهر از رفتنت ممنون شده :)
#شایان_آبروشن
Repost from -مـجـنونتـرین بـید🎒-
گفتم چقدر فاصله افتاده بینمان!
گفتی که میشویم از این هم غریبهتر...
#حدیث_صادقیان
نوازش کن مرا گاهی دلم تنگ است و بیمارم
بگو امشب تو می آیی به جای غم به دیدارم:)))
مادرم در فکر مشهد ،فکر من در صحن یار
ره جدا، نیت یکی، ما قصدمان پابوس بود
#امیرکریمزاده
بهونتُ میگیره هی قلبم هرجا میری تو خیلی زود برگرد عاشق نمیشدم ولی چشمات اومد و این طلسمُ باطل کرد
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل
یا رب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل؟
#اخوان_ثالث
مصلحت نیست قیاس رخ تو با خورشید
شمس اگر اذن طلوع از تو بگیرد هنر است
#مولانا
