"دخترِ شعر"
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
544
Obunachilar
-2124 soatlar
+647 kun
-34530 kun
Postlar arxiv
543
📸✨ چالش
یک عکس از خودتان بفرستید؛
فرقی نمیکند سلفی باشد، نیمرخ، هنری، سیاهوسفید یا هر سبکی که دوست دارید.
بعد از پایان چالش، عکسی که بیشترین ریاکشن را دریافت کند،
سوژهی شعر من خواهد شد و برای همان عکس، یک شعر اختصاصی مینویسم. 🤍✍🏻منتظر قابهای زیبای شما هستم... 📩 عکسها را بهصورت ناشناس از طریق بات ارسال کنید: @PeomsGirlBot "فوروارد در چنل هاتون آزاد:))"
543
Repost from شین مثل شایار
میمردم و فقط میخواستم در آغوشش باشم
حالم آنقدر بد بود که حتی فراموش کرده بودم این او بود که من را کشت.
543
یک چالش کوچک...
جمله را با حسِ خودتان ادامه بدهید:
«کاش میشد...»
من: «کاش میشد بعضی لحظهها تکرار شوند، بیآنکه چیزی از زیباییشان کم شود.» حالا نوبت شماست... ببینم «کاش میشد» شما چه پایانی دارد. 🤍 •جوابت را فوروارد کن به چنلت یا داخل بات برام بفرست. بات ناشناس: @PeomsGirlBot
