کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚
Kanalga Telegram’da o‘tish
"من زندگی بهخاطرِ مُردن نمیکنم" «عفیف»
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
219
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+107 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
از «آ» دوتا پرندهی خوشبخت مردهاند
تا «یا» دوتا پرندهی خوشبخت مردهاند
از آنهمه پرنده که دیروز پر زدند
تنها دوتا پرندهی خوشبخت مردهاند
ديشب رسيدهاند به هم با هزار عشق
- فردا؟
- دوتا پرندهی خوشبخت مردهاند.
و غصه مى خورى تو و میپرسی از خودت
آيا دوتا پرندهی خوشبخت مردهاند؟
اخبار گفت: روى دوتا سيم برق از
سرما دوتا پرنده خوشبخت مردهاند!
حالا فقط نه من، نه تو ديروز مردهایم
با ما دو تا پرندهی خوشبخت مردهاند.
#آیدا_دانشمندی
ما اگر دوتا بودیم
یکی میتوانست
شانههای دیگری را زیر آوار بشناسد
برود کمک بیاورد.
ما
زیادی یکی شدیم.
#محمدرضا_رستم_پور
Repost from N/a
بسیار کردم هرچی باید هم... نباید هم...
از خوب هایش خورده ام بعد از تو از بد هم
بگذار دنیا بگذرد با شوری اشک و-
-با تلخیی الکول پنجاه و سه درصد هم
در سینه ام دفنی شبیه مرده در مرداب
روحت ازین گِلخانه بیرون رفته شاید هم
یادت میآید گفته بودم موقع رفتن؟:
تو میشوی از من اگر آتش ببارد هم!
گفتی که دستم نیست این دوری و مجبورم.
با من نمیمانی اگر دست تو باشد هم
حالا که ماهی های قرمز مرده؛
حرفی نیست این تنگ لعنت گشته زیبا بخشکد هم
وقتیکه حالم داشت پرسیدن نمی پرسید
حالا که حالم را بپرسد هم... نپرسد هم...
من انتظار از هیچکس دیگر نخواهم داشت
مهدیی این امت بیاید هم ... نیاید هم ...
علینیا---- چون فضیل به در خانه رسید آواز داد. اهل خانه گفتند که: آواز او بگشته است، مگر زخمی خورده است. فضیل گفت: بلی، زخمی عظیم خورده ام. گفتند: برکجا؟ گفت: برجان تذکرة الاولیاء ذکر فضیل عیاض
کاش باشم همیشه لایق تو
تا ابد عاشق عاشق عاشق تو!
شوق دارم برای لبخندت
شانه دارم برای هقهق تو
چهکنم تا که باخبر باشم
از همه ساعت و دقایقِ تو
های «شبهای پرستاره»ی من!
میشوم این بهار سارقِ تو
کشتی دیگران برای خودش
شاد هستم درون قایقِ تو
باز پرسی: کیای؟ چکارهی تو؟
من بگویم: شگوفهام! دقِ تو!
کریستال کیانوش
