📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
Kanalga Telegram’da o‘tish
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
210
Obunachilar
-124 soatlar
+27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
#رباعی
آهسته و بی صدا بخوان نامم را
بنویس به رنگ خیس آلامم را
من پنجره ای که ماه خود را ... باران
هی بوسه بزن نگاه ناکامم را
#عارف_خوشرودی
خرداد ۱۴۰۵
🍃🌹🌾🌹🍃
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
۱) هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم
نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم
۲) بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
۳) حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد
دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم
۴) مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
۵) من رَمیدهدل آن به که در سَماع نیایم
که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
۶) بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردهست از انتظار تو دوشم
۷) مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
۸) به زخمخورده حکایت کنم ز دست جراحت
که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم
۹) مرا مگوی که سعدی طریقِ عشق رها کن
سخن چه فایده گفتن چو پند مینَنیوشم؟
۱۰) به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم
غزل ۴۰۵ حضرت سعدی
اجرا : ادیب💞
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
اخرین روزهای بهاریتون سراسر عشق وارامش .🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️ او از همان آغاز میگوید:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگ فسون و بهانه مدان
از او هرچه اندرخورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی بَرَد
در شاهنامه، هیچ چیز سفید مطلق نیست؛ نه قهرمان بیعیب داریم نه شرور مطلق! پادشاهان و پهلوانان، ترکیبی از سفیدی و سیاهیاند و با سنجش عشق به ایران و خرد، در ذهن مخاطب ستودنی یا ناپسند جلوه میکنند. از این جهت شاهنامه، آینهٔ زندگی واقعی مردمان این سرزمین است.
معیار فردوسی از شخصیتهای شاهنامه فعل آنهاست نه نژادشان. از اغریرث ترکزبان، پیران ویسهٔ وزیر توران، مرداس پدر ضحاک و مهراب کابلی عرب به نیکی یاد میکند، اما بیخردی کیکاووس و گشتاسپ ایرانی او را به خشم میآورد.
فردوسی حتی در میدان جنگ، خردگراست؛ دشمن را کوچک نمیشمارد و بارها درایت و مردانگی پهلوانان تورانی را ستایش میکند.
در سالهای سرودن شاهنامه، ایرانِ بعد از ورود تازیان، نه زبان دارد، نه تاریخ، نه اسطوره. هرچه میگویند اینهاست: «موسی از نیل نجات یافت»، «نوح کشتی ساخت»، «ابراهیم در آتش نسوخت»، «یوسف و زلیخا عاشق شدند».
در همان شرایط، حکیمی از طوس برخاست که با زیرکیِ دیوانهوار برای هر روایتِ غیرایرانی، نسخهای ایرانیِ اصیلتر را به شعر درآورد؛ روایتهایی که قلب را به لرزه و روح را به پرواز درمیآورند.
او به ایرانیان یادآور میشود پیش از داستان فرعون و موسی، داستان ضحاک و فریدون وجود داشت: ضحاک همه نوزادان پسر را میکشد، فریدون در جنگل با شیر گاو بزرگ میشود و به جادو و ظلم ضحاک پایان میدهد.
در برابر قالیچهٔ سلیمان، جمشید با جام جادوییاش به آسمان پرواز میکند؛ و به فرمان ایزد در برابر طوفان برف سهمگین جفتی از هر حیوان را به بهشت زیرزمینی میبرد، داستانی مشابه کشتی نوح و جالب اینکه عمر جمشید هم ۹۰۰ سال است!
جمشید در نهایت ادعای خدایی میکند (مانند نمرود) و در درختی توسط ضحاک به دو نیم میشود، شبیه زکریا نبی (دو نیم شدن با اره توسط ابلیس).
انتخاب ایرج، پسر کوچکتر فریدون، به پادشاهی ایرانزمین؛ سپس کشتهشدن او به دست برادران حسود؛
و نابینایی فریدون از شدت اندوه مرگ پسر؛
این رویدادها، آینهای تمامنما از داستان یوسف و یعقوب است، همان برادركشیِ پنهان در سایه حسد، همان نابینایی پدر از غم جدایی، برادركشیِ ایرج به دستِ سلم و تور، تراژدیِ خونینی که مرزهای خانوادگی را به آتش میکشد، در برابر هابیل و قابیل؛ پسرکشیِ رستم و سهراب، در برابر ابراهیم و اسماعیل؛ سزارینِ رستم در برابر سزارین سزار؛ زنده بودن کیخسرو، شاهِ عارفی که عدالت را اجرا خواهد کرد، در برابر یحیی؛ و قدرتِ پهلوانیِ رستم و قارن در مقابل قدرت اسطورههای اقوام دیگر!
از همه گیراتر، داستان سیاوش: شاهزادهای پاکتر از برف و معصومتر از صبح. در برابر عشق حرام سودابه میایستد و میگوید: «من پسر کیکاووسم، اما پیش از آن، پسر ایرانم.» برای اثبات پاکی، از آتش میگذرد؛ شعلهها میرقصند، اما دودی نمیگیرد؛ همان آتش ابراهیم!
فردوسی با زیرکیِ بیهمتا، بیآنکه روایتهای دیگر را رد کند، نسخههای ایرانی را کهنتر و اصیلتر میداند؛ شاهکاری که روح پارسی را جاودانه ساخت. در شاهنامه میگوید: «اینها را فسانه مدان»؛ اینها روایتهای حقیقی یک ملتاند که به شعر درآمدند. اگر تقلیدی هست، دیگران تقلید کردهاند!
علاوه بر این شاهنامه پراست از داستانهای جذاب و پندآموز: عشق ممنوعهٔ زال و رودابه از دو نژاد دشمن؛ ضحاک ماردوش، نماد پلیدی با مارهایی که مغز جوانان ایرانی را میبلعند و هوش ملت را میمکند؛ هفتخوان رستم، قیام کاوه آهنگر که با پیشبند چرمین زنجیر ظلم را پاره میکند؛ نبرد هاماوران؛ رویینتنی اسفندیار و...
فردوسی مسلمان بود، اما ایران برایش از هر چیز گرانقدرتر بود.
با شاهنامه ثابت کرد:
ایران نه فقط یک سرزمین، بلکه مادرِ همهٔ اسطورههای جهان است.
این است شاهنامه.
نه یک کتاب،
بلکه سندِ هویتِ یک تمدن.
اگر در تمام عمر فقط یک کتاب بخوانید،
بگذارید همین باشد.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️چرا شاهنامه اینقدر خاص است؟✳️
🛑✳️✍صالح نیکبخت
فردوسی در شاهنامه دو خط قرمز دارد؛ دو ستونی که در آن خفقانِ سنگین، با تمام وجود فریاد میزند: ایراندوستی و خردگرایی. کمتر کتابی در تاریخ اینچنین پیدرپی در ستایش خرد سخن گفته. شاهنامه با این ابیات آغاز میشود:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
از نظر فردوسی خدا یکتاست، اما راهِ رسیدن به او خرد است. خرد، خط قرمز فردوسی است؛ و اگر دیو و اژدها و جادو در نگاه نخست با خرد ناسازگار مینمایند،...
در ادامه می خوانید👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✳️*هشت. رباعیسرایی اما کار هر کسی نیست و نباید هم باشد سهلانگاری در این قالب بیش از هر قالب دیگری آشکار میشود. در غزل میشود یک بیت ضعیف را میان ابیات قویتر پنهان کرد. در مثنوی میشود با روایت و داستان، خواننده را از افت زبان غافل نگه داشت. اما در رباعی هیچ چیز پنهان نمیماند. چهار مصراع است و هر مصراعی که ضعیف باشد مثل ترک روی کاسه چینی به چشم میآید. رباعیسرا باید هم شاعر باشد و هم صنعتگر؛هم حرف داشته باشد و هم بداند آن حرف را در کجای این معماری چهارمصراعی بنشاند. شاعرانی که رباعی را سهل پنداشتهاند و به سراغش رفتهاند، بیشتر از آنکه به اعتبار رباعی بیفزایند، از اعتبار خودشان کاستهاند. رباعی سهل است اما ممتنع؛ درست مثل آن سادهگوییای که پشتش سالها تمرین و تجربه و مهارت خوابیده.
✳️*نُه. ژانرهای رباعی هم بهوسعت خود زندگی متنوعاند.رباعی فلسفی خیام، رباعی عاشقانه مولانا، رباعی حکمی باباافضل، رباعی رندانه حافظ،رباعی اجتماعی شاعران مشروطه، رباعی وجودی شاعران معاصر،و حتی رباعی طنزآمیز که سابقهای به درازای خود این قالب دارد.هر شاعری که به رباعی روی آورده، رنگ تازهای بر این قالب زده و افق تازهای پیش رویش گشوده. رباعی مثل آن بوم سفید کوچکی است که نقاشهای بزرگ هریک تابلویی متفاوت بر آن کشیدهاند و هنوز هم جا برای تابلوهای ناکشیده هست
✳️*ده. نکتهای که کمتر به آن پرداخته شده جایگاه رباعی در موسیقی زبان فارسی است.وزن رباعی با آن ضربههای مشخص و آن ترکیب بلند و کوتاه هجاها، ذاتاً موسیقایی است. این وزن آنقدر نزدیک به نبض طبیعی زبان فارسی است که حتی کسانی که عروض نمیدانند وقتی رباعی خوبی میشنوند ناخودآگاه با آهنگش همراه میشوند. رباعی خوشساخت را میشود زمزمه کرد،میشود با نوای تار و سهتار خواند، میشود حتی بیهیچ سازی فقط با صدای خود شاعر شنید و لذت برد.این پیوند ذاتی با موسیقی یکی دیگر از رازهای ماندگاری رباعی است. شعری که خوش بنشیند بر گوش، خوش مینشیند بر جان و از جان بهآسانی بیرون نمیرود.
✳️👇*جمعبندی
رباعی نه قالبی محتضر است که بخواهیم برایش مرثیه بنویسیم و نه پدیدهای نوظهور که نیاز به معرفی داشته باشد.رباعی زندهترین قالب شعر فارسی است؛ زنده به همان معنایی که نفس کشیدن زنده است.از ترانههای شفاهی خراسان کهن تا صفحههای مجازی امروز،از خیام تا شاعرانی که هنوز نامشان را نمیشناسیم و فردا خواهیم شناخت، رباعی آمده و مانده و خواهد ماند.آنکه فکر میکند رباعی قالبی مربوط به گذشته است، نه رباعی را شناخته و نه گذشته را و نه آینده را.رباعی قالبِ حرفِ آخر است:همان حرفی که نه میشود کمترش گفت و نه لازم است بیشترش گفت.و شاید راز ماندگاریاش همین باشد که در جهانی پُر از حرفهای اضافی، رباعی تنها قالبی است که به شاعر میگوید: کوتاه بگو،درست بگو،و تمام کن ـ آنسان که مصراع چهارم تمام میکند؛هم نقطه میگذارد و هم راه باز میکند
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️
✳️بسیاری از مردم که نه شاعرند و نه ادیب، دستکم چند رباعی از خیام یا مولانا یا ابوسعید از بر دارند. رباعی قالب حافظه است؛ کوتاهترین راه میان شاعر و ذهن مخاطب.
✳️*شش. هر قالب ادبی در طول تاریخ با فراز و فرودهایی روبهرو بوده است. قصیده که زمانی سلطان قالبهای فارسی بود امروز بیشتر در کتابهای تاریخ ادبیات زنده است تا در دفتر شاعران معاصر. مثنوی هم اگرچه شاهکارهایش جاودانهاند اما تولید تازه در این قالب بهشدت کاهش یافته. حتی غزل که دوستداشتنیترین و شاهقالب فارسی است در مقاطعی از قرن چهاردهم شمسی به حاشیه رفت و نوگرایان آن را قالبی کهنه خواندند، هرچند بعدها با قدرت بازگشت. اما رباعی هرگز بهطور کامل به حاشیه نرفت. حتی در اوج جنبش نوگرایی شعر فارسی، حتی وقتی نیما و شاملو و اخوان و فروغ داشتند قواعد بازی را از نو مینوشتند، رباعی در کنار آنها به حیات خود ادامه میداد. نهفقط شاعران سنتی بلکه بسیاری از خودِ نوگرایان نیز گاه به رباعی پناه میبردند. گویی رباعی قالبی فراتر از دستهبندی سنتی و مدرن است؛ موجودی مستقل که به هیچ جریانی وابسته نیست و از هیچ جریانی هم نمیترسد.
✳️*هفت. در روزگار ما رباعی با پدیدهای تازه روبهروست: فضای مجازی. و شگفت آنکه این فضا نهتنها دشمن رباعی نیست بلکه بهترین بستر برای آن است. در جهانی که توجه آدمها کوتاه شده و حوصله خواندن متنهای بلند رو به زوال است، رباعی با همان چهار مصراعش دقیقاً اندازه یک لحظه توجه است. همانقدر که برای خواندن یک پیام کوتاه وقت صرف میشود، یک رباعی خوب میتواند خوانده شود و اثرش را بگذارد. اما تفاوت بنیادین اینجاست که پیام کوتاه خوانده و فراموش میشود ولی رباعی خوب خوانده و حک میشود. این ویژگی رباعی را به قالبی بدل کرده که ظرفیت آن را دارد پاسخگوی نیاز انسان امروز به معنا باشد، بیآنکه از او وقت زیادی بخواهد
در ادامه...👇
✳️*یک. ریشهشناسی رباعی ما را به جایی میبرد پیش از آنکه عروض به زبان فارسی راه یافته باشد. محققانی چون شمس قیس رازی در المعجم و خود ابوسعید ابوالخیر در روایتهایی که از او بازمانده، منشأ رباعی را به ترانههای شفاهی خراسان و ماوراءالنهر نسبت دادهاند. حکایت معروف کودکی که گردویی را قِل داد و فریاد زد و رودکی یا ابوسعید از آن آوا وزنی را کشف کرد، چه افسانه باشد و چه واقعیت، یک حقیقت را بیپرده بازمیگوید: رباعی از زبان مردم برخاسته، از بازی و ضربه و حرکت، از نبض زندگی روزمره. وزن لاحقی که بعدها دایره اخرم اخرب آن را صورتبندی کرد، وزنی نیست که شاعر با تکلف بسازد؛ وزنی است که ذهن فارسیزبان با آن نفس میکشد. همین خاستگاه عامیانه و در عین حال اصیل است که رباعی را از همان آغاز در جایگاهی متفاوت نشانده؛ قالبی مردمی با ظرفیت اوج گرفتن تا بلندترین قلههای اندیشه و عرفان و فلسفه
✳️*دو. معماری رباعی معماری شگفتی است. تنها چهار مصراع و بحری محدود؛ اما در همین چهار مصراع باید جهانی ساخته شود که هم بنیادش محکم باشد و هم سقفش بر سر خواننده فرو نریزد و هم پنجرهاش رو به بینهایت باز شود. مصراع نخست طرح میاندازد و فضا را میسازد. مصراع دوم بنا را بالا میبرد و خواننده را در همان فضا جا میدهد. مصراع سوم چرخشگاه است؛ آنجا که رباعی نفس تازه میکند و گاه ناگهان مسیر را عوض میکند و خواننده را به سمتی میبرد که انتظارش را نداشته. و مصراع چهارم ضربه نهایی است؛ ضربهای که اگر کار شاعر درست باشد مثل آخرین نت یک قطعه موسیقی هم تمام میکند و هم ادامه میدهد. این ساختار چهارگانه چنان دقیق و فشرده است که جای حتی یک واژه اضافی در آن نیست. رباعی قالب حذف است نه افزودن؛ هنر گفتن بیشترین با کمترین.
✳️*سه. وقتی نام رباعی میآید ذهن بیاختیار به سمت خیام میرود و این رفتن بیدلیل نیست. عمر خیام نیشابوری با رباعی کاری کرد که هیچ شاعری با هیچ قالبی نکرده بود: فلسفه را از اصطلاحات انتزاعی بیرون کشید و در زبان شراب و گل و ساقی و خاک ریخت، بهگونهای که هم خُمنشین میخانه آن را از آنِ خود بداند و هم فیلسوف سرگردان در پرسشهای هستی. خیام اثبات کرد رباعی توانایی آن را دارد که دغدغههای بنیادین بشر را در خود بگنجاند؛ مرگ، زمان، معنای زندگی، بیهودگی تلاش آدمی برای فهم راز هستی. فیتزجرالد وقتی رباعیات خیام را به انگلیسی برگرداند، بیآنکه خودش بداند، ثابت کرد که این قالب کوچک فارسی ظرفیت جهانی شدن دارد. رباعیهای خیام از مرزهای زبان گذشت و به متن ادبیات جهانی راه یافت، نه بهخاطر ترجمه فیتزجرالد بلکه بهخاطر آنکه پرسشهایش پرسشهای آدمی بود فارغ از زبان و جغرافیا و قرن.
✳️*چهار. اما رباعی تنها قالب خیام نیست. مولانا جلالالدین بلخی در رباعیاتش شوری ریخت که از غزلیات شمس هم سرکشتر است. رباعیهای مولانا مثل فریاد آدمیاند که از شدت عشق دیگر مجال بلندگویی ندارد و باید همه چیز را در چهار مصراع بگوید و تمام کند. عطار رباعی را محمل حکایت عرفانی کرد و نشان داد در همین چند کلمه میشود داستانی گفت که تأویلهایش بیپایان باشد. باباافضل کاشانی رباعی را به ساحت اندیشه محض برد و مفاهیمی را که فیلسوفان در رسالههای مطول بیان میکنند در قالب چهار مصراع به زبانی روشن و بیتکلف بازگفت. ابوسعید ابوالخیر، سنایی، عراقی، سعدی، حافظ، بیدل دهلوی و دهها شاعر دیگر هرکدام رباعی را به منزلگاهی تازه بردند. این تنوع خود گواه آن است که رباعی قالبی تکصدایی نیست؛ ظرفی است که هر صدایی را در خود جای میدهد به شرطی که آن صدا حرفی برای گفتن داشته باشد.
✳️*پنج. یکی از ویژگیهای منحصربهفرد رباعی آن است که از اساس برای تکرار و حفظ شدن ساخته شده. قالبهای بلند شعر فارسی، مثنوی و قصیده، برای خوانش پیوسته طراحی شدهاند. غزل هم با آنکه کوتاهتر است باز فضایی میخواهد برای آنکه تأثیرش را بگذارد. اما رباعی را میشود در میان دو نفس خواند و تا عمر باقی است فراموش نکرد. این قابلیت حفظ شدن سبب شده رباعی بیش از هر قالب دیگری در حافظه جمعی ملتی ریشه بدواند.
در ادامه..👇
رباعی، کوچکترین جهانِ بزرگ
✍داوود خانی خلیفهمحله
*درآمد
در سرزمینی که شعر نه تفنن که نفس کشیدن بوده است، قالبی هست چنان فشرده و چنان بیانتها که گویی کسی توانسته اقیانوسی را در کوزهای بریزد و دَرِ آن را ببندد بیآنکه قطرهای بیرون بتراود. رباعی آن کوزه است. قالبی که نه از وزن عروض عربی وام گرفته، نه از بوطیقای یونانی آب خورده؛ از دل خاک ایران روییده و ریشههایش را باید در چاردانهها و فهلویات کهن جستوجو کرد. این نوشتار کوتاه تلاشی است برای نشان دادن آنکه چرا این قالب چهارمصراعی، نهفقط رنگ نباخته بلکه در روزگار شتاب و پراکندگی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است....
در ادامه میخوانید👇
.
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️
🛑🌈درنگی در شعر
🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇
🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور
شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود)
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
♦️✍️شعری از مولانا
هِلِه نومید نباشی،که تو را یار بِرانَد
گَرَت امروز بِرانَد،نه که فَردات، بِخوانَد؟
در اگر بر تو بِبَندَد ؛مَرو و صَبر كُن آن جا
ز پَسِ صبر،تو را او به سَرِ صدر نِشانَد
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
رَهِ پِنهان، بِنَمايَد؛ که كَس آن راه نَدانَد
نه که قصّاب، به خنجر چو سرِِ میش، ببُرِّد
نَهِلَد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کشاند
چو دَمِ میش نمانَد ز دَمِ خود کُنَدش پُر
تو ببینی دَمِ یزدان به کجاهات رساند
به مَثَل، گفتهام این را و اگر نه كَرَمِ او
نکُشد هیچ کسی را، و زِِ كُشتَن، بِرَهانَد
هَمِگى مُلكِ سُلِيمان به یکی مور بِبَخشَد
بِدَهَد هر دو جهان را و دِلي، را نَرَمانَد
دِلِ من گِردِ جهان گَشت و نیابید مِثالَش
بِه که مانَد؟ بِه که مانَد؟ بِه که مانَد؟
بِه که مانَد؟
هِلِه خاموش که بیگُفت، از این مِى همگان را
بِچِشانَد،بِچِشانَد، بِچِشانَد، بِچِشانَد،
♦️✍️#حضرت_مولانا
🛑تهیه و تنظیم آهنگ
#صوفی_یار
همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰📡🌸
🛑🌈سلام صبح زیبا تون بخیر💐
🛑🌈براتون یڪ روز قشنگ
🛑🌈یڪ دل آرام
🛑🌈یڪ شادے بے پایان
🛑🌈یڪ نور ازجنس امید
🛑🌈یڪ لب خندون
🛑🌈یڪ زندگے سرشار از آرامش
🛑🌈وهزار آرزوے زیبا
🛑🌈ازخداوند برایتان خواهانم
🛑🌈✨گوینده🎤 بشردوست
همکار رادیو
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑☀️🌻🌈بخش صبحگاهی تقدیم میکند
🛑🌈☀️درود همراهان ارجمند رادیو مجازی راهیان شعر
🛑🌈صبحتان سرشار مهربانی
🛑🌈الهی امروزتون پراز
🛑🌈خیر و برکت باشه
🛑🌈دلتون به پاکی صبح
🛑🌈افکار بلندتون سبز
🛑🌈زندگیتون سرشار از مهربانی
🛑🌈و روزتون پر از معجزه
✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
🌈✨روزتون سرشار از شادی✨🌈
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈 امروز سه شنبه ۲۶خرداد ۱۴۰۵🌈🛑
🛑✳️امروز فقط زیباییها را ببین
عـشق الهـی
که در تمام جهان سایه افکنده
آرزوهای قشنگت را ببین
و خالق قدرتمندی که به آنها
تحقق خواهد بخشید.
🛑🌈امروزتون پُر از عطر خدا🌈🛑
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✨♥️خدایاامشب
✳️دستمان را پُر کن و دلمان را خالی
✳️دستمان را از مهربانی
✳️و دلمان را از کینه
🛑🌈✨شبتان در پناه حق
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰
🍃🌸 نیایش شبانه ❤️
🎤#صالحی
الهـی⭐️
یـاورمان بـاش
تا محتاج روزگار نباشیم🌷
همدممان باش
تا که تنهای روزگـار نباشیم
کنارمان بمان
تا که بی کس روزگار نباشیم🌷
وخدایمان باش
تا بنده این روزگار نباشیم🌷
آمین🤲
با ما هستید
در برنامه راه شب رادیو مجازی راهیان شعر
شبتون بخیر،آرامش شب نصیبتون 🌸🍃
⭐️💫⭐️💫⭐️💫
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌛✨داستان راه شب
🛑💐دانایی اثر پیتر اوانز
🎤گوینده: #بشردوست
با رادیو آنلاین همراه ما باشید
🍀🍀🍀🍀🍀
🍀🍀🍀🍀🍀
دو شیر از باغ وحشی میگریزند و هر کدام راهی را در پیش میگیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه میبرد، اما به محض آنکه بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را میخورد به دام میافتد.
ولی شیر دوم موفق میشود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر میافتد و به باغ وحش بازگردانده میشود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی میسوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
او پاسخ میدهد: «توی یکی از ادارات دولتی». هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را میخوردم و کسی هم متوجه نمیشد !
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
: «اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.
⭐️💫⭐️💫⭐️💫
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🔰💢💯گفتنیها!
🔰🚨برای آنهایی که به تازگی با شکست و غمی بزرگ در زندگیشان مواجه شده اند...
🎤گوینده: #بشردوست
🌟🌈💫🌟🌈💫
ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭاخ مار میگذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽآمد، ﺷﯿﺮ را میخورد ﻭ سکهاﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ میانداخت.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ. ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ. ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ. ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش میکنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ...
🌈🍃🌸🌈🍃🌸
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰
🛑🌈نگاهمان را عوض کنیم🥰😍
🎙#صالحی
🍀🍀🍀🍀🍀
🍀🍀🍀🍀🍀
این سرزمین لبریز از انسانهای به انزوا رسیدهای است که به تنهایی نمیتوانند دردها و رنجهای خودشان را درمان کنند.
من تنها هستم.
کار زیادی هم از دستم ساخته نیست. ولی باید بروم و با کلامی یا تکان دادن دستی هم که شده قدری از دردهاشان بکاهم.
دردها بیشمارند.
درکِ رنجهای همدیگر، دنیا را قشنگ میکند.
#بختیار_علی
⭐️💫⭐️💫⭐️💫
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
💠دوستان وهمراهان عزیز شب بهاریتون بخیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂
🛑با بخش #شبانه
همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
