uz
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

Kanalga Telegram’da o‘tish

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
204
Obunachilar
+324 soatlar
-117 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡 🛑📻@RadioRahian
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 📻 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 📡  🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

سحر گه چون نسیم زلف آن دلدار می‌آید درخت شوقم از برگش به برگ و بار می‌آید ز توفان خفتگان کوچه را آگاه دار امشب که سیل گریهٔ این دیدهٔ بیدار می‌آید حروف نامه‌ام بی‌نقطه آن بهتر که از چشمم بسست این قطره‌های خون که بر طومار می‌آید نمی‌آید ز من کاری درین اندوه و سهلست این گر آن دلدار شهر آشوب من در کار می‌آید نگارینا، به خاک آستانت فخرها دارم نمی‌دانم چرا از من چنینت عار می‌آید؟ اگر بیچاره‌ای نزد تو می‌آید، مکن عیبش کمندش چون تو در خود میکشی ناچار می‌آید مپرس از اوحدی حال نماز و صوم و قرّایی که مسکین این زمان از خانهٔ خمار می‌آید ✍️اوحدی مراغه ای 🛑گرشا هستم 🛑همراه ما باشید در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️کتاب رفاقت برای رفیق صمیمی و همشاگردی مهربانم "دکتر مهرداد نیری فلاح" که در "لنگرود" طبابت می کند و سرشار از لبخندهای همیشگ
✳️کتاب رفاقت برای رفیق صمیمی و همشاگردی مهربانم "دکتر مهرداد نیری فلاح" که در "لنگرود" طبابت می کند و سرشار از لبخندهای همیشگی ست و خاطرات قشنگی که کتاب رفاقت است عجیب نبود روزهایی که از چشم پاییز باران مهر می چکید نیمکت رفاقت و پشت میزهایی که مشق مهر می نوشتیم و زمستان با پالتوی آبی اش اندوه می تکاند و ما باز عاشق رنگ طوسی بودیم خاطره جمع می کردیم بی اعتنا به پنجره ی آینده و حیاط مدرسه میزبان قدم های نیلوفرانه زندگی ما را می نوشت برای جاده ی امروزی که طرح تنهایی ست و در بهار بهار ماهور شکسته شادی به همسایه ی دلکش می داد مثل رنگهای روشن مثل خورشید مهراوه وار و مثل طرح مهری که دل را به دریا می داد و در فصل بلند خورشیدی بازی با خاک خاکستری خاکستری و رنگ آبی از آسمان چشمک می زد و دریا، دریا خیس قصه می شدیم قصه ی سنگ صبور تا خیابان پاییز مهر فصل مشق و دفتر و کتاب و ما بی فاصله انگار کوچه ی خاطره خاطره است و چشم چهار فصل مهر می بخشد با نقاشی های آبی و باز امروزی که با دیروزی هایمان کتاب رفاقت به چاپ چندم رسید 🛑✳️✍فرامرز محمدی پور 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher

از کنج فلک بهار هم می‌گذرد زیبایی بوته‌زار هم می‌گذرد بر سختی روزگار ٬ بی‌تاب مباش دلبستگی و خُمار هم می‌گذرد دلدار اگر جور و
از کنج فلک بهار هم می‌گذرد زیبایی بوته‌زار هم می‌گذرد بر سختی روزگار ٬ بی‌تاب مباش دلبستگی و خُمار هم می‌گذرد دلدار اگر جور و جفایی به تو کرد غمهای مُدام یار هم می‌گذرد بغضی به گلو داری اگر٬ حوصله کن سنگ از دل جویبار هم می‌گذرد جز صبر چه دارد دل پُر غصه و غم این حالت بی‌قرار هم می‌گذرد پرواز کن از تنگیِ این حال خراب دلتنگِی و انتظار هم می‌گذرد بگذار بماند دل ما ماتِ رقیب شوریدگیِ قمار هم می‌گذرد #بشردوست 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✅پنج گنج حکیم‌ نظامی هفت، پیکر 🔹بخش ۳۱ - نشستن بهرام روز پنج شنبه در گنبد صندلی رنگ و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم ششم: بیت ۱۴۶ تا ۱۸۲ (قسمت پنجم از اقلیم ششم) 🔹گوینده: دکتر فرشته جوادی 🔹همنوازی در دستگاه نوا 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

روزی خواهم رفت آنوقت بغض خواهی‌ کرد اشک‌ها خواهی‌ ریخت غصه‌ها خواهی‌ خورد دوست ترم خواهی‌ داشت یک شب فراموشم میکنی‌ فردایش به یادت خواهم آمد عاشق تر خواهی‌ شد امید خواهی داشت چشم به راهم خواهی بود وعاقبت  یک روز رفتنم را برایِ همیشه باور خواهی‌ کرد ناامید خواهی شد و من برایت چیزی خواهم شد مثلِ یک خاطر ه ی دور خیلی‌ دور نخواهی فهمید درکم نخواهی کرد صحبت از عاشق بودن نیست ... صحبت از عاشق ماندن است گاهی‌ برایِ اثباتِ عشق باید رفت ... #مسعودشایانفر✍ #ص_زادحبیب 🎙 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌ ‎‌ 🛑📻@RadioRahianeSher

شاهدان گر دلبری زینسان کنند زاهدان را رخنه در ایمان کنند هرکجا آن شاخ نرگس بشکفد گلرخانش دیده نرگسدان کنند ای جوان سرو قد گویی ببر پیش از آن کز قامتت چوگان کنند عاشقان را بر سر خود حکم نیست هر چه فرمان تو باشد آن کنند پیش چشمم کمتر است از قطره ای این حکایت‌ها که از طوفان کنند یار ما چون گیرد آغاز سماع قدسیان بر عرش دست افشان کنند مردم چشمم به خون آغشته شد در کجا این ظلم بر انسان کنند خوش برا با غصه ای دل کاهل راز عیش خوش در بوته هجران کنند سر مکش حافظ ز آه نیم شب تا چو صبحت آینه رخشان کنند غزل شماره ۱۹۷ #حافظ_شیرازی 🎤#مریم_میرحسینی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

غزل ۲۹۴ حافظ ادیب💞 در وفای عشقِ تو مشهورِ خوبانم چو شمع شب‌نشینِ کوی سربازان و رندانم چو شمع روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم ِ غم‌پرست بس که در بیماریِ هجرِ تو گریانم چو شمع رشته‌ی صبرم به مقراض ِ غمت بُبریده شد همچنان در آتش ِ مِهرِ تو سوزانم چو شمع گر کُمِیت ِ اشک ِ گلگونم نبودی گرم‌رو کی شدی روشن به گیتی رازِ پنهانم چو شمع در میانِ آب و آتش همچنان سرگرم ِ توست این دلِ زارِ نزارِ اشک‌بارانم چو شمع در شب ِ هجران مرا پروانه‌ی وصلی فرست ور نه از دَردت جهانی را بسوزانم چو شمع بی جمالِ عالَم‌آرای تو روزم چون شب است با کمالِ عشقِ تو در عینِ نقصانم چو شمع کوهِ صبرم نرم شد چون موم در دست ِ غمت تا در آب و آتش ِ عشقت گدازانم چو شمع همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدارِ تو چهره بنما دلبرا! تا جان برافشانم چو شمع سرفرازم کن شبی از وصلِ خود ای نازنین! تا منوّر گردد از دیدارت ایوانم چو شمع آتش ِ مِهرِ تو را حافظ عَجب در سَر گرفت آتش ِ دل کِی به آب ِ دیده بنشانم چو شمع 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher

آینده تر از نور ، که در بطن ِ سپیده ست صبح است و بر این قافله چاووش ، کشیده ست سر می زند از شاخه ی شب ، نو گُل ِ خورشید زین ه
آینده تر از نور ، که در بطن ِ سپیده ست صبح است و بر این قافله چاووش ، کشیده ست سر می زند از شاخه ی شب ، نو گُل ِ خورشید زین هیمنه برق از سر ِ خفاش ، پریده ست ... #سیما_اسعدی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

تا با توام "الهه ی ناز بنان" چرا؟  از تو شنیدنی ست ،دم دیگران چرا؟  قالیچه های پهن در ایوان رو به باغ  ماییم و چند فاخته،عشق نهان چرا؟  در چشمهات موسم انگور چینی است  پلکی بزن که مست شوم، استکان چرا؟  دست تو سر پناه تمام پرنده هاست  با این وجود حسرت هفت آسمان چرا؟  *  وقت خوش و هوای خوش و دل که خوش تر است!  حالی خوش است ،فکر گذشت زمان چرا؟   ✍#کبری_موسوی_قهفرخی 🎙#مریم_فاتحی 📚#از مجموعه ی" ترانه ماهی ها   🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

♦️بیا که راه نرفته ،هنوز بسیار است ♦️مثال روز و شبی که مدام تکرار است ♦️نترس در ره رفتن اگر زمین خوردی ♦️نهیب زن به خودت گرچه راه دشوار است ♦️به قطره قطره ی باران نظر کن آری دوست ♦️به فکر بوسه زدن بر زمین تبدار است ♦️به ساحلی که گرفته دو دستِ موجش را ♦️رها نمی‌کند آری، رفیق و هم یار است ♦️همیشه راهِ امیدی برای مقصود است ♦️همیشه صبحِ سپیدی پس از شبِ تار است ♦️و هرکه عاشق و دلداده می شود قطعاً ♦️پس از فراق و جدایی ،امیدِ دیدار است ♦️مفاعلن فعلاتن  مفاعلن فع لن ♦️بگو بنام خدا چون شروعِ هر کار است ♦️✍️#نسرین_پورنقی_باهوش #نسیم 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

عجیب نبود روزهایی که از چشم پاییز باران مهر می چکید نیمکت رفاقت و پشت میزهایی که مشق مهر می نوشتیم و زمستان با پالتوی آبی اش
عجیب نبود روزهایی که از چشم پاییز باران مهر می چکید نیمکت رفاقت و پشت میزهایی که مشق مهر می نوشتیم و زمستان با پالتوی آبی اش اندوه می تکاند و ما باز عاشق رنگ طوسی بودیم خاطره جمع می کردیم بی اعتنا به پنجره ی آینده و حیاط مدرسه میزبان قدم های نیلوفرانه زندگی ما را می نوشت برای جاده ی امروزی که طرح تنهایی ست و در بهار بهار ماهور شکسته شادی به همسایه ی دلکش می داد مثل رنگهای روشن مثل خورشید مهراوه وار و مثل طرح مهری که دل را به دریا می داد و در فصل بلند خورشیدی بازی با خاک خاکستری خاکستری و رنگ آبی از آسمان چشمک می زد و دریا، دریا خیس قصه می شدیم قصه ی سنگ صبور تا خیابان پاییز مهر فصل مشق و دفتر و کتاب و ما بی فاصله انگار کوچه ی خاطره خاطره است و چشم چهار فصل مهر می بخشد با نقاشی های آبی و باز امروزی که با دیروزی هایمان کتاب رفاقت به چاپ چندم رسید 🛑✳️✍فرامرز محمدی پور 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . دوستان گرامی اخرین هفته مرداد ماهتون همراه با شعر و شور و ارامش .🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️میشنویم غزلی زیبا از ✍#حافظ_شیرازی با اجرای دلنشینی از 🎙#مریم_فاتحی همکار رادیو ✳️دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سِرِّ مِی‌فروش ✳️گفت آسان گیر بر خود کارها کز رویِ طبع سخت می‌گردد جهان بر مردمانِ سخت‌کوش ✳️وان گَهَم دَر داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بَرْبَط‌زنان می‌گفت نوش ✳️با دلِ خونین لبِ خندان بیاور همچو جام نی گَرَت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش ✳️تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش ✳️گوش کن پند ای پسر وز بهرِ دنیا غم مَخور گفتمت چون دُر حدیثی، گر توانی داشت هوش ✳️در حریمِ عشق نَتْوان زد دَم از گفت و شنید زان که آن‌جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش ✳️بر بساطِ نکته‌دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مردِ عاقل، یا خموش 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️خوانش واژه هایی "گیلکی" در نشست ادبی ردّ پای بارانِ لنگرود ✳️در سومین نشست ادبی ردپای پاران لنگرود، واژه های گیلکی از جنس عطر گیلان خوانش شد. ✳️بهروز علی آقانژاد، مدیر انتشارات آوای غزل با اعلام‌این خبرگفت:در این نشست ادبی ابتدا " فرامرز محمدی پور"شاعر و روزنامه نگار گیلانی با بیان اینکه زبان‌شناسان، زبان را متشکل از نظام صوتی، دستور و واژگان می دانند اشاره کرددر حال حاضر شعر و ادبیات گیلکی از پویایی و درخشانی به روز برخوردارند ، اما آنچه دغدغه است زبان گیلکی گویا به مرور رنگ فراموشی می گیرد هرچند شاعران و نویسندگان این نوعِ ادبی تلاش چشمگیری دارند ، ولی نگرانی اینجاست که در خانواده ها زبان گیلکی نفس نمی کشد. ✳️در ادامه ی این نشست ادبی"داوود خانی" شاعر و منتقد ادبی گفت: گیلکی فقط یک زبان نیست ، بخشی از حافظه ی یک سرزمین است، زبان لالایی های مادران، قصه های مادر بزرگ و...واژه هایی که بوی باران، شالیزار، دریا و جنگل می دهند، اما امروز گیلکی آرام آرام از خانه ها فاصله می گیرد نه با یک حادثه، نه با یک تصمیم گیری ناگهانی بلکه با سکوت تدریجی به این نتیجه می رسیم که زبان وقتی می میرد که دیگر در زندگی جاری نباشد، پس نجات زبان گیلکی از مدرسه آغاز نمی شود بلکه باید از خانه شروع کرد. همچنین سیده فریبا حسینی دیوشلی، فریدون نورمحمدی، اسماعیل تکلمی و نسرین پورنقی باهوش به بحث و تبادل ونظر نشستند. ✳️👈در فصل دیگر نشست ادبی ردپای باران، فرامرز محمدی پور دبیر این برنامه به معرفی کتاب" یه فولوق خنده" مجموعه شعر سید حبیب اسماعیلی پرداخت و پیرامون اشعار این دفتر گیلکی مطالبی ایراد نمود. اسماعیل تکلمی، فریدون نورمحمدی، محمد شادرام، نسرین پورنقی باهوش، علیرضا یوسفی، سید حبیب اسماعیلی‌ داوود خانی، سیدفریبا حسینی دیوشلی و فرامرز محمدی پور آخرین سروده های گیلکی را خوانش کردند. 🛑👈شایان ذکر است  در این نشست ادبی اجرای برنامه، سخنرانی و بحث و تبادل نظر به زبان گیلکی برگزار شد. نشست ادبی ردپای باران با همکاری اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی لنگرود، موسسه ی فرهنگی هنری خورشید گیل و دیلم،انتشارت آوای غزل و کانون شهید کامیاب اداره ی آموزش و پرورش لنگرود روزهای یکشنبه ی هرماه در محل کانون شهید کامیاب به نشانی لنگرود- خیابان آزموده- جنب دبیرستان شهید املاکی از ساعت ۱۷عصر تا ۱۸:۳۰ برگزار می شود و ورود برای عموم علاقه مندان آزاد است. 🛑همراه ما باشید در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️📚نشست ادبی ردپای باران ویژه ی شعر گیلکی 🛑✳️🔗روز یکشنبه /۲۵مرداد ۱۴۰۵ 🛑✳️با همکاری: اداره ی فرهنگ‌و ارشاد اسلامی لنگرود موسسه ی فرهنگی هنری خورشید گیل و دیلم انتشارات آوای غزل کانون شهید کامیاب اداره ی آموزش و پرورش لنگرود 🛑همراه ما باشید در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️اگر کسی به آن بند و همچنین به بندهای دیگر این فصل از نامه که به نامه بیست پنجم معروف است، نگاه کند خواهد دید که چگونه گفتمان معاصر، سخن عین القضات را  مصادره به مطلوب کرده است و چگونه بدون درک سخن عین القضات از کلام او برای خود مشروعیت دست و پا کرده است. چگونه در دهان عین القضات سخنانی گذاشته است تا علیه گفتمان شعر معناگرای کلاسیک اقامه دلیل کند. چگونه خواسته‌اند ریشه‌ای برای معناگریزی شعر معاصر جستجو کنند. آیا این رفتار پاردوکسیکال شعر معاصر نیست که برای توجیه معنا گریزی خود تلاش معناگرایانه می‌کند؟ همه‌ی گفتمان‌ها این چنین در زبان سکنا می‌گزینند و اگر چند نفر هم بخواهند پرده افکنی و رازگشایی کنند گوشی برای شنیدن این صداها نیست. ممکن است عده‌ای بگویند عجب عجب! و سرانجام فراموشی گفتمانی ذهن‌شان را از این عجب عجب‌گویی‌ها نیز پاک خواهد کرد. 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

 ✳️ ادبیات و هنر دهه‌ی هفتاد می‌خواست هم متن هایی سیاست‌زدا خلق کند و هم به تکثر معناها دست یابد. از این رو با ایدئولوژی نسبی‌باوری، ایدئولوژی‌زدایی می‌کرد. و یا با سیاست پنهان از سیاست‌زدایی حرف می‌زد.    در این سال‌ها ناگهان متن کوتاهی از عین القضات همدانی وارد زبان روشنفکران شد. از آنجایی که این ایدئولوژی نسبی باوری به خاستگاه و سنت فکر نمی‌کرد متنی از سنت را از هویت اصلی خود خالی کرد تا با هویتی دیگر پر کند. روشنفکر عامی چون تفکر شفاهی دارد هرگز سوال نکرد که این متن از کجا آمده است؟ چرا در عصر پرهیاهوی بارت و دریدا و فوکو، عین‌القضات عارف و فیلسوف مسلمان، شبیه  این جماعت حرف می‌زند. حتی عده‌ای پا را فراتر گذاشتند گفتند ببنید در قرن ششم بزرگان ما از هرمنوتیک ادبی گفته‌اند. به جای این که به گذشته خود رجوع کنیم به حرف‌های تکراری فوکو و بارت و دریدا چسبیده ایم !!. فردوسی ما در قرن چهار و  پنج هجری گفت «توانا بود هر که دانا بود» فوکو بعد از هزار سال تازه فهمیده که دانش رابطه‌ی پیچیده با قدرت دارد! جهل این روشنفکران شفاهی اجازه نداد بفهمند که خرده‌ریز بی‌قاعده‌ی هر چیزی را که در آینده کشف شود حتی می‌توان در  اسطوره‌ها یافت.چرا که از شایع‌ترین رفتارها‌ی مغز انسان در مواجه با امر پیچیده، همین مقایسه‌های بی‌پایه است که به گونه‌ای ریداکشن و تقلیل گرایی ساده است. «توانا بود هر دانا بود» فردوسی هیچ ربطی به نظریه‌ی فوکو ندارد. و اصلا فوکو برعکس فردوسی در حال متهم کردن دانش است تا دست‌آلوده‌ی دانش به قدرت را  نشان دهد و همچنین به شکلی از قدرت دفاع می‌کند که آلودگی او مشروط است چرا که قدرت مولد است نه سرکوب‌گر. علم هرگز دچار جهش بی‌قاعده  نمی شود. فردوسی نمی‌تواند چیزی را بگوید که لازم است هزار سال بر تجربه بشر افزوده شود تا کسی آن را کشف کند. و اصلا اگر نیچه نبود فوکو چگونه می‌توانست فوکو باشد؟    ✳️در دهه‌ی هفتاد نظریه‌ی هرمنوتیک وارد ایران شد. بابک احمد جز اولین کسانی بود که  از تاریخ هرمنوتیک در غرب گفت و اصلا نام کتابش را «ساختار و تاویل متن» گذاشت. در همین کتاب است که ناگهان متن کوتاه عین القضات آشکار می شودکه: جوانمردا این شعرها را چون آیینه‌دان؛ آخر دانی که آیینه را صورتی نیست و خود اما هر که در او نگه کند، صورت خود تواند دید. همچنین می‌دان که شعر را در خود هیچ معنی نیست؛  اما هرکس از او آن تواند دیدن که نقد روزگار او بود و کمال کار اوست و اگر گویی که معنی آن است که قایلش خواست، دیگران معنی دیگر وضع کنند از خود، این هم چنان است که کسی گوید: صورت آیینه صورت روی صیقل است که اول آن صورت نمود. و این معنی را تحقیقی و غموضی هست که اگر در شرح آن آویزی از مقصود باز مانم( ابولمعالی عبدالله بن محمد همدانی، نامه های عین القضات، تصحیح علینقی منزوی و عفیف عسیران، / ۱۳۶۲ ص ۲۱۶، نامه ی بیست و پنجم ). 👈سوالاتی که پیش می‌آید این است: چه چشمی به کمک بابک احمدی یا منتقدان این دوره آمد تا این متن عین‌القضات را ببینند؟ چرا تنها یک پاراگراف از این متن آمده است؟ چرا هیچ کس سوال نکرد منظور عین‌القضات از «این شعر‌ها» چیست؟ آیا منظور عین القضات از «این‌ شعرها» بطور عام هر نوع شعر است؟ آیا منظور عین القضات تأکید بر نسبی‌گرایی و تکثر معنایی است؟ چطور ممکن است عین‌القضات پیش از نظریه پردازان هرمنوتیک ادبی، به چنین نظریه‌ای رسیده باشد؟ آیا کسی از بخشی که این متن در آن آمده است خبر دارد؟ آیا به بندهای پیش و پس این بند، دقت شده است؟  آیا منظور از «آینه» در این نوشته عین القضات همان استعاره‌ی نسبی‌گرایی و تکثرگرایی است؟ یا نوعی ازلیت معناست؟  آیا منظور از معنا در این نوشته همان معناگریزی هرمنوتیک ادبی است؟ ✳️ پاسخ اکثر این سوال‌ها خیر است. متن عین القضات درباره معرفت شناسی، ادراک عقل، ایمان و اخلاص است. استعاره‌هایی که عین القضات در این متن به کار گرفته از هرمنوتیک عرفان می‌گوید. این متن هرگز مدعی معناگریزی نیست. منظور عین القضات از «این شعر ها» چند رباعی ذکر شده در بند پیشین است. در ادامه می خوانید👇

🛑✳️📚بازنمایی گفتمانی سخن معروف عین‌القضات در دهه‌ی هفتاد 👈جوانمردا این شعرها را چون آیینه‌ دان 🛑✳️✍دکترسینا جهاندیده ✳️در
🛑✳️📚بازنمایی گفتمانی سخن معروف  عین‌القضات در دهه‌ی هفتاد 👈جوانمردا این شعرها را چون آیینه‌ دان 🛑✳️✍دکترسینا جهاندیده ✳️در دهه‌ی هفتاد شمسی گسست پارادیمی بزرگی اتفاق افتاد. این گسست با مصالح و ابزار زبان به نفع خود خانه ساخت. از آنجایی که گفتمان‌ها تخیلات و ذهنیات را دست‌کاری می‌کنند گذشته‌ی زبان تبدیل به جزیره‌ای بی‌گذشته می‌شود. این چشم‌انداز،  سبب می‌شود تا مونولوگی بین اکنون و سنت شکل بگیرد مونولوگی که هر چیز از سنت را  که به درد گفتمان می‌خورد به زمان اکنون  می‌آورد. زیرا گفتمان‌ها برای مشروعیت خود نیاز به شاهدانی بزرگ دارند. در ادامه می خوانید👇

🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه
🛑🌈درنگی در شعر 🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇 🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود) 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸