◜ ׁ┄ׅ𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖼𝗋𝖺𝗒𝗈𝗇.
Kanalga Telegram’da o‘tish
Он сомкнул глаза под оранжевый закат — и мир исчез...🌅
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
131
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-357 kun
-20430 kun
Postlar arxiv
حقیقتا دلم میخواد برم به نانامی بگم کلمه ممدقلی یادت باشه و بعد دیلیت اکانت کنم🤣💔
هر کی بخواد بیاد بگه منم همینطور یولی
منم همینطور بیلی
منم همینطور یارا
منم همینطور فلانی!
میزنم جرش میدم💆🏻♀
راستش
من به هیچکس اعتماد ندارم.
یکی از اعترافات سنگینم میتونه این باشه که بگم
نه به خودم
نه به زنم
نه به دوستای صمیمیم
نه به خونوادم
نه به کسی که از کنارم رد میشه و فقط یه رهگذره
نه به هم کلاسی هام
نه به دوستهای مجازیم
نه به برادرم
نه به دبیر هام
نه به کسی که میگه میتونی بهم اعتماد کنی و همه چیو بهم بگی.
من نه اعتماد میکنم و نه میتونم ، من همه چیز رو به هر کسی میگم در حالی که ته هر کدوم از رابطه هام رو یک بار دیدم و میدونم قراره بعد لبخندی که بهشون زدم
یا بدخلقی ای که درموردشون کردم چه واکنشی نشون بدن یا چه اتفاقی بیوفته.
من میدونم!
میفهمم قراره کسی که بهش لبخند زدم فرداش بشه دلیل گریه هام
میدونم کسی که بهش فحش دادم و ازش متنفر شدم فرداش بشه مرهم دردهام و یکم از بار روی دوشم کم کنه.
من ترسی از از دست دادن هیچکس ندارم.
من ترسی از ترک یا طرد شدن ندارم.
من ترس از اینکه بهم خیانت بشه ندارم.
بالاخره چه من چه کس دیگه ای ، قراره این خیانته براش اتفاق بیوفته.
بالاخره به من خیانت نکنه فرداش بجای من یکی دیگه قربانی میشه.
این ذات آدمهاست و طبیعی است.
عاشق شدن؟
من حتی مطمئن نیستم عاشق شده باشم که انقدر خودمو به آبوآتیش میزنم برای اون یک نفر.
عاشق نیستم اما بهش وابسته ام و احساس آرامش میکنم در کنارش.
عاشق نیستم اما دوستش دارم.
اما باز هم میتونم بگم هیچ ترسی از از دست دادنش ندارم.
اون همین الان هم بگه میخواد ترکم کنه میگم باشه!
من نمیدونم چرا دارم این حرفها رو به زبون میارم اما.. یادم رفت.
من از اولشم میدونستم هیچکس قرار نیست برام بمونه.
نه هارولد
نه تیان
نه یوری
نه ریکو
نه ریو
نه رزالین
نه ایزانامی
نه نانامی
نه رومن
نه آنا
نه الیوت
نه آیان
نه ژان.. من حساب دیگه ای روت باز کرده بودم رفیق!
اما بازم موندم. اما باز هم ادامه دادم. ادامه دادم تا یکی یکی ترکم کردن و شدن مایهٔ افسوس و افسوس.. اونم دقیقا وسط از خواب پریدن های نصف شب و اشک ریختن. اونم وسط یاد کردن آدمهای گذشته در حال درس خوندن و غرق گذشته شدن.
عاح خدای من بسه!
دیگه ادامه نده.
راستش
من به هیچکس اعتماد ندارم.
یکی از اعترافات سنگینم میتونه این باشه که بگم
نه به خودم
نه به زنم
نه به دوستای صمیمیم
نه به خونوادم
نه به کسی که از کنارم رد میشه و فقط یه رهگذره
نه به هم کلاسی هام
نه به دوستهای مجازیم
نه به برادرم
نه به دبیر هام
نه به کسی که میگه میتونی بهم اعتماد کنی و همه چیو بهم بگی.
من نه اعتماد میکنم و نه میتونم ، من همه چیز رو به هر کسی میگم در حالی که ته هر کدوم از رابطه هام رو یک بار دیدم و میدونم قراره بعد لبخندی که بهشون زدم
یا بدخلقی ای که درموردشون کردم چه واکنشی نشون بدن یا چه اتفاقی بیوفته.
من میدونم!
میفهمم قراره کسی که بهش لبخند زدم فرداش بشه دلیل گریه هام
میدونم کسی که بهش فحش دادم و ازش متنفر شدم فرداش بشه مرهم دردهام و یکم از بار روی دوشم کم کنه.
من ترسی از از دست دادن هیچکس ندارم.
من ترسی از ترک یا طرد شدن ندارم.
من ترس از اینکه بهم خیانت بشه ندارم.
بالاخره چه من چه کس دیگه ای ، قراره این خیانته براش اتفاق بیوفته.
بالاخره به من خیانت نکنه فرداش بجای من یکی دیگه قربانی میشه.
این ذات آدمهاست و طبیعی است.
Repost from 𝖺𝗌𝗍𝗋𝗈𝗆𝖺𝗍ı𝖼
آریسها خیلی خوشصدان، واقعا صداشون خیلی عالیه. خیلی هم خفن و وفادارن.
میخواستم آلبوم بعدی آهنگای بیلی رو بزارم اما مشترک گرامی در حال حاضر شما 80% از بسته اینترنت خود را مصرف کرده اید.
