ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
396
Obunachilar
+124 soatlar
+27 kun
-130 kun
Postlar arxiv
🍯” ظاهراً به خواهرزادههات برای چوسوک پول توجیبی دادی، کنجکاوم بدونم چه واکنشی نشون دادن! احتمالاً گفتن "دایی تهره بهترینه!" چه کیوت~ دایی تهره، به منم پول توجیبی بده!
🐥” اوه، باید بهت پول توجیبی بدم؟ پس منو "دایی تهره" صدا کن! خواهرزادههام معمولاً زیاد بهم سر میزنن، ولی این بار فقط یکیشون اومده بود. یک دختر کوچولو بود. حتی هانبوک قشنگ پوشیده بود و وقتی دیدم برای دایی تهره ناز و ادا درمیاره، دلم نیومد و بهش پول توجیبی دادم. اونم خیلی آروم پول رو گرفت و گذاشتش توی پاکت پولش. خیلی کیوت بود 🥹
— هفته پیش از تِلدی پرسیدن که توی تولد یکسالگیش چی برداشته و گفت که موز برداشته، اما این هفته اومد و گفت که خاله و دخترخالش بهش گفتن که موز نبوده 😭
🍯” تِلدی توی دولجابی [مراسم اولین تولد نوزاد که در اون، وسیلهای که بچه برای اولین بار انتخاب میکنه، بهطور سنتی نماد مسیر یا آیندهش در نظر گرفته میشه] چی برداشته بود؟
🐥” موز بود...؟
🌹” موز روی میز بود...؟
🐥” آره، موز روی میز بود... صداتون رو میشنوم! هر چی میگین رو میشنوم. فکر کنم یک موز برداشتم... یک چیز زردرنگ بود و تا جایی که یادمه، موز بود. شاید این یک جور نشونه بوده که از قبل بهم بگه تهنینی واقعاً وجود داره. واقعاً برام سواله چرا اصلاً اون رو اونجا گذاشته بودن...
🐥” اون موز نبود. چی بود؟ ظاهراً یک چیزی شبیه نخ پنبهای برداشته بودم. خالهم و دخترخالهم هم میگفتن "اصلاً اونجا موزی نبود، پس چرا گفتی موز برداشتی؟"... خودمم نمیدونم این موز دیگه از کجا سر و کلهش پیدا شده بود!
🍯” امیدوارم یک روزی صدای تِلدی رو توی ost یک موزیکال بشنوم
🐥” منم امیدوارم بتونم صداش رو بشنوم! امیدوارم تِلدی یک روزی توی یک موزیکال بازی کنه. ممنون بابت حرفهای قشنگت!
🍯” نه، ولی وقتی آلارمت رو اینقدر بلند میذاری، از صداش با ترس از خواب نمیپری؟ تِلدی، قلبت اوکیه؟ 😭
🐥” فکر نکنم هیچوقت از خواب پریده باشم. من کلاً صبحها خیلی سخت نمیگیرم. فقط با خودم میگم "آه، خب، انگار باید برم بیرون" و بعد از جام بلند میشم، صورتم رو میشورم، لباس میپوشم و دوش میگیرم. فکر کنم به خاطر اینه که شغلم این شکلیه. البته فکر میکنم این چیز خوبیه. اینکه عادت داشته باشی صبحها بلافاصله بیدار یشی و دوباره نخوابی، خوبه!
🍯” صدای آلارم تِلدی چیه؟ کنجکاوم بدونم!
🐥” آلارمم صدای بوق موتوره. برای بیدار شدن به یک صدای شدید و محکم نیاز دارم، برای همین... میپرسی چه وایبی داره؟ در واقع فقط صدای بوقه که "بیپ بیپ!" میکنه! آره، صدای موتور هم درمیاد. میدونی وقتی موتورسیکلتها بیرون صدای خیلی بلندی ایجاد میکنن، صداشون رو خیلی واضح میشنوی؟ منم آلارمم رو همونطوری تنظیم کردم و راستش خیلی بهم کمک کرده...
🍯” تِلدی وقتی کار سخت میشه، چطوری ادامه میده؟
🐥” من وقتی کار برام سخت میشه، یک رستورانی که مدتهاست دلم میخواد برم رو رزرو میکنم. به خودم یک جایزه کوچولو میدم، از یه غذای خوشمزه لذت میبرم و استرسم رو خالی میکنم. فکر کنم اینطوری میتونم از پسش بربیام...
🍯” تِلدی، امروز راحت از خواب بیدار شدی؟
🐥” فکر کنم من همیشه خوب میخوابم، ولی همیشه برای بیدار شدن مشکل دارم... میدونم که باید از جام بلند شم، ولی بدنم اصلاً همکاری نمیکنه. برای همین از اون آدمام که روی تخت غلت میزنم و خودمو از تخت میکشم بیرون. اتفاقاً اینطوری راحتتر میتونم از جام بلند شم!
+1
— gunwook, plus chat update
گونووک هم توی پلاسچت گفته بود که ضبط داشته و حسابی ترکونده و ازش راضیه. بعدشم گفت با اینکه خودش آهنگ رو نوشته، ولی حسابی سخت بوده!!
🐥” ساعت ۱۱ صبح، داشتم با گونووک اون آهنگ بالادی رو ضبط میکردم که قبلاً هم یک اسپویل کوچیک ازش داده بودیم! فکر میکنم خیلی خوب از آب دراومده، برای همین از نتیجهش راضی و خوشحالم
🐥” هر وقت میخوایم کاری رو شروع کنیم، ناخودآگاه حتماً به تاریخ نگاه میکنیم. باید روزی مثل اول ماه یا اول هفته باشه که دقیق و رُند باشه تا حس کنیم شروعمون کامله، مگه نه؟ برای همین، خیلیها روز ۲۳ سپتامبر، یعنی وقتی که دقیقاً ۱۰۰ روز تا پایان سال ۲۰۲۶ باقی مونده بود، آخرین چالش ۱۰۰ روزهشون رد شروع کردن. اما امروز دیگر ۲۸ سپتامبره. بله، ما حالا اون فرصت رو از دست دادیم. تازه، توی این فاصله تعطیلات چوسوک رو هم حسابی استراحت کردیم و حالا دقیقاً ۹۵ روز باقی مونده. عددش یکم قشنگ نیست، نه؟ اما واقعاً چند روز رو فقط به خاطر اینکه منتظر یک تاریخ کامل و بینقص بودیم، از دست دادیم؟ اصلاً توی زندگی، روزهای مبهم و نامنظم خیلی بیشتر از روزهایی که همهچیزشون دقیق و رُنده هست. پس بیایین بهجای چالش ۱۰۰ روزهای که همه میشناسن، مسیر چالش ۹۵ روزه رو امتحان کنیم. چون حتی اگر حدود پنج تا ضربدر روی روزهای اول بزنیم و بعد شروع کنیم، در نهایت روزی که به مقصد میرسیم همون روز خواهد بود. نه، حتی بیشتر از این؛ اینکه کی تا آخر مسیر ادامه میده رو فقط وقتی میفهمیم که واقعاً راه بیفتیم. حالا که اینطور شد، بیایین امروزم، فقط یک روز دیگه استراحت کنیم و حتی خاصتر عمل کنیم و بریم سراغ چالش ۹۴ روزه! اینجا zerobaseone’s close friend ئه و من کیم تهره هستم!
+5
Ꮺ “ DEAD:ALIVE ” concept photo,
ᅠᅠᅠ ﹙Nocturne﹚ver.
— شیون nowz توی لایوش پرفورمنس ویدیوی 'Killin' Me' هانبین رو دید و گفت که ویژوال هانبین واقعاً غیرواقعیه و اینکه آخر اجرا با دستهاش لوگو رو میسازه، خیلی جذابه. ظاهراً تازگی هم باهم صحبت کرده بودن و از قبل برنامهریزی کرده بودن که در طول تعطیلات چوسوک همدیگه رو ببینن، ولی برنامههاشون با هم جور درنیومده و نتونستن همدیگه رو ببینن! 💔
