رخساره رنگ🎨✨
Kanalga Telegram’da o‘tish
زیبایی یعنی اصالت… من از دیار کوردستانم 🗻
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
482
Obunachilar
+5524 soatlar
+1257 kun
-2 11830 kun
Postlar arxiv
بعضی وقت ها به این فکر میکنم که لحظههایی که به نقاشی کردن میگذره جاییه که میتونم کامل و بدون آنالیز کردن، خودم باشم. لازم نیست وضعیتم رو توضیح بدم یا براش دلیلی خاصی بیارم. میتونم کلافه و ناامید بشم و پنج دقیقه بعدش از کاری که کردم ذوق کنم. انگار همه چیز باهم اتفاق میفته بدون اینکه نیاز به تفکیکشون داشته باشم. میتونم زنده باشم. اثر بگیرم و اثر بذارم. نترسم. معمولا بخشی از این افکار رو برای مامانم توضیح میدم. بعضی وقت ها تصور میکنم کسی که برام مهمه توی اتاق نشسته و کار خودش رو میکنه و من میتونم هرچقدر که میخوام صحبت کنم و تمام این اتفاقات رو با صدای بلند تعریف کنم تا از سرم خارج بشن. جالبه هرچقدر هم که راجع به نقاشی کردن غر بزنم انگار حس بدی بهم دست نمیده. و در نهایت برمیگردم تا ادامه بدم.
از زندگی چی میدونم؟ هیچی. هرچی بزرگتر میشم هم بیشتر متوجه این موضوع میشم. با همین هیچی دارم میرم جلو که بالاخره به یک چیزی برسم.
Now here I lay as I wonder about you
Would you just tell me what I'm meant to do?
'Cause I've waited and watered my heart 'til it grew
You can see how it's blossomed for you
life keeps moving and suddenly you're aware that you're not standing outside the world watching it from afar. You're in it too. You're getting older, losing people, wanting things. You're going to have a before and an after too.
"How could i explain that my greatest fear is precisely of: being? And yet there is no other way. How can i explain that my greatest fear is living whatever comes? How to explain that i can't stand seeing, just because life isn't what i thought but something else - as if i knew what!"
(The passion according to G.H., Clarice Lispector)
مثلا با کلی کلنجار یدونه قلمو بخری ولی حالا دلت نمیاد ازش استفاده کنی چون قیمت کلیه سمت چپته.
تا به کِی باشی گرفتار امید
ناامیدی پیشه کن، آزاد باش
(دیوان تغرا مشهدی، ارغوانزار شفق)
بعضی زیباییها به زمان تعلق ندارند؛ از قرنها عبور میکنند و در حافظهی رنگها و نقشها جاودانه میمانند…
در جهان نقش و نگار، هر پیچوتاب روایتیست و هر گل، نشانی از ذوق و خیال؛ گویی دست هنرمند، رازی از گذشته را به زبان خطوط و رنگها ترجمه میکند.
اینجا ظرافت، بیصدا سخن میگوید و هنر، قصهایست که هرگز به پایان نمیرسد… 🎨🖤
