uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

کیهان وجود✨️

کیهان وجود✨️

Kanalga Telegram’da o‘tish

بیا کنارم بشین، تا لحظه‌ای به کیهان وجود سفر کنیم!⭐️ گوشه‌ای از افکار و احساسات من☕️ اینجا طناز می‌نویسه... اگه خواستی نوشته‌ش رو جایی ببری اسمش رو هم با خودت ببر💫 اگه کارم داشتی می‌تونی از طریق ستاره‌ها پیدام کنی: @setarehayekeyhanbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
455
Obunachilar
-324 soatlar
+237 kun
+6430 kun
Postlar arxiv
خب... من اگه کسی برام مهم باشه: نمی‌گم واسم مهمی برات می‌نویسم تو رو با تمام تاریکی ها و روشنایی های درونت دوست دارم و کاری می‌کنم کیهان وجودت رو کشف کنی و به زندگی زیباتر نگاه کنی✨

من نمی‌گم واسم مهمی، واست آهنگ می‌فرستم، ویس می‌گیرم، واست می‌نویسم، بهت گوش می‌دم، بغلت می‌کنم و دوستت دارم‌.

بیاید صحبت کنیم🍓✨ @setarehayekeyhanbot

جدیدا چقدر ساعت رند می‌بینم

امروز روز پرکاری بود خسته شدم😭 بیاید بات صحبت کنیم🍓 @setarehayekeyhanbot

فور کنید ۲۳:۲۳ ازتون یه پست فور کنم تا ۱ شایدم فردا گروه حمایتی: @memberyaar

Repost from a
شخصی که با چیزهای کوچیک خوشحال میشه،حالش خوب میشه،ناراحت میشه و میبخشه؛روح بزرگ و قلب حساسی داره.

چه خوشگله:)

ممنونم>

نوشته بود: سخت ترین بخش خودشناسی روبرو شدن با زخم هاییه که نقشی در بوجود اومدنشون نداشتی، اما مسئولیت ترمیم کردنشون با توئه

سلام نورهای کیهان✨ احتمالا یه مدت اینجا کمتر فعالیت کنم، درس هام سنگینه و نوشتن و تولید محتوا زمان‌بره امروز یه چنل پرایوت زدم، از این به بعد اونجا هستم دوست داشتید بیاید ، مخصوصا اگه کنکوری هستید، تا با همدیگه اونجا به بدبختی‌هامون فکر کنیم🌚

Repost from مُنشآت؛
آدمیزاد کلا موجود منتظریه. منتظره درسش تموم شه، منتظره مدرکش بیاد، منتظره کار پیدا کنه، منتظره بازنشسته شه، منتظره خوابش ببره، منتظره طرف بیاد، منتظره فلانی زنگ بزنه، منتظره جواب کنکور بیاد، منتظره حالش خوب شه، منتظره اوضاع بهتر شه، بعضی وقتام منتظره که بمیره.

ببخشید بابت پیام‌های اضافه، تا فردا پاک میشن

این پیام فور کنید تا یه کار جالب انگیز بهتون پیشنهاد بدم.🧶
جوین اجباری نیست.

فور کنید ۲۳ ازتون یه پست فور کنم تا ۱ گروه حمایتی: @memberyaar

https://t.me/baharnarenj026 یه صبح بهاری که درخت‌ها شکوفه زدن و ما کنار یه درخت قدیمی نشستیم می‌پرسیدم:«اگه قرار بود هر صبح یه نشونه باشه که هنوز برای عوض کردن چیزی دیر نشده، دوست داشتی فردا صبح چه چیزی رو شروع کنی؟»

https://t.me/emobunnyx3 توی طبیعت یه پکنیک می‌زدیم ،به صدای پرنده‌ها گوش می‌کردیم و در حالی که کیک ها رو قاچ می‌کردیم می‌پرسیدم: «اگه قرار بود طعم یه کیک رو بر اساس حالِ این روزات انتخاب کنی، چه طعمی می‌شد؟»