uz
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

Kanalga Telegram’da o‘tish

Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
279
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+117 kun
+430 kun
Postlar arxiv
خب پس لیلیلیلی😭

با سرگیجه البته.

بعد از مدت ها یک متن یا نسبتاً ادبیات سنگین نوشتم.

نه عزیزم ممنونم بابت پیشنهاد نازت ولی اتفاقی نیفتاده😭

میخوای حرف بزنیم؟

نه پسر، مهمانی امشب یک مهمانی ساده نیست. این مهمانی سرنوشت را در دست خود نگه داشته است. مهمانان امشب هرکدام نقاب های خود را برداشته و نمای واقعی صورتشان را نشان ما خواهند داد. با این کار ما قادر به دیدنِ چیزی وحشتناک درون آنها خواهیم شد که سال هاست آن را از بشریت پنهان نموده‌اند. می‌پرسی در کجا؟ در ظاهرشان. شاید بگویی احمقانه است ظاهر انسان تنها چیزی‌ست که همه کسی می‌تواند آن را ببیند اما نه دوست من اتفاقا کلید ماجرا همین است! تو را اگر یک جواهر گران‌قیمت بدهد در یک صندوق بزرگ که بزرگ روی آن نوشته است در اینجا گوهری وجود دارد دست نزنید پنهان می‌کنی یا در جعبه کفشی دور افتاده که هیچکس از وجودش آگاه نیست؟ آری. به صریح ترین چهره ها هرگز اعتنایی نمی‌شود و همین موضوع بهترین راهبرد گناهکاران برای پوشیدن شرم‌آور ترین اعمالشان است. امشب از آن دسته افرادی گرد یکدیگر می‌آیند که می‌گویند آه چه بد است دیدن چشمان اشکبار کودکی تنگدست! سپس آنها را میبینی که روز و شب از این می‌گویند که چطور می‌خواهند به همان کودکان کمک کنند و مالی به آنها برسانند. اما داستان همیشه آن‌طور که ما می‌بینیم نیست. تو نمی‌دانی؛ نمی‌دانی چطور وانمود می‌کنند که برای کودکان فقیر همسایه اشک می‌ریزند درحالی که کودک خودشان از گرسنگی تلف می‌شوند. به هیچ لبخند و نگاهی صمیمانه اعتماد نکن؛ به هیچ صدای ملایم و کردار دل‌رحمانه‌ای دل نبند. جنون واقعی در آن شخصی‌ست که می‌گوید خیر من شراب نمی‌نوشم و تو غافلی؛ نمی‌دانی که شکمش سیر از نوشیدنِ خون تک به تک اطرافیانش است. امشب ما به قصد پذیرایی جلوی هریک از مهمانها یک جام از شرابِ خونین محبوبشان می‌گذاریم و اعلام می‌کنیم که در قطره به قطرهٔ این نوشیدنی فریادی نهفته و زلالی آن به زلالی اشک جوانانی معصوم است. سپس همان لبخند نحس فریب‌دهنده‌شان را بر لب می‌آوریم و به آنها چشم می‌دوزیم. داستان اینجا آغاز می‌شود پسر، سرنوشت به اعمال آنها گره خورده است. مهم ترین سوال اینجاست که آیا می‌توانند باز از پاکی با همان چهرهٔ مظلوم نمایشان سخن بگویند یا که دربرابر شرابِ خونین هوس‌انگیز عاجز خواهند شد؟

1:18

Feeling good.mp33.62 MB

ولی ممنونم بابت اینکه متوجهش شدی

ای کاش خودم هم باخبر بودم دقیقا چه چیزی سرم اومده.

شامِ آخر: ای کاش خودم هم باخبر بودم دقیقا چه چیزی سرم اومده.

کم پیدایی برادر.

1:18

Feeling good.mp33.62 MB

ولی ممنونم بابت اینکه متوجهش شدی

ای کاش خودم هم باخبر بودم دقیقا چه چیزی سرم اومده.

کم پیدایی برادر.