دختر سرزمین بودا
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
208
Obunachilar
+124 soatlar
-37 kun
+330 kun
Postlar arxiv
حس میکنم سال جدید سال خوبی خواهد بود؛ برای من، برای عزیزانم و برای همه ما. همانطور که امسال سخت گذشت، مطمئناً سال جدید بهتر خواهد بود. با اهداف خوب، آدمهای خوب و کلی آرامش...
فکر کنم فردا سال هم تحویل میشه...
دارم فکر میکنم که برای سال جدید از خداوند چه میخوام...😎
این لینک پیام رسان بهتر است! در صورتیکه خواستید نظری شریک بسازید...
https://t.me/SendHarfBot?start=106888d47193
گاهی فقط لازم است رها باشم و به هیچ چیزی بند نباشم؛
نه به حرفی، نه به آدمی، نه به جایی، نه به هیچ چیزی.
رها…
مثل باد،
مثل ابر...
گاهی فکر میکنم کاش خانهٔ مادرکلانم نزدیک خانهٔ ما میبود. آنوقت هر وقت از همهچیز خسته میشدم، میرفتم کنارش، بغلش میکردم یا دستکم کنار او مینشستم و فقط به حرفهایش گوش میدادم.
مثلاً امروز چقدر خوب میشد اگر میتوانستم به خانهاش بروم و مدت طولانی همانجا بمانم.
در میان همه بدهکاریها زندگی، حضور مادرکلان همیشه در دلم ماند.
این روزها از دوستانم میشنوم که میگویند کانال تلگرامم را دوست دارند، نوشتههای دلیام را میخوانند و به آهنگهایش گوش میکنند. آن موقع به شدت ذوق میکنم و حس خوبی میگیرم و متوجه میشوم که شما عزیزان چقدر دیدگاه زیبا دارید و محبت میکنید.
خلق این کانال ماهها پیش صورت گرفت و دلیل اصلیاش هم ثبت لحظاتی بود که دوست داشتم در لابهلای پیچوخم زندگی از یادم نروند و حداقل بتوانم با دوستانم از طریق موسیقی یا حتی تکههایی از نوشتهها ارتباط بگیرم، چون فکر میکنم برای ما انسانها ارتباط و اثبات حضور و بودن در یک زمان خیلی مهم است.
موضوع دیگر علاقهام به نوشتن است. یادم است از صنف دومم کتابچه خاطرات و یا همان یادداشت روزانه داشتم و تا الان هم دارم و همیشه مینویسم. این نوشتن همیشه به من کمک کرده، مثلاً کمک کرده موضوعات را با نوشتنشان بهتر تحلیل کنم یا حتی لحظههای زیادی را در کتابچه و موبایلم ثبت کنم.
یادم نرود که ذکر کنم نوشتههایم هیچوقت نوشته نشدهاند تا از لحاظ قوانین نویسندگی خوب باشند، بلکه کاملا دلی و ساده اند.
در این دنیایی که پر است از حسهای منفی و تاریکی، خوشحالم در زندگیام آدمهای مهربان با قلبهای پر از نور حضور دارند.❤️
#دلی
نه میشه جلوی رفتن به مسیر اشتباه را گرفت، و نه میشه عواقب اش را کمتر کرد... باید رفت و رنج کشید.
گفته بود تا زمانی نتوانی در درونت خودت را محکم تر و قوی تر کنی، نمیتوانی کمتر آسیب ببینی.
عزیز من،
حالت این روزها چطور است؟
کابل این روزها خیلی زیباست. همهٔ درختها شکوفه دادهاند، هوا خنکِ بهاری شده و حتی امروز صبح وقتی بیرون شدم باران میبارید.
من این ترکیبِ شکوفههای درختان، هوای خنک و نمنمِ بارانِ بهاری را خیلی دوست دارم.
همانطور که آنتون چخوف میگوید:
چه هوای خوبی است امروز؛ آنقدر خوب که نمیدانم چای بنوشم یا خودم را دار بزنم!
#دلی
