𝟑𝐂𝐛🦋
Yopiq kanal
به یاد ... فرزند ایران جان فدای میهن جاوید نام ابوالفضل پایدار در سبزوار عزیز 🤍🦋 2026 January 8 , Thursday 2026/1/8
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
111
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-887 kun
-8730 kun
Postlar arxiv
111
قبلا فقط شب که میشد خسته تر میشدم و فکر و خیال ها هجوم میآوردند و منم برا رهایی ازشون مجبور بودم حین گریه کردن، بنویسمش.
اما الان دیگ صبح و شب نداره
یکنواخت شده و در تمام ابعاد زندگیم وجود داره.
تنها فرقش اینه که دیگ اشکی ندارم که بخواد بریزه و وقتی دارم مینویسم رو برگه رو خیس کنه.
تازه الان فهمیدم بعد یه مدت طولانی که فکر و خیال میکنی از یک نقطه به بعد برات عادی میشه.
ینی ممکن تو فمر و خیال کنی ولی نهار بخوری ممکن حتی در حین درس بخونی و کلا همچنان که فکر میکنی به زندگیت هم برسی.
111
شده تا حالا حس کنی هیچی نمیتونه نورِ وسط تاریکی های روحت بشه؟
یا حس کنی هیچی نمیتونه از بغض وحشتناکی که ته گلوته کم کنه؟
من الان همینم، نه میتونم بگم چمه نه میتونم خودمو آروم کنم
فقط میتونم با عصبانیتای بیخودی خودمو تخلیه کنم
فقط میتونم خودخوری کنم و از این که حسام و فکرام بهم گره خورده، پره بغضم ولی اشکم نمیاد
عصبی شم از چيزاي كوچیک و بزرگ
عصبی شم و فقط حالمو بدتر كنم واقعا حوصله هیچ کسیو ندارم
فقط دلم میخواد جمع شم تو جسمِ خستهی خودم
