مَکا
Kanalga Telegram’da o‘tish
گاهی یک بیت شعر، تمامِ حرفهای نگفتهی ماست... 🥀 📖 شعر | ادبیات فارسی | 🖋️ پناهی برای دلهای اهلِ کلمه
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
6 657
Obunachilar
-3024 soatlar
-1837 kun
-3 05930 kun
Postlar arxiv
6 645
ترجمه:
به تو گفتم نیمهی جانم،
در این سالها که چای مینوشیدیم،
خیلیها از دور نگاهمان کردند.
من بارها آخ و وای کشیدم،
شبها را از خواب بیدار ماندم،
برای تو، لالایی گفتم.
تو خواب بودی و من بیدار،
ستارهها را میشماردم.
هر کس تو را ستاره مینامد،
من برای تو ماه گفتم.
بعد از تو، زندگی من
اگر شیرینی بگوید، بیفایده است (یا: بیمعنی است).
هر روز گلی میخریدم
و به پای تو گل میپاشیدم.
غروب کردن تو مثل خورشید،
برای من مثل غروب ماه بود.
اکنون تابستان را زمستان مینامم،
زمستانِ پیشین را تابستان.
گاهی نام تو را صدا میزنم
و من دیوانه، ناینای (فریاد/زاری) میکشم.
***
6 645
اگه بخوان کارنامه رو چاپ کنن به اسم من واسه خرداد باید یه ویرایش بشه نام ونام خانوادگی[ جت جی بی تی]🎀😂
