uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

هِیـوا

هِیـوا

Kanalga Telegram’da o‘tish

اندیشه‌های پریشانِ دلی هایی آرزومند ؛ 🦋(Henas&Nahal) هیوا یعنی ؛ امید✨ آرزو✨فریاد بلند.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
454
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-137 kun
-11330 kun
Postlar arxiv
چقدر باید بگذرد، تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته، از یاد ببرد؟

گاهی غم، اونقدر بزرگه که فقط به شکل سکوت درمیاد. هیچ اشکی نمی‌ریزی، هیچ حرفی نمی‌زنی. فقط می‌مونی توی یه اتاق بی‌صدا، با حسی که نه میشه تعریفش کرد، نه فرار ازش.

روزایی كه باهات كمتر حرف ميزنم احساس می‌كنم اون روز رو زندگى نكردم.

دیدی یه سری وقتا حالت از همه چی بهم میخوره؟ حتی خودت؟

قفلی🖇️🙌🏻

4_5933530038484879564.mp34.42 MB

اگه ته دلِ خودت خالیه ولی به بقیه دلگرمی میدی تو داری دنیارو ...
به جای قشنگ تری تبدیل میکنی :)🤍🌱

آخرشم نميفهمی يه غربيه بود يا يه تيكه از وجودت..

از اونی که می‌گه من مثل بقیه نیستم، دو بار بیشتر باید ترسید.

تو حق داری حالت خوب نباشه، ما قوی بودن به کسی بدهکار نیستیم

متاسفم عزیزم. درد همیشه هست، این تویی که باید بی حس شی

برای راحتی و آرامش قلبت چیزی که دیگه مال تو نیست رو دنبال نکن..

خستگی یعنی: توان گریه نداشتن:)

آغوش.
آغوش.

تنها چیزی که دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها ندیدن، آرامشه :)

اما عزیزِ من آن‌که تو را دوست بدارد به تماشای رنجَت نخواهد نشست…

به نظرم هیچ حسی اندازه‌ی حس ترحم نمیتونه نفرت انگیز باشه.

من روحم زخمیه. من هر چقدم سرپا باشم، هر چقدم بخندم، هر چقدم خم به ابرو‌ نیارم، هر چقدم حفظ ظاهر کنم باز روحم زخمیه، باز انرژیم یه جایی ته میکشه، باز یه جایی زانوی غم بغل میکنم و میشینم یه گوشه، باز تو یه نقطه‌ای امیدمو گم میکنم و دیگه میبُرم از همه چی؛ از من توقع زیادی نداشته باشین.

به پوچی رسیدم.

از شدت استرس حالت تهوع گرفتم:)