[بــی نــٰـازنــین ۱۴🤍⚖️]
Kanalga Telegram’da o‘tish
دلباخته: شعر؛هنر؛قانون ⚖️🐬 گویمنیو میدویدرحکمچوگانمن درپیتوهمیدومگرچهکهمیدوانمت🦋🌿 سخنی،حرفی،نکتهای؟ ناشناس: https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-hiiehbidaj
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
235
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
معاملات محجورین به زبان ساده
اول محجورین رو به دو دسته تقسیم می کنیم
دسته اول>> مجنون و صغیر غیر ممیز
دسته دوم>> غیر رشید و صغیر ممیز
دوم معاملات رو به سه دسته تقسیم میکنیم
🔻دسته اول > تملیکات رایگان
🔻دسته دوم > تملک رایگان
🔻دسته سوم > معاملات معوض
❇️حالا تاثیر دو دسته محجور رو بر اقسام معاملات بررسی میکنیم
🔻صغیر غیر ممیز+مجنون>> تمامیِ ۳ قسم معامله که در بالا گفته شد رو انجام بدن باطله و لا غیر
🔻غیر رشید+ صغیر ممیز>>تملیک رایگان=باطل
🔻تملک رایگان=صحیح
🔻معامله معوض= غیر نافذ
نکته:
تملیک یعنی اینکه محجور مالی را به مالکیت کسی در بیاورد
تملک یعنی مالی به مالکیت محجور در بیاید
اقدامات مجرمانه بی بهره (جرم محال-جرم عقیم)
✅جرم محال
🔻در جرم محال علی رغم انجام کامل عملیات اجرایی مرتکب به دلیل وجود مانع مؤثر به مقصود مجرمانه خود نمی رسد.
🔻دو دلیل اصلی تحقق جرم محال
🔸الف - عدم کفایت وسیله
🔸ب فقدان موضوع جرم
🔸انواع جرم محال
✅ جرم محال مطلق
🔻(محال مطلق وسیله ای مانند شلیک با اسلحه غیر واقعی محال مطلق موضوعی مانند شلیک به جسد که دیگر زنده نیست)
✅جرم محال نسبی
🔻محال نسبی وسیله ای مانند شلیک به فردی که از تیررس خارج شده است
🔻محال نسبی موضوعی مانند جیب بری از جیب خالی در جرم محال نسبی به ویژه نوع موضوعی وضعیت به گونه ای است که میتواند در حکم شروع به جرم باشد.
✅ جرم عقیم
🔻در جرم عقیم نیز عملیات اجرایی به پایان رسیده اما به دلایل دیگری نتیجه مجرمانه محقق نمی شود.
🔻دو عامل اصلی در تحقق جرم عقیم:
🔸الف - عدم مهارت مرتکب
🔸ب- رخداد اتفاقات غیر قابل پیش بینی و خارج از اراده اگر علت عدم تحقق جرم فقدان مهارت مرتکب ،باشد آن قابل مجازات نیست.
مثالها:
✅جرم عقیم
🔻فردی به قصد قتل به سمت قربانی شلیک میکند اما زلزله میآید کامیونی از مقابل عبور میکند یا به علت لرزش دست یا نداشتن مهارت در نشانه گیری تیر به هدف نمیخورد در این حالت جرم عقیم تحقق یافته است.✅ جرم محال
🔻فردی ماده ای را که گمان میبرد کشنده است به خورد قربانی میدهد اما شخص ثالثی ماده کشنده را با داروی خواب آور جابه جا کرده بوده است در این حالت جرم محال اتفاق افتاده است.
باورو دواره وه خاوم درد چاوت له ناو چاومتو مانگ آسمانمی پر له ترویسکه هر شَوم!
یه مسئلهای که به نظرم باید خیلی جدیتر دربارهش حرف زد تمکین و ارتباطش با نفقهس.
سالها به زنها گفتیم:
«از بدنت استفادهی ابزاری نکن.»
«بدنت متعلق به خودته.»
«هیچکس حق نداره تو رو مجبور به رابطه کنه.»
بعد وقتی پای ازدواج و قانون وسط میاد، با مفهومی روبهرو میشیم که در اون، در چارچوب حقوقی نفقه، «تمکین» میتونه موضوعیت پیدا کنه و عدم تمکینِ بدون عذر موجه میتونه به از دست رفتن نفقه منجر بشه.
یعنی چی؟
یعنی یک زن ممکنه برای برخورداری از یک حق مالی، وارد رابطهای بشه که در اون رضایتش عملا زیر سایهی یک امتیاز اقتصادی قرار بگیره.
اینجاست که باید مکث کنیم و بپرسیم:
چرا بدن و رابطهی جنسی زن باید وارد معادلهی تامین معاش بشه؟
یک عمر به دخترها گفتیم بدن شما کالا نیست.
گفتیم ارزش شما به رابطهی جنسیتون نیست.
گفتیم هیچکس حق نداره شما رو به رابطه مجبور کنه.
حالا چطور میشه که در یک نظام حقوقی، وضعیت اقتصادی زن میتونه به مسئلهی تمکین گره بخوره؟
این تناقض واقعا قابل چشمپوشی نیست.
البته بحث حقوقی، جزئیات و استثناهای خودش رو داره و «عدم تمکین» هم در همه شرایط به یک معنا نیست؛ اما اصلِ این رابطهی حقوقی بین تمکین و نفقه، به اندازهای جدیه که نمیشه صرفا با گفتن «قانون اینه» از کنارش رد شد.
چون قانون فقط چند تا ماده و تبصره نیست؛ قانون روی زندگی واقعی آدمها اثر میذاره.
وقتی یک زن میدونه مخالفتش با رابطه یا انجام وظایف زناشویی ممکنه پیامد مالی داشته باشه، باید از خودمون بپرسیم
آیا رضایت هنوز کاملا آزادانهست، وقتی امنیت اقتصادی میتونه بهش گره بخوره؟
و اینجا دقیقا جاییه که بحث فقط «نفقه» نیست.
بحث دربارهی قدرت و نابرابریه.
چرا باید زن برای داشتن امنیت مالی، وارد ساختاری بشه که بدن و رابطهش هم در اون نقش پیدا میکنه؟
چرا استقلال اقتصادی زن اونقدر جدی گرفته نمیشه که حق معاشش وابسته به چنین سازوکاری نباشه؟
از یک طرف به زن میگیم:
«بدنت رو ابزار معامله نکن.»
از طرف دیگه، ساختاری داریم که میتونه رابطهی زناشویی و حق مالی زن رو به هم گره بزنه.
این تناقض رو نمیشه با چند کلمهی «وظایف زوجین» جمع کرد.
من نمیگم زن و مرد در ازدواج هیچ تعهدی نسبت به هم ندارن. اتفاقا ازدواج طبیعتا مسئولیت و تعهد دوطرفه داره.
حرف اینه که بدن هیچ انسانی نباید ابزار تسویهحساب اقتصادی باشه.
اگر زن و مرد شریک زندگی همدیگهان، باید دربارهی تعهدات ازدواج، حقوق مالی، امنیت اقتصادی و رضایت جنسی طوری حرف بزنیم که کرامت و اختیار هر دو نفر حفظ بشه.
نه اینکه به زن گفته بشه:
«اگر فلان تعهد رو انجام ندی، ممکنه حق مالیت رو از دست بدی.»
چون اینجا دیگه سوال فقط این نیست که «زن چه وظیفهای داره؟»
باید پرسید:
قانون چه نوع رابطهای رو داره تشویق میکنه؟ رابطهای مبتنی بر رضایت و شراکت، یا رابطهای که در اون قدرت اقتصادی میتونه روی بدن و انتخاب جنسی یک نفر اثر بذاره؟
و اگر قرار باشه دربارهی حقوق و تکالیف زن و مرد حرف بزنیم، این بحث باید برای هر دو طرف با یک معیار انسانی و عادلانه بررسی بشه.
بدن زن نه ملک شوهره، نه ابزار تامین معاش.
رضایت هم نباید چیزی باشه که بشه با پول، نفقه یا تهدید به از دست دادن امنیت اقتصادی، به دستش آورد.
«میتوانم همراهِ کهکشان باشم،
رهاتر از باد،
استوارتر از درخت،
جوانتر از گُل،
آبیتر از آسمان،
منعطفتر از ابر،
مواجتر از دریا،
سرسبزتر از جنگل،
تلختر از گیاهان کوهی،
سردتر از کوهستان،
و عاشقتر از مجنون.
گَردهِ ستارهای که در یک رود،
دوبار شنا نمیکند،
یکی شدن با جهان،
آنگونه که دیگر قابل تشخیص نباشم،
هرآنچه در میان است تطبیق استُ تطبیق.
چقدر از بَندها آزادمُ به آدمیت نزدیک...
رها رها رها من!»
یه مطلب بگم با حقوقی های عزیز خیلی ساده ؛
التزام به ایجاز و وضوح در بیان، نه عدول از مبانی است و نه تقلیل از شأن معقولات؛ بلکه اقتران سادگی با استحکام استدلال، موجب تعادل میان فن خطابه و فن حقوق میگردد. بداهت در تعبیر، هرگز به معنای سستی در مبنا نیست، بلکه عین اقربالطرق به مقصود عدالت است
⚖️ 🔹 تفاوت جرم قابل گذشت و غیرقابل گذشت
📍 جرم قابل گذشت
🤝 جرمی است که با شکایت شاکی خصوصی شروع میشود و اگر شاکی گذشت کند، تعقیب و مجازات هم متوقف میشود.
💡 مثال: توهین، ضرب و جرح سبک.
📍 جرم غیرقابل گذشت
🚨 حتی اگر شاکی گذشت کند، دادستان موظف است آن را تعقیب کند و مجازات هم اجرا میشود.
💡 مثال: قتل، سرقت، کلاهبرداری.
✨ نکته مهم:
قابل گذشت = شروع و ادامه پرونده وابسته به شکایت شاکی است.
غیرقابل گذشت = تعقیب جرم وابسته به شکایت نیست و جنبه عمومی دارد.
📎 یادآوری: شناخت این موضوع مهم است چون در برخی جرایم، گذشت شاکی فقط میتواند باعث تخفیف در مجازات شود نه پایان آن.
⚖️✅ با دانستن این تفاوت میتوان بهتر تصمیم گرفت که در چه شرایطی شکایت یا گذشت کرد.
🔴 خیارات فوری عبارتند از:
▫️عیب
▫️غبن
▫️رویت
▫️تدلیس
🟡خیارات مختص عین معین:
▫️عیب
▫️حیوان
▫️تاخیر ثمن
▫️رویت
▫️تدلیس
🟢خیارات مختص عقد معوض:
▫️عیب
▫️غبن
▫️تبعض صفقه
▫️تعذر تسلیم
▫️تفلیس
🟣خیاراتی که مختص بیع هستند:
▫️مجلس
▫️حیوان
▫️تاخیر ثمن
🔵خیاراتی که مدت دارند:
▫️مجلس: تا جدایی طرفین
▫️ حیوان: تا سه روز از عقد
▫️شرط: متصل یا منفصل
🟠خیار شرط در این موارد وجود ندارد:
▫️ نکاح: باطل
▫️وقف: باطل و مبطل
▫️ضمان نقل ذمه: غیرنافذ
🟤خیار غبن در این موارد وجود ندارد:
▫️صلح محاباتی
▫️صلح بلاعوض
▫️حواله
▫️ضمان
نکات مهم و آزمونی وصیت:
🔴 وقف و حق انتفاع بر معدوم به تبع موجود صحیح است.
🟡 وصیت تملیکی بر معدوم حتی به تبع موجود باطل است.
🟣 وصیت عهدی بر معدوم صحیح است.
🔴 وصیت اکراهی غیرنافذ است.
🟠 وصیت فضولی باطل است
🟡 اشتباه در شخص موصی له موجب بطلان وصیت است.
🟢وصیت به مالی که متعلق به غیر است باطل است.
🔵 وصیت به مالی که متعلق حق غیر است نافذ است.
🟣 وصیت به مال آینده صحیح است.
🔴 علم اجمالی به موصی به کافی است.
🔵 قابلیت تعیین موصی به کافی است.
🟠 موصی به باید مالیت داشته باشد.
🟡موصی به باید منفعت عقلایی و مشروع داشته باشد.
🟣 موصی به باید قابل انتقال باشد.
🟢وصیت شخص بدون وارث محدود به ثلث اموال نیست بلکه آزاد است که تمام اموالش را وصیت کند.
خدایا من خیلی مراقبم ولی اگه تو دیدی که من ناخواسته دلیل درد کسی بودم . لطفا خوبش کن و منو ببخش.
یه افسانهی ژاپنی میگه:
اگه تو این زندگی آرزوی برآورده نشده و
رویای واقعی نشدهای داریم، حتما تو زندگی
قبلی بهش رسیدیم و دیدیم خوش نمیگذره.
علاقهای ندارم برای کسی چیزی از حالم تعریف کنم، اونی که پیگیر باشه از چشمهام میفهمه اوضاع چطوریه.
قشنگ می شود برای این آیه جان داد:وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي ترجمه نقل به مضمون : تو را برای خودم آفریدم ... قرآن کریم سوره ی طه - ۴۱
این چه ترکیبیه …!
چه میکنی با ما ! 🕊️
اَشکِ من رنگِ شَفَق یافت زِ بیمهری یار
