مامان ".
Kanalga Telegram’da o‘tish
تو با خیلی از حرفات من و یاد خیلی از آدما میندازی مامان . (نْیشتمآن) -𝑀𝑜𝓂'𝓈 𝒽𝑜𝓊𝓈𝑒 𝓅𝑜𝓈𝓉 🕰: @moms_wordsbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
399
Obunachilar
-524 soatlar
-977 kun
+10830 kun
Postlar arxiv
399
Repost from N/a
★این پیام رو فوروارد کنید تا بهتون بگم اگه کسی بخواد شما رو از بین همهی آدمها انتخاب کنه، به نظرم چه دلیلی برای انتخابتون داره.
399
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
https://t.me/Moms_words
شما یک موجود خاکستری رنگ میشدی که پرررر از اطلاعاته. یک خونهی کوچیک گندمی رنگ پیش بقیه آدم ها داشتی و هرکسی هر سوالی داشت میومد از شما میپرسید و شما با کلی شوق بهشون توضیح میدادید(تازه خیلی بهتر از گوگل و هوش مصنوعی) یک جورایی جهان به دست شما اداره میشد و همه کاره بودید چون توی هر زمینهای اطلاعات کامل رو داشتید.
399
به مامان گفتم ..
اگه وارد مسیر جدیدی از زندگیم بشم که منو تو سخت ترین روزها و طاقت فرسا ترین روزها قرار داد "
میشه بجای سرزنش کردن اینکه چرا قدم زدم توی این مسیر و به همه چیز فکر نکردم و از دیدگاه تو نادونی کردم که چرا مسیر راحت تری انتخاب نکردم -
کمکم کنی که از اون روزها از اون سختی ها و زمان های طاقت فرسایی که به زور میگذره رد بشم و به بهترین ها برسم ؟
چون ؛
من اگر دلم نمیخواست هیچوقت وارد اون مسیر نمیشدم تا خودم رو بی دلیل رنج بدم و اونقدری میدونم که میتونم مسیر های زندگی رو انتخاب کنم و ته ته همه ی راه هارو پیش بینی کنم '
اما بعضی وقت ها احساس میکنم که نمیتونم از پسشون بر بیام ،
(نه اینکه نتونم)
فقط نیاز دارم که با کسی باشم که قدم به قدم من بیاد و تشویقم کنه حتی اگه ناٱمید بودم از ادامه دادن امید بده
تا بتونم راحت تر تمومش کنم ..
( من فکر میکنم بهت همیشه احتیاج دارم مامان
یا حتی اگرم تو نبودی
به کسی که شبیه تو برام باشه احتیاج دارم )
399
به مامان گفتم ..
اگه وارد مسیر جدیدی از زندگیم بشم که منو تو سخت ترین روزها و طاقت فرسا ترین روزها قرار داد "
میشه بجای سرزنش کردن اینکه چرا قدم زدم توی این مسیر و به همه چیز فکر نکردم و از دیدگاه تو نادونی کردم که چرا مسیر راحت تری انتخاب نکردم -
کمکم کنی که از اون روزها از اون سختی ها و زمان های طاقت فرسایی که به زور میگذره رد بشم و به بهترین ها برسم ؟
چون من اگر دلم نمیخواست ))
هیچوقت وارد اون مسیر نمیشدم تا خودم رو بی دلیل رنج بدم و اونقدری میدونم که میتونم مسیر های زندگی رو انتخاب منم و ته ته همه ی راه هارو پیش بینی کنم '
اما بعضی وقت ها احساس میکنم که نمیتونم از پسشون بر بیام ،
(نه اینکه نتونم)
فقط نیاز دارم که با کسی باشم که قدم به قدم من بیاد و تشویقم کنه حتی اگه ناٱمید بودم از ادامه دادن امید بده
تا بتونم راحت تر تمومش کنم ..
( من فکر میکنم بهت همیشه احتیاج دارم مامان
یا حتی اگرم تو نبودی
به کسی که شبیه تو برام باشه احتیاج دارم )
