silent eyes
Kanalga Telegram’da o‘tish
«چشم های خاموش»
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
219
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+87 kun
+130 kun
Postlar arxiv
219
زخمهامو دوست دارم، چون یادم میندازن هیچوقت تماشاگر زندگی نبودم. تلاش کردم، تجربه کردم، اعتماد کردم، دل بستم، ریسک کردم، باختم و یاد گرفتم.
219
یکی از دردناکترین تجربههای هر آدمی، خاموش شدن یک ذوق عمیقه، چیزی رو از دست ندادی اما دیگه برای هیچی نمیتونی مشتاق باشی، انگار چراغی درونت خاموش شده و برای مدتی همه چیز تاریکه.
219
آدما خیلی دیر میرسن؛ دیر میفهمنت، دیر پشیمون میشن، دیر معذرتخواهی میکنن، دقیقا وقتی از چشمت افتادن و دیگه هیچوقت بهشون حسی پیدا نمیکنی.
